گپی با ترنسکشوال سینمای ایران

چهره‌اش برای خیلی‌ها آشناست؛ خیلی‌ها هنوز نقش‌آفرینی‌اش را در فیلم‌های «سربازهای جمعه»، «تیغ‌زن»، «تسویه حساب» و «استشهادی برای خدا» به خاطر دارند. خیلی‌ها هم او را با « آناهیتا» و «سرزمین کهن» به یاد می‌آورند. چهره ارسطو نقطه مشترک این فیلم‌ها و سریال‌هاست؛ چه در روزهایی که فرزانه بود و با هویتی زنانه نقش بازی می‌کرد و چه حالا که سامان است و در قالب یک مرد در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف بازی می‌کند



او یکی از قدیمی‌ترین بازیگران حیطه بازیگری و یکی از مشهورترین ترنسکشوال‌های کشورمان است که بعد از ۴۲ سال تغییر جنسیت داده؛ خودش که می‌گوید: «نه چیزی برای پنهان کردن دارم و نه ترسی از حرف زدن درباره گذشته‌ام» شاهد این ادعا عکس‌های دوران فرزانگی‌اش است که در گوشه و کنار خانه‌اش دیده می‌شوند؛ عکس‌هایی که سامان آنها را دور نینداخته است.

بیشتر از ۴۰ سال از عمرتان را در یک قالب دیگر گذراندید، شما که می‌دانستید به این جنسیت تعلق ندارید چرا این‌قدر دیر اقدام کردید؟


جایگاهم را پیدا نکرده بودم. نمی‌دانستم کجا ایستاده‌ام. شک داشتم که تی‌اس هستم یا نه؟ می‌دانستم یک مشکل اساسی وجود دارد اما باید اطمینان پیدا می‌کردم. از عواقب تغییر جنسیت و تنهایی بعد از آن هم خیلی می‌ترسیدم؛ در اصل، مهم‌ترین مشکلم همین تنهایی بود. من عاشق معاشرت کردن با دیگران هستم و دوست دارم همیشه در خانه‌ام مهمان داشته باشم. می‌ترسیدم بعد از جراحی دیگر کسی من را نپذیرد.

ترس از تنها شدن باعث شد ۲۰ سال طول بکشد تا من تصمیم بگیرم جنسیتم را تغییر بدهم اما سال ۸۵ دیگر مطمئن شدم که می‌خواهم این کار را انجام بدهم و اقدام کردم. همان موقع خیلی‌ها گفتند باید بازیگری را ببوسی و کنار بگذاری‌؛ گفتند کار و زندگی‌ات رو جمع کن و برو خارج اما می‌بینید که هنوز هم اینجا هستم و به کارم ادامه می‌دهم.

در تئاتر و سینما جزو قدیمی‌ها به حساب می‌آیید، نقطه آغاز بازیگری‌تان کجا بود؟


از سال ۶۷ به شکل حرفه‌ای کارم را شروع کردم، آن روزها ساکن شاهرود بودم و همان‌جا هم کار می‌کردم. یک سال بعد گفتند خانم‌ها نمی‌توانند روی صحنه بیایند و کار کنند، ما هم برای اینکه بگوییم هنر زن و مرد ندارد، یک تئاتر به اسم «خرابه شام» کار کردیم و همه خانم‌ها با پوشیه روی صحنه رفتند.

همین جسارتی که ما بهخرج دادیم باعث شد سد روی صحنه نرفتن خانم‌ها شکسته شود و ما بتوانیم کارمان را ادامه دهیم. اواخر سال ۶۸ برای مدتی به تهران آمدم و بعد دوباره به شاهرود برگشتم اما از سال ۷۴ به بعد برای همیشه تهران را برای زندگی انتخاب کردم چون اینجا راحت‌تر می‌توانستم کار کنم.



اولین سریالی که خارج از قالب زنانه و در واقع با قالب اصلی‌تان بازی کردید، کدام سریال بود؟


سال ۸۷ در یکی از برنامه‌های ویژه عید نوروز به کارگردانی سعید آقاخانی نقش یک سمسار را بازی کردم. البته آن زمان درباره بازی در سریال کمال تبریزی هم صحبت‌هایی کرده بودم، اما اولین حضورم جلوی دوربین با همان نقش سمسار بود.

بعد برای صحبت با کمال تبریزی به پشت صحنه سریالش یعنی «سرزمین کهن» رفتم و با او به گفت‌وگو نشستم. اضطراب زیادی داشتم، مدام منتظر بودم ایشان یک دنیا سوال درباره کاری که انجام داده‌ام بپرسند، اما آقای تبریزی طوری رفتار کرد که انگار نه انگار اتفاقی افتاده، خیلی راحت فقط درباره بازی در فیلمشان با هم حرف زدیم.

مسعود کیمیایی هم همین‌طور بود. من سال‌هاست ایشان را می‌شناسم؛ ایشان یکی از افرادی بود که از قبل می‌دانست قرار است تغییر جنسیت بدهم و چه مشکلی دارم. یکی از خوشبختی‌های من حضور این آدم‌ها بود که کنارم بودند و توانستم روی کمک و اطمینان قلبی‌ای که به من می‌دادند حساب کنم و برای تغییر جنسیت اقدام کنم.

ارتباطاتی که قبل از تغییر جنسیت داشتید بعد از آن هم ادامه پیدا کرد یا تغییر کردند؟


بیشتر رابطه‌هایم را بعد از جراحی هم حفظ کردم اما چند تا دوست خوب داشتم که متاسفانه آنها را دست دادم و الان فقط گاهی تلفنی با آنها در ارتباط هستم.

با چه چیزی مشکل داشتند؟ اینکه راه اصلی زندگی‌تان را انتخاب کردید و تغییر جنسیت داده بودید یا مشکل، چیز دیگری بود؟
نپذیرفتند، اصلاً موقعیتی را که داشتم نپذیرفتند. می‌گفتند این فکری که درمورد خودت می‌کنی با چند جلسه روان‌کاوی حل می‌شود و خیلی جدی نیست. می‌گفتند تو بی‌دلیل یک مشکل کم‌اهمیت را بزرگ کرده‌ای. این گروه رابطه‌شان را کاملاً با من قطع کردند و همین موضوع خیلی اذیتم کرد.

حتی در یک دوره، افسردگی گرفتم اما چون اعتقاد داشتم زمان، مشکلات را حل می‌کند، همه چیز را به گذشت زمان سپردم و در حال حاضر بیشتر آنهایی که دیدشان نسبت به این کارم منفی بود من را پذیرفته‌اند. حالا خیلی‌ها فهمیده‌اند که ما باید آدم‌ها را به خاطر چیزی که هستند دوست داشته باشیم، نه چیزی که دوست داریم باشند.

همکارانتان چطور؟ آنها با سامان ارسطو مشکلی ندارند؟
حالا دیگر همه سامان را بیشتر از فرزانه می‌شناسند و می‌پذیرند و این همان اتفاقی است که باید بیفتد. قبل از جراحی مدام باید دلیل رفتارهایم را به دیگران توضیح می‌دادم و می‌گفتم این زنی که شما می‌بینید واقعیت دنیای من نیست؛ من فقط جسم زنانه دارم. همین باعث می‌شد آنها را آزار بدهم و روزهای پرتنشی را بگذرانم و حتی یک زن قلدرمآب به نظر برسم‌. اما حالا دیگر نیازی نیست بخواهم چیزی را ثابت کنم برای همین خیلی آرام‌تر از قبل هستم. آن وقت‌ها توی چشم‌هایم فقط و فقط ترس و افسردگی بود. انگار مدام درحال پنهان کردن خودم بودم.

با کدام یک از دوستان بازیگرتان رابطه بهتری داشتید؟
مائده طهماسبی و همسرشان فرهاد آئیش، مستانه مهاجر، مهتاب کرامتی، مسعود کیمیایی، رابعه اسکویی، مجید جعفری و خیلی‌های دیگر. دوستان هنرمندم راحت پذیرفتند.

عزت‌الله انتظامی، محمدعلی کشاورز و خیلی از کسانی که سن‌وسال بیشتری از آنها گذشته و فکر می‌کردم این اتفاق را خیلی راحت نپذیرند اما باز هم به من خیلی کمک کردند و شرایطم را همانطور که بود پذیرفتند.

رابطه‌تان با خانواده‌تان چطور است؟

راستش الان خیلی بهتر از قبل شده؛ فقط بعضی وقت‌ها نمی‌دانم از روی قصد و غرض است یا ناخودآگاه، آنها من را به اسم قبلی‌ام صدا می‌زنند و این کمی آزاردهنده است


در این مدت هیچ‌وقت این رابطه قطع نشد؟


نه خوشبختانه؛ البته فاصله سنی من و خواهرهایم کمی زیاد است. مثلاً بزرگ‌ترینشان ۵۸ ساله است؛ بالطبع کنارآمدن با شرایطی که من داشتم برایشان کار راحتی نبود با این حال هیچ‌وقت رابطه‌مان را با هم قطع نکردیم. شاید این رابطه مدتی کم‌رنگ شد اما من هیچ‌وقت نخواستم خودم را پنهان کنم چون اعتقاد داشتم کار درستی انجام داده‌ام و همین باعث می شد میلی به پنهان کردن خودم نداشته باشم.

با بچه‌ها چطور؟ بچه‌های اقوام و آشنایان؟


خیلی خوب است، چون یک کودک درون دارم که اسمش سیناست؛ سینا سال‌هاست که همراه من است. نه بزرگ می‌شود و نه دست از شیطنت برمی‌دارد؛ من ۵۰ تا خواهرزاده دارم که عاشقم هستند، من هم عاشق آنها هستم.

هزینه جراحی‌ها زیاد بود؟ برای تهیه‌اش مشکل نداشتید؟


دو تا جراحی اولم نزدیک به ۹ میلیون تومان هزینه داشت که با کمک مهتاب کرامتی و پادرمیانی‌هایش به ۴۰۰ هزار تومان رسید و این واقعاً کمک بزرگی بود که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. جراحی دوم که مهم‌ترین و اصلی‌ترین جراحی بود پول زیادی می‌خواست؛ چیزی حدود ۲۰ میلیون تومان که با کمک ۳۰ نفر از همکارانم این مبلغ تهیه شد و بالاخره خرداد‌ماه سال گذشته آخرین عمل تغییر جنسیت را انجام دادم. اگر کمک آنها نبود با مشکل روبه‌رو می‌شدم.

بهزیستی هم کمک کرد؟


متاسفانه آسیب‌دیدگان خیلی از آسیب‌های اجتماعی زیر‌ نظر بهزیستی هستند اما من و امثال من زیر‌شاخه‌ای از وزارت بهداشت هستیم و فقط می‌توانیم با بهزیستی در تعامل باشیم. هزینه‌ای که دولت برای کمک به جراحی ما در نظر گرفته ۱۰ میلیون تومان است اما در عمل بهزیستی در مرحله اول ۴ میلیون می‌دهد و در قسط بعدی یک میلیون تومان البته ممکن است این مبلغ قسط‌ها به صورت دیگری هم باشد، مثلاً اول ۳ میلیون بعد ۲ میلیون. حالا بماند که چقدر برای همین پول باید برو بیا داشته باشیم و از این اتاق به آن اتاق برویم و از هر جایی نامه بگیریم و تمام اینها ما راخسته‌تر می‌کند.

مشکلات دیگری هم داشتید؟


خیلی زیاد؛ مثلا بهزیستی برای ما پزشک تعیین می‌کند. آنها خودشان راضی نمی‌شوند که گربه‌شان را زیر تیغ جراحی بیندازند که شناختی از او ندارند اما بچه‌های ما با همه مشکلات روحی، روانی و خانوادگی‌ای که دارند و بحرانی که قرار است پشت سر بگذارند باید زیر نظر پزشکی که به آنها معرفی می‌شود، عمل کنند. ما نه کلینیک مخصوص داریم، نه پزشک، نه مشاور و نه حتی انجمنی که بتوانیم با آن در ارتباط باشیم. جمعیت ۴ هزار نفری تی‌اس ما درواقع انگار وجود ندارند.

بعد از جراحی چطور؟ مشکلات باز هم ادامه دارد؟


همه فکر می‌کنند فقط دیوانه‌ها باید بروند روان‌پزشک اما بچه‌های ما بعد از جراحی قطعاً باید تحت نظر باشند اما این امکان برای خیلی‌ها فراهم نیست. ببینید، ما فکر می‌کنیم اگر عمل جراحی تغییر جنسیت را انجام بدهیم دنیا برایمان بهشت می‌شود اما خبری از این جور چیزها نیست. وقتی در جمع بچه‌ها بودم و می‌گفتم باور کنید بعد از عمل هم زندگی همین است باورشان نمی‌شد. زندگی همین است اما بعضی‌ها که به خودشناسی نرسیده‌اند،کارهای عجیبی می‌کنند، زن‌ها زیادی زنانه رفتار می‌کنند و مردها غیرت‌های کاذب و افراطی از خودشان نشان می‌دهند.

گذشته را فراموش کرده‌اید؟
نه، نباید فراموش کنم، فقط دیگر کاری با آن ندارم. نمی‌دانم چرا بعضی‌ها عکس‌های آن روزهایشان را می‌سوزانند و همه خاطراتشان را کتمان می‌کنند. من معتقدم که جسمم تغییر کرده و با روحم همسو شده است. پس چرا باید عکس‌هایم را پاره کنم؟ باور کنید الان دیگر حتی به دیروز هم فکر نمی‌کنم چه برسد به گذشته.

چطور از فرزانه به سامان رسیدید؟

وقتی تغییر جنسیت دادم، با همسرم اسم‌هایی مثل فرزین، بردیا و سامان را انتخاب کردیم، هرکدام را چند روز صدا زدیم؛ سامان بیشتر از همه اینها به من می‌آمد و دوستش داشتم


ازدواج‌تان به کجا رسید؟
سال ۸۷ با همسرم نامزد کردیم، ۹ تیر ۸۸ تاریخ عقدمان بود و اردیبهشت ۹۰ از هم جدا شدیم. قسمت این بود که اینطوری زندگی کنم.

ارسطو تمام مدت مصاحبه به همسرش هدی فکر می‌کرد و دلش می‌خواست آنجا بود



آيا مصرف داروهاي جنسي مجاز است؟

رئيس کلينيک سلامت جنسي مرکز درمان ناباروري و سقط مکرر ابن‌سينا درباره مصرف”داروهاي ماهواره‌اي رفع مشکلات جنسي" هشدار داد و گفت: هرچند عوارض دقيق داروهاي گياهي رفع مشکلات جنسي هنوز از نظر علمي مشخص نيست، اما داروهاي هورموني رفع مشکلات جنسي خطر بروز ناباروري را براي فرد به همراه مي‌آورند.



دکتر سيدعلي آذين با تاکيد بر اينکه رسانه‌ها در تمام دنيا، سعي مي‌کنند تصويري را ارائه دهند که با ميزان فروش محصولات متناسب باشد، عنوان کرد: رسانه‌ها بسياري اوقات همان چيزي را که خودشان مي‌خواهند، در ذهن مردم برجسته مي‌کنند و از اين طريق محصولاتي که به ظاهر، اين خواسته‌ها را تامين مي‌کند به فروش مي‌رسانند.


وي ادامه داد: کافي است مردم يک يا دو مرتبه اقدام به خريد اين داروها کنند، در اين صورت حتي اگر بي‌خاصيتي آن را ديده و پشيمان شده باشند، جيب اين سودجويان پر شده است.
آذين در پاسخ به اينکه آيا تاکنون شاهد مراجعه افرادي به کلينيک سلامت جنسي به علت آسيب و عارضه ناشي از مصرف داروهاي گياهي تبليغي در ماهواره بوده‌ايد، گفت: چون مشخص نيست بسياري از اين داروها حاوي چه ترکيباتي هستند، عوارض هم براي ما ناشناخته است.

 

يعني وقتي از بيمار شرح‌ حال دارويي مي‌گيريم با توجه به دارويي که مصرف‌ کرده به وجود اختلال جنسي به علت مصرف آن دارو شک مي‌کنيم که با تعديل دوز، عوض کردن دارو يا مشورت با پزشک بيمار، علت را رديابي کرده و مشکل را حل مي‌کنيم.


رئيس کلينيک سلامت جنسي مرکز درمان ناباروري و سقط مکرر ابن‌سينا، ادامه داد: اما اينکه بتوان به طور مشخص گفت برخي عوارضي که در بيمار مشاهده مي‌شود به علت مصرف اين داروها بوده است، بسيار مشکل است. شناخت عوارض دقيق اين داروها نيازمند انجام امور پژوهشي است.


وي درباره عوارض داروهاي رفع مشکلات جنسي و بويژه تاثير آن در بروز ناباروري نيز گفت: اگر پايه اين داروها، هورموني باشد قطعا مي‌تواند سيستم باروري را به هم بريزد. پيش‌سازها و هورمون‌ها فعاليت تخمدان‌ها و بيضه را دچار اختلال مي‌کنند و در آن صورت مي‌توانند باعث ناباروري شوند.

آذين درباره داروهايي که تحت عنوان رفع‌کننده مشکلات جنسي در ماهواره‌ها تبليغ مي‌شوند، عنوان کرد: اگر واقعا ماده هورموني در درون اين داروها به کار رفته باشد، خطر ناباروري نيز مصرف‌کنندگان را تهديد مي‌کند.

نبايد فراموش کنيم سيستم هورمون‌هاي درون ريز در داخل بدن يک سيستم کنترل بسيار خاص دارد و هر گاه که اين دارو از بيرون به شکلي وارد بدن شود، اين محور را دستکاري کرده و به هم ريخته‌ايم.


رئيس کلينيک سلامت جنسي مرکز درمان ناباروري و سقط مکرر ابن‌سينا با بيان اينکه البته در مواردي اين دستکاري به نفع افراد است، عنوان کرد: به عنوان مثال در قرص‌هاي پيشگيري از باروري يا روش‌هاي درمان ناباروري، اين اقدام را آگاهانه، حساب شده و عامدانه انجام مي‌دهيم.

ولي در مواردي چون مکمل‌هاي بدنسازي عملا اين دستکاري هورموني به ضرر فرد است و در درازمدت باعث مي‌شود فعاليت غدد فرد دچار مشکل شوند.

طب سوزنی برای چاقی

بسیاری از بیمارانی که به کلینیک طب سوزنی برای کم کردن وزن مراجعه می کنند اغلب این سوال را مطرح می کنند که واقعا از نظرفیزیولوژیکی چه اتفاقی در بدن می افتد که باعث کاهش وزن با انجام طب سوزنی می شود. در تحقیق جدیدی که در آوریل ۲۰۱۲ در مجله جهان علم گزارش شده است نکاتی آمده است که می تواند در جواب به سوال این افراد کمک می نماید. در این تحقیق که بر روی ۲۰۰ بیمار مبتلا به چاقی انجام شد،  طب سوزنی به مدت شش هفته بر روی آنها صورت پذیرفت. پارامتر هایی که بر روی این افراد اندازه گیری شد عبارت بودند از: اندازه گیری بافت چربی،  اندازه گیری تیترآنتی بادی اچ اس پی (هیت شوک پروتئین)، و اندازه گیری سطح سی آر پی.  در این تحقیق مشخص گردید که طب سوزنی باعث کم شدن اچ اس پی و سی آر پی می شود و از این طریق به کم شدن وزن بدن کمک می کند. در این بررسی معلوم گردید که طب سوزنی نه تنها باعث کم شدن وزن در افراد چاق می شود بلکه میزان کلسترول خون آنها نیز پایین می آید

اولین های جراحی

                                          

در سال 1930، برای اولین‌بار «وایناروگنر» آلمانی تقاضای انجام عمل جراحی تغییر جنسیت کرد و نامش را به «لیلی‌الب» تغییر داد. در آمریکا نیز «جورج برجنسون» در سال 1953 تحت عمل قرار گرفت و بعداز آن با نام «کریستین جرجنسون» زندگی کرد و اولین ترانس سکشوال فیلم‌های هالیوود شد. در ایران، «مریم خاتون ملک‌آرا»، اولین کسی است که موفق شد در سال 1365 با امام خمینی(ره) ملاقات کند و با نامه ایشان که محتوی صدور فتوا برای تغییر جنسیت با تایید پزشکی بود، به پزشکی قانونی مراجعه کرد و همان زمان اولین‌ مجوز تغییر جنسیت از سوی پزشکی قانونی در جمهوری اسلامی ایران صادر شد. خانم ملک‌آرا قبل از عمل جراحی «فریدون» نام داشت و در سال 1354 نامه‌ای به حضرت امام(ره) که در نجف بودند، نوشت که امام رحمه‌ا... این‌گونه پاسخ دادند: «تکلیف یک زن بر شما واجب است»، اما خانم ملک?آرا با پیگیری?های مستمر خود موفق شد سال 1365 خدمت امام خمینی(ره) رسیده و بعد از بررسی موضوع توسط علما و پزشکان، فتوای ایشان مبنی بر اینکه «تغییر جنسیت با تجویز طبیب مورد اعتماد اشکال شرعی ندارد» را اخذ کند. همان موقع امام راحل به دادستان وقت برای حکم اجرایی دستور می?دهد و دادستان نیز حکم تغییر شناسنامه فریدون ملک آرا را صادر می?کند و بدین ترتیب از سال 1365 در کشور ما کلینیک‌ها اقدام به عمل جراحی تغییر جنسیت کردند که تاکنون نیز ادامه دارد.

شناسایی افراد ترنس

افراد ترنس را میتوان در بعضی موارد از روی ظاهر آن ها تشخیص داد بدین صورت که ما فردی رو می بینیم در لباس دخترانه اما با حرکات و حالت های پسرانه ، مدل موی پسرانه ، راه رفتن و نشست و برخاستی پسرانه . برخی از این افراد صدای پسرانه ای دارند . ترنس های مرد به هیچ وجه آرایش نمی کنند برخی نیز از تمیز کردن ابروهای خود پرهیز می کنند در بسیاری موارد به دلیل نفرتی که از جسم خود دارند سینه های خود را با بانداژ یا گن های بسیار تنگ می بندند و از جلوه دادن برجستگی در این ناحیه بسیار پرهیز می کنند در صورتی که افراد همجنس گرا از جسم خود رضایت کامل دارند و هیچگاه به فکر تغییر آن نیستند هرچند که گروهی از افراد همجنس گرا هستند که پوششی پسرانه دارند اما در درون از جسم خود کاملاً راضی هستند.


افراد ترنس را میتوان در بعضی موارد از روی ظاهر آن ها تشخیص داد بدین صورت که ما فردی رو می بینیم در لباس دخترانه اما با حرکات و حالت های پسرانه ، مدل موی پسرانه ، راه رفتن و نشست و برخاستی پسرانه . برخی از این افراد صدای پسرانه ای دارند . ترنس های مرد به هیچ وجه آرایش نمی کنند برخی نیز از تمیز کردن ابروهای خود پرهیز می کنند در بسیاری موارد به دلیل نفرتی که از جسم خود دارند سینه های خود را با بانداژ یا گن های بسیار تنگ می بندند و از جلوه دادن برجستگی در این ناحیه بسیار پرهیز می کنند در صورتی که افراد همجنس گرا از جسم خود رضایت کامل دارند و هیچگاه به فکر تغییر آن نیستند هرچند که گروهی از افراد همجنس گرا هستند که پوششی پسرانه دارند اما در درون از جسم خود کاملاً راضی هستند.

و برعکس برای ترنس های زن ، پسری را می بینیم که حالات و رفتار دخترانه دارد.ابروهای خود را به سبک زنانه تمیز می کند.خصوصیات اخلاقی اش دخترانه است ، از داشتن اعضای تناسلی مردانه بیزار است .

اما گاهی اوقات بر اساس باور های غلط و نبود اطلاعات کافی افراد ترنس را یک فرد منحرف جنسی و در برخی موارد یک همجنس گرا یا دوجنسه می نامند و همین موضوع سبب بوجود آمدن مشکلات بسیاری برای افراد ترنس در ایران شده است . این افراد معمولاً در خانواده به شدت تحقیر می شوند و از سوی افراد خانواده مدام مورد سرزنش و نصیحت قرار می گیرند ، در میان دوستان (مخصوصاً ترنس های زن) به شدت مورد تمسخر قرار می گیرند و مجبور به ترک گروه دوستان و گوشه گیر شدن میشوند و همین ها باعث افسردگی یا حتی اعتیاد و خود کشی را برای این افراد به دنبال دارد.

گذشته ی افراد ترنس در اغلب اوقات مشخص کننده ی وضعیت آنهاست . بدین صورت که این افراد در کودکی میل به بازی های جنس مخالف خود را دارند البته این بدان معنا نیست که هرکس در کودکی میل به  بازی های جنس مخالف را داشته فردی ترنس است . مثلاً دختری که اکثر اسباب بازی هایش ماشین و تفنگ و شمشیر سایر وسایل بازی پسرانه بوده و پسری که میل به بازی با عروسک و بازی های دخترانه داشته.

شیوه ی لباس پوشیدن این افراد نیز در کودکی در اکثر موارد شبیه به لباس جنس مخالف است . البته این موضوع برای همه ی افراد ترنس صادق نیست چرا که سایر افراد خانواده با مخالفت ها و برخورد های بد فرد ترنس را مجبور به پوشیدن لباس هایی موافق با فیزیک بدن خود می کنند و این مسئله تا اوایل نوجوانی برای فرد ترنس وجود دارد ولی به محض احساس استقلال از سوی فرد طریقه ی لباس پوشیدن کاملاٌ عوض شده و مطابق فکر فرد می شود.

عواقب اعتیاد به خودارضایی را بدانید

                              

دکتر محمد رضا صفری نژاد درباره اعتیاد به خود ارضایی گفت:« اگر فردی

بطور فزاینده اقدام به عمل خودارضایی نماید بطوریکه سبب ایجاد مشکل در 

زندگی روزمره، تحصیل، اشتغال به کار و رابطه با همسر شود، معتاد به 

خودارضایی محسوب می گردد.» وی ادامه داد: « خودارضایی در تمامی 

فرهنگها، هم در مرد و هم در زن در تمامی سنین می تواند اتفاق بیفتد.

هرگاه عمل خودارضایی سبب ایجاد اختلال در روند زندگی عادی مثل شغل، 

رابطه با خانواده و تحصیل شود، گفته می شود که فرد معتاد به خودارضایی 

است. در این افراد یک خواسته درونی آنها را بالاجبار بطرف خودارضایی می کشد.»


این جراح و متخصص بیماری های کلیه و مجاری ادراری افزود: « افرادی که 

دارای یک یا چند تا از علائمی مثل جستجوی موارد پورنوگرافی بطور فزاینده، 

احساس شرمساری از عمل خودارضایی، ایجاد مشکل در رابطه با همسر

بعلت خودارضایی، داشتن مشکل در بدست آوردن برانگیختگی جنسی، ایجاد 

مشکل در شغل و تحصیل و خودارضایی در مکان های نامناسب مثل دفتر 

کار، ماشین و مکان های عمومی هستند، باید از نظر اعتیاد به خود ارضائی 

بررسی شوند.» وی در پاسخ به اینکه آیا اعتیاد به خودارضایی محدوده 

سنی خاصی دارد، گفت:« خیر. خودارضایی معمولا در اکثر موارد جهت ارضاء 


غرایض جنسی است. غریضه جنسی یکی از قوی ترین غرایض در نهاد بشر 

است و در مواردی که فرد نمی تواند نیازهای جنسی خود را از طریق رابطه جنسی طبیعی برطرف کند، روی به خودارضایی می آورد و در اکثر موارد پس از ازدواج دیگر خودارضایی ادامه پیدا نمی کند.»


وی درباره خودارضایی در کودکان و احتمال اعتیاد به آن گفت:« خودارضایی حتی در کودکان قبل از سن مدرسه نیز وجود دارد.خود ارضایی گهگاه در

کودکان بدلیل کنجکاوی است ولی اگر تداوم پیدا کند حالت مرضی بخود می 

گیرد. گاه علت خود ارضائی در کودکان ریشه روانی دارد، مثلا اگر موضوعی کودک را آزار دهد ممکن است روی به خودارضایی بیاورد. » دکتر صفری نژاد افزود:« وقتی یک کودک شروع به خودارضایی مداوم کرد بعید است که این عمل را در آینده متوقف نماید.»


وی در پاسخ به اینکه آیا خودارضایی در کودکان احتمال دارد موجب آسیب 

رسیدن به آلت تناسلی آنها شود، گفت:« خودارضایی بیشتر از اینکه در کودکان سبب آسیب شود، در نوجوانان و جوانان سبب آسیب می گردد. به 

سه علت آلت تناسلی در حین خودارضایی آسیب می بیند: استفاده از اشیاء مثل حلقه جهت خودارضایی، فشردن آلت تناسلی به سطوح سفت مثل کف زمین و دیوار و تا کردن آلت تناسلی در حالت نعوظ. »

این جراح و متخصص بیماری های کلیه و مجاری ادراری خاطرنشان کرد:« 

کوچکترین آسیب به آلت تناسلی سبب پاره شدن بافت های فیبری پوشش آلت تناسلی شده و بعدها سبب یک بیماری خطرناک بنام بیماری پیرونی می 

شود که معمولا سیر آن بطرف ناتوانی جنسی کامل است. هرگونه آسیب به آلت تناسلی باید بلافاصله ترمیم شود و در صورتی که آسیب به آلت تناسلی وارد شد باید حتما هر چه زودتر به پزشک متخصص مراجعه کرد و خجالت نباید مانع مراجعه به پزشک شود.»


وی درباره خودارضایی در سالمندان و عوارض آن گفت:« عوارض خودارضایی در سالمندان مثل افراد جوان و میانسال است و فرقی نمی کند. اخیرا بیماری 92 ساله داشتم که بعلت اختلال نعوظ مراجعه کرده بود. وقتی از وی سئوال کردم گفت که بعلت اختلال نعوظ نمی تواند خودارضایی کند و دچار افسردگی شده است. این مرد از 9 سالگی بطور مداوم خودارضایی می کرده است و می گفت که موارد متعددی بیش از 10 بار خود ارضایی در روز داشته است.»

ماریا-در 50 سالگی تغییر جنسیت داد



                                                            

                                           

چندين سال پيش، نام واقعي ماريا اصغر بود. او به عنوان يک راننده کاميون

کار مي کرد و داراي سيبيل بود با اين حال، اون در تمام دوران زندگيش

احساس ميکرد که در يک بدن اشتباه به دنيا آمده است. هنگامي که ماري

فهميد که دولت مرحوم آيت الله روح الله خميني اجازه عمل تغيير جنسيت را داده است، او درخواست و اقدام به تغيير کرد.



پيش از انجام اين عمل جراحي ، او همسر سابق خود را از تصميمش مطلع

ساخت. او و همسرش تصميم گرفتند به فرزندانشان بگويند که اصغر در يک سفر طولاني با کاميون خواهد بود. پس از عمل جراحي تغيير جنسيت،

همسر سابق ماريا به فرزندان خود گفت که اصغر در يک تصادف جان خود را از دست داده است. سپس ماريا به عنوان عمه از راه دور معرفي شد.


براي مدتي همه چيز خوب پيش رفت، اما زماني که مجله ايي شايعاتي از

هويت واقعي ماريا منتشر کرد، فرزندان ماريا با او قطع رابطه کامل کردند. اصغر در حال حاضر در يک آپارتمان کوچک در مرکز شهر تهران زندگي مي

کند. او نمي تواند به شغل خود بازگردد، چرا که زنان در ايران نميتوانند به عنوان راننده کاميون کار کنند.


اصغر توسط فرزندان خود و دوستانش تنها، رها شده است،او سپري ميکند

روزهاي خودش را با مردم مشکوک در کوچه هاي تاريک.از ديدگاه پزشکي،

عمل او بسيار موفق بوده است، اما ماريا مي داند که تصميم او باعث شد که  در اين دنيا به طور کامل تنها شود

شمارش معکوس


                   

........2........سلام دوستان گلم دل نوشته های یکی از ترنس ها نظراتتون در موردش بنویسید..مرسی

1

شمارش معکوس.........

 

صدای ضربان قلب ..........

 

همه در اظطراب تولد من

 

 

صدای تیک تاک ساعت آهنگ

 

 

غم انگیز  تولد من بود

 

 

ناگهان صدای گریه ای

 

سکوت فرا گرفته را شکست

 

یک ترنس ftm چشم به جهان

 

گشود

 

 

اشکهای جاری از چشمان پدرم

 

اشک شوق نبود اشک غم بود

 

به او الهام شده بود که فرزندش

 

رها شده در آغوش غمی بزرگ است

 

چه اتفاق بدی افتاد.....................

 

اسم انتخاب شد اسمی بیگانه

 

با وجودم

 

گریه ام پایانی نداشت


عجب بچه ی لجبازی!

 

................................

 

بزرگ شدم... بزرگ و بزرگ تر...

 

وارد دنیای نوجوانی

 

که جز معلق بودن چیزی حس نکردم

 

این دوره برایم ارمغانی جز غم نبود

 

گذشت....................

 

در میان دخترانی زندگی کردم که از

 

جنسشان نبودم ولی اجباری از قانون

 

طبیعت بود

 

اسیر تنی شدم که هر روز جوابگوی

هزاران نگاه بیگانه ام

 

نگاه مردمی که برایشان مجهولم

 

مردمی که به جای اینکه به تاریکی

 

 

شمع روشن کنند لعنت میفرستند!

 

 

از نگا ها خسته ام

 

 

و گاهی از ترحم

 

عده ای که به ما ترحم میکنند غافلند

 

که دنیا انعکاس ترحم هاست

 

او که به درد ما میخندد غافل است

 

که در


همین لحظه دیگری در حال تمسخر

 

اوست

 

و خودش نمیداند

 

خدایا تو که در وجودمان غیرت،

 

وفا،

 

صداقت

 

 

و پاکی گذاشتی چرا ترنس آفریدی؟

 

 

من در تکرار این عذاب هر روز درد

 

میکشم

 

آفرینش ما اونقدر به غم کشیده شد

 

 

که حتی باید از لات های خیابونی

هم  معذرت خواهی کم که ترنس

 

 

شدم! آقا شما به بزرگواریت ببخش!

 

 

زندگی حق توست نه من

 


 

عجب واقعه تاسف باری !

 

 

چقدر سخته با این شرایط زیستن

 

 

 

و چقدر سخت تر این داستان رو به

 

 

 

تصویر کشیدن

به گفته ی دکتر شریعتی که فرمودن:

 

 

خدایا کفر نمی گویم پریشانم

 

 

چه می خواهی تو از جانم؟

 

 

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

 

خداوندا تو مسئولی

 

 

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن

 

در این دنیا چه دشوار است

 

 

چه زجری می کشد آنکس که انسان است


و از احساس سرشار..............

 

 

و مادرم این روزها همیشه اینو برام

 

 

می خونه و همیشه زمزمه میکنه


 ترنسکشوالیسم (TS)


                           

 وقتی یک ترنس به دنیا میآید،

  فیزیک بدنی او  هیچ فرقی با یک  آدم عادی

  ندارد. یعنی اگر دختر باشد، کاملاً دخترانه

  و اگر پسر باشد، کاملاً پسرانه است.

  اما به تدریج وقتی بزرگتر میشود، در روحیاتش

  به تضاد برمی‌خورد.

  مثلاً بچه‌های F to M ـFemal to Male یا دختر به پسر

  دوست دارند که با اسباب بازی‌های پسرانه

  بازی کنند، همه آنها را به اسم‌های پسرانه

  صدا بزنند و خلاصه اینکه افکار و عقاید پسرانه

 دارند.یا برعکس،

  بچه‌های M to F ـMale to Femal یا پسر به دختر

  دوست دارند که با اسباب‌بازی‌های دخترانه

  بازی کنند، آرایش کنند، لباسای دخترانه

  بپوشند و آنها را به اسم‌های دخترانه صدا بزنند.

  ناگفته نماند که در تمام این مدت باید یادمان

  باشد که جسم مثل ساعت کار طبیعی خودش

  را  انجام میدهد. یعنی هیچ مشکلی از نظر

  فیزیکی وجود ندارد.

 

  آنها از جنسیت خود احساس نارضایتی

  می‌کنند. یعنی از دختر بودن راضی نیستند،

  یا بر عکس از پسر بودن.

عاشقانه


سلام دوستان این اس ام اس های عاشقانه تقدیم میکنم به همه عاشق ها


                                                     

سـلامی چو بوی خوش آشـنایی

بدان مردم دیده روشـنایی

درودی چو نور دل پارسایان

بدان شمـع خـلوتـگـه پارسایی

.

.

.

نـمی‌بینـم از همدمان هیچ بر جای

دلـم خون شد از غصه ساقی کجایی . . .

.

.

.

او شراب بوسه می خواهد ز من /  من چه گویم قلب پر امید را

او به فکر لذت و غافل که من /  طالبم آن لذت جاوید را . . .

.

.

.

به چشمی خیره شد شاید بیابد /  نهانگاه امید و آرزو را

دریغا ، آن دو چشم آتش افروز /   به دامان گناه افکند او را . . .

چرا امید بر عشقی عبث بست ؟ /  چرا در بستر آغوش او خفت ؟

چرا راز دل دیوانه اش را  /  به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟

 .

.

.

وقتی از غربت ایام دلم میگیرد / مرغ امید من از شدت غم میمیرد

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم / باز هم خاطره ها دست مرا میگیرد . . .

.

.

.

زندگی یعنی :

بخند ٬ هرچند غمگینی

ببخش ٬ هرچند که مسکینی

فراموش کن هر چند دلگیری

.

.

.

دوست دارم از ته دل ٬ دلی که پر پر میزنه / دلی که ساز عشقتو از همه بهتر میزنه

دوست دارم حتی اگه یه شب به خواب من نیای / عاشقتم مثل همه حتی اگه منو نخوای

.

.

.

سهم هر کس که باشی ٬ خوش به حال و روزگارش

پائیز و زمستونش هم میشه مثل بهارش . . .

امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم / خورشید فردا مال تو ٬ ببخش که عاشقت شدم

بدرقه لازم ندارم ٬ میرم ای عزیزترین / نزار بمونه زیر پا ٬ قلبمو بردار از زمین

دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود / غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود . . .

.

.

.

مرا با آتش عشقت بسوزان و نترس زیرا اشک چشمانم آن را خاموش میکند . . .

.

.

.

شاعر شعر حقایق نیستی / مثل من مجنون عاشق نیستی

من همیشه دوستت دارم ولی / این توئی که مثل سابق نیستی . . .

.

.

.

اشک من بارون غربت / تو دلم غبار حسرت

من برات سوغاتی دارم / یه سبد گل محبت . . .

.

.

.

دریا هرچه دور شود ساحل باز هم کنار دریا میماند ٬ پس ساحلتم دریای من

هیچکس باور نمیکرد که من یک زن در قالب مرد هستم!

     

زمانی که من به ملاقتش میرفتم هنوز دو روزش نشده تاریخ تولد 15 بهمن 1384 هست . آن جایی که من ایستاده ام در سالن انتظار، میشود با کمی سرک کشیدن از لای در نیمه باز او را دید. او که روی تخت لا به لای ملافه های سفید داراز کشیده و با صدای ضعیفی ناله میکند : فرشاد سابق،ویدای فعلی.

ویدا یک ترانس سکشوال  است . او برای به دست آوردن هویت جنسی واقعی اش سال جنگیده و حالا دو روز است که به آن چه میخواسته رسیده و خودش را از بیست و چند سال زندگی پنهانی و محرمانه، در جلد پسری به نام فرشاد نجات داده وگرچه هنوز حال خوشی نداردو ضعف ناشی از عمل و چند روز غذا نخوردن نای حرف زدن برایش نگذاشته با میل واشتیاق گفت وگو را شروع میکند:

(( ویدا یعنی گمشده من بیست وپنج سال گم شده بودم!!))

او آخرین بچه یک خانواده شمالی است . در آخرین روز تابستان سال 59،در شهر کمله در استان گیلان به دنیا آمده و از آن جا که پسر کوچولوی به ظاهر سالمی بوده اسمش را فرشاد گذاشتند. خانواده در خواب هم نمی دیددند که ممکن است روح کوچک زنانه در بدن پسر بچه اشان پنهان شده باشد و از سه چهار سالگی خودش را نشان دهد. فرشاد کوچک از همان سنین ،یعنی سال هایی که هویت جنسی بچه شکل میگیرد با تناقض آشنا شد از همان روزهایی که به جای توجه به ماشین و تفنگ های خودش،حسرت عروسک های دختر فامیل و همسایه به دلش ماند. از پوشیدن لباس پسرهای بیزار بود و دلش میخواست لباس های رنگی دخترانه بپوشد با دخترها بازی کند و نقش مامان را در خاله بازی ها به عهده بگیرد. فرشاد از همان زمان فهمید که با بقیه فرق دارد  چون او خودش را یک دختر تمام و کمال

میدانست.اما خانواده و اطرافیانش سعی می کردند به او بقبولانند که پسر است و باید ازهمه چیزهایی که دوست دارد چشم پوشی کند.

بالا رفتن سن هم نه تنها نتوانست فرشاد را طبیعی تر و هماهنگ تر کند،تعارض های را شدیدتر واوضاع را برخانواده اش سخت تر کرد. درسن بلوغ کابوس های فرشاد به اوج خود رسیده بود. روح زنانه دیگر درجسم مردانه نمی گنجید خودش میگوید: ((تمسخر و تحقیر هم از همان سال ها شروع شد. توی مدرسه ،محله، فامیل حرفم را به هیچکس نمیتوانستم  بگویم چون حتی خانواده ام فکر میکردند این ها ادا اطوار است و خودش درست می شود. نمیدانید چند بار لوازم آرایش ام را دور ریختند!! نمیدانستند با چند شکنجه ای زندگی میکنم. من یک زن بودم خودم را یک زن کامل میدانستم اما مجبور بودم جسمی را تحمل کنم که تمام ويژگی های مردانه داشت بدتر از آن ایفای نقش مردانه طبق عرف جامعه بود،کاری ازعهده اش برنمی آمدم هیچ کس باور نمیکرد که من یک زن در قالب مرد هستم!!

همه را با هم قاتی کنید!!!

کمتر کسی پیدا میشود که در طول عمرش دست کم یک مرد زن نما ندیده باشد. عکس العمل رایج مردم در مواجهه با این انسان ها غیر معمول، تعجب،نگاه های خیره وحتی لبخند های معنی دار است.

بسیاری از ما این افراد را با همجنس بازها اشتباه میگیرم. در حالی که ترانس سکشوالیته یک اختلال کاملا متفاوت است. هرما فردویت ها افرادی هستند که با اعضای جنسی مبهم به دنیا آمده اند. آن ها تا زمانی که تحت عمل جراحی قرار نگیرند به زن به حساب می آیند، نه مرد.  هم جنس بازها نیز هم از گرایش غیر طبیعی به همجنس خود رنج می برنداما آن ها از لحاظ هویت جنسی مشکلی ندارند. مثلا یک مرد همجنس باز خودش را مرد میداند در صورتی که یک ترانس سکشوال با وجود اینکه با اندام ها و کروموزم های جنسی و کامل بی نقص یک مرد یا یک زن به دنیا می آید،از لحاظ روانی وذهنی، خودش را متعلق به جنس مخالف میداند. به قول پرفسور بهرام میر جلالی ، این اختلال هویت جنسی نیست، بلکه واژگونی هویت جنسی است. چون میان جسم و روان این بیماران اختلال صدرصد وجود دارد به علاوه افراد دیگری هم هستند که اختلال هویت جنسی دارند اما ترانس سکشوال نیستند.

رویا تعبیر میشود

ویدا را نه فقط اهالی و مسولان شهر خودش که تمام شهره وروستاهای اطراف میشناسند. چون ویدا در میان ترانس سکشوال منطقه تنها کسی است که موفق به تغییر جنسیتی شده است. او می گوید : (( در کل لنگرود، رودسر،کمله و املش ما هشت نفریم وقتی من داشتم برای عمل به تهران می آمدم دوستانم گریه میکردند هم از شادی این که من میتوانستم به این مرحله برسم و هم ازغصه این که چرا آنها نمیتوانند جراحی کنند.))

اما این که ویدا چرا توانست و آنها نتوانستند بیشتر برمیگردد به تلاش هایی که ویدا برای تفهیم مشکل خودش به دیگران انجام داد. او از حدود سه سال پیش پیگیر جدی مشکلش آغاز کرد. وقتی فهمید که بیماراش چیست دست به کارشد

(( همه جارفتم، از وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی گرفته تا دفتر ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی میخواستم به هر ترتیبی که شده هویت واقعی خود را بشناسم ولو یک روز مانده به آخر عمرم،تلیم خودم را روشن کنم  بدانم کی هستم .)) درهمین رفت و آمدها بود که ویدا تعداد زیادی از همدردان خویش آشنا شد. مشکلات و رنجهایی که کشیده اند را از نزدیک دید و تصمیم گرفت تلاش هایش را با هدف کمک به تمام این افراد دنبال کند.

او میگوید: (( من نسبت به خیلی ها وضعیت بهتری داشتم.حداقل از خانه و زندگی ام طرد نشده بودم.گرچه هنوز به خانواده ام چیزی نگفته بودم،اما از هر برخورد پدر وبرادرم می ترسیدم.مساله را با خواهرم در میان گذاشتم او هم ترسید به شوهرش چیزی نگفت . اما وقتی شوهرخواهرم این موضوع را فهمید بر خلاف انتظار خیلی خوب و منطقی با این مساله برخورد کرد. او حتی برای انجام عمل جراحی به من کمک مالی کرد. خیلی ها کمک کردند از فرمانداری بخش  شهرداری و شورای شهر گرفته تا دفتر امام جمعه شهرمان. شاید اگر صحبت های حاج آقا دل شکسته امام جمعه شهر و آقای حیدری نماینده شهرمان با پدرم نبود او هیچ وقت راضی به این کار نمیشد. رضایت گرفتن از پدرم کار ساده ایی نبود خانواده اول که ماجرا را فهمیدند می خواستند مرا از خانه بیرون کنند پا درمیانی همین بزرگ تر ها و مسوولان شهر بود که مانع شد.))

سرانجام ویدا به خاطر فعالیت و دوندگی هایش توانست خیلی سریع تر از سایر این افراد مجوز عمل جراحی تغییر جنسیتی بگیرد اما دوسال صبر کرد تا ترس وواهمه ای که این عمل داشت از بین برود. او در این مدت شاهد جراحی تعدادی از دوستانش بود و پس از دیدن نتیجه عمل آنها ، وقتی که احساس کرد کاملا آمادگی این کار را دارد این عمل را انجام داد. او میگوید : وقتی به اطاق عمل میرفتم از ته دل خوشحال بودم سال ها انتظار چنین روزی را می کشیدم.

از ویدا میپرسم برای آینده اش چه برنامه ایی دارد؟

میگوید: میخواهم ازدواج کنم با مردی که عاشق روح وذهن من باشد نه گرفتار ظواهر و حرف مردم میخواهم تحصیلاتم را  ادامه دهم و شغل خوبی پیدا کنم. میخواهم یک زندگی عادی داشته باشم، مثل همه مردم وهمه کسانی که از اول عمر تکلیف جنسیتشان معلوم بوده.  و ازهمه مهم تر میخواهم از حقوق افراد ترانس سکشوال دفاع کنم من خیلی تابه حال دوندگی داشتم اما از امروز دوندگی بیشتری میکنم من تا زمانی که شخصاً و حضوری خدمت آقای احمدی نژاد نرسم آرام نمیگریم. من هرجا لازم باشد میروم تا حقوق پایمال شده افراد مثل خودم  را زنده کنم تا دیگر خانواده ها بدانند ممکن است یک بچه ترانس سشکوال داشته باشند مثل لب شکری و یا هر بیماری دیگر. تا دیگر در خیابان هیچ کس به یک بیمار ترانس سکشوال نخندد و رو ترش نکند. این دنیا ایده آل من است دنیایی که در آن ترانس سکشول های آینده رنج هایی که من ودوستانم تجربه کرده اند تجربه نکنند.

عوامل به وجود آمدن این بیماری:

دکتر میر جلالی  در این زمینه  دست به تحقیقاتی زده و معتقد است : ما از همه مادرانی که فرزند ترانس سکشوال دارند سوال میکنیم که آیا در دوران سه ماهگی حاملگی،یک شوک روانی یا عصبی داشته اند یانه ؟ تعدا نسبتاً زیادی از این افراد جواب مثبت میدهند. حوادث ناگواری مثل از دست دادن همسر  یا یکی از اعضای خانواده طلاق، ترس های شدید برای این افراد در دوران بارداری اتفاق افتاده است.

تعداد زیادی از بیماران ما از جنوب  و جنوب غرب کشورمان می آیند با یک حساب سرانگشتی میتوان فهمیمد زمانی که مادران این ها سه یا چهار ماهه حامله بودند سال های اولیه شروع جنگ تحمیلی بوده این نشان میدهد که شوک عصبی ممکن است باعث ایجاد ترشحات هورمونی خاص میشود که محیط رحم را تغییردهد و روی نحوه رشد  مغز جنین تاثیر بگذارد.

 آمار این افراد:

دکتر علی رضا کاهانی کارشناس پزشک قانونی در همایش : ((بررسی اختلال هویت جنسی))در مشهد میگوید :

حدود 470 نفر از سال 66 تا 83 برای انجام عمل جراحی تغییر جنسیت به پزشک قانونی مراجعه کرده اند که در این بین مراجعه به مراکز استان ها 57 نفر بوده که 35 نفر مرد و22 نفر زن بودند.

اما دکتر میرجلالی آمار کلی تر ارائه میکند به عقیده او فرقی نمیکند کشورموردنظر ایران باشد یاآمریکا یا هلند و.. آمار و ارقام این افراد در کل جوامع یکی است.

چیزی در حدود شش نفر در صدهزار نفر یعنی عوامل مثل نژاد،فرهنگ،ثروت،وضعيت اقتصادی جامعه، درآمد سرانه،یا میزان تحصيلات هیچ تاثيری روی تعداد کودکانی که با اختلال واژگونی هویت جنسی متولد میشوند ندارند.

از طرف دیگر به نظر میرسد تعداد پسرهایی که هویت جنسی زنانه دارند بیشتر از دخترهایی است که هویت

جنسی مرادنه دارند. اما دکتر میرجلالی میگوید این اختلاف بسیار کم است و این دودسته تقریباً برابرند.

دکتر میرجلالی میگوید: شاید بتوان گفت نسبتشان 60 به 40 است اما پسرها این بیماری بیشتر جلب توجه می کنند

خودتان قضاوت کنید یک دختر ترانس سکشوال که روسری سرش میکند  نهایت اختلالش این هست که موهایش را کوتاه میکند و یا آرایش نمی کند اما یک پسر ترانس سکشوال که موهایش را بلند میکند رنگ میکند آرایش میکند  و زیور آلات به خودش آویزان میکند . پس طبیعی است که شما فکر میکنید تعداد پسران بیمار بیشتر است چون خیلی از دختران ترانس سکشوال شناخته نمیشوند و از روی ظاهر نمیتوان شناخت.))

پروتز باسن

کاندیداهای مناسب این نوع جراحی 
- افرادی که پوست شل و آویزان در نقاط خاصی از بدن دارند 
- افرادی که از لحاظ طبی سالم باشد تا روند بهبود بعد از جراحی با مشکل روبرو نشود 
- غیر سیگاری ها 
- افراد مثبت اندیش که اهداف واقع بینانه در مورد نتیجه عمل داشته باشند . 
- فرد متعهد به نحوه زندگی سالم باشند که شامل تغذیه مناسب و تناسب اندام می باشد .

ليپوساكشن در باسن

شكل باسن توسط چربي‌هاي زير جلدي تنظيم مي‌شود. 

اگر ليپوساكشن در ناحيه باسن به خوبي انجام شود، شكل واندازه باسن بهتر خواهد شد و حالت قرينه خواهد گرفت. استفاده از لوله‌هاي تخليه باريك در اين موارد كار بسيار خوبي است و نتايج عالي به همراه دارد. چربي ناحيه باسن داراي خاصيت شكل‌دهي خاصي است.در ناحيه باسن بايد هماهنگي شكل باسن را در نظر داشت. جراح بايد كوشش كنند كه مقدار كافي چربي را از دو طرف تخليه كند و نبايد تخليه چربي آنقدر زياد باشد كه در ظاهر باسن ايجاد عدم تقارن و فرورفتگي موضعي ايجاد نمايد. اگر جراح با توجه كامل و به طور مساوي چربي باسن را به صورت يكنواخت تخليه نمايد، خاصيت ارتجاعي پوست همراه با كاهش وزن باسني سبب بالا رفتن باسن مي‌شود.

هدف از ليپوساكشن در باسن فقط خالي‌كردن چربي‌هاي اضافي نيست بلكه جراح بايد مثل يك مجسمه‌ساز دقيقاً از تناسب اندام باسن از روبرو و از نيم رخ مطلع باشد و سعي كند با تخليه چربي‌ها از قسمت‌هاي مختلف اين تناسب را در مجموع ايجاد كند.

بعضي از باسن‌ها حالت پهن و مسطح داشته و داراي آن برآمدگي‌هاي مورد نظر از نيم‌رخ مي‌باشند. جراح مي‌تواند با تخليه چربي‌ها در مكان‌هاي مناسب روشي را ايجاد نمايد كه باسن بتواند در اثر كشش پوست به صورت برآمده شده و بالا بيايد.

تزريق چربي در باسن :

در اين روش از نواحي ديگر بدن كه داراي چربي مناسب مي باشند مثل شكم رانها و پهلو چربي كشيده شده و بعد از اعمال تغييرات در آن به ناحيه باسن تزريق ميشود اين روش براي بيماران مناسيب مي باشد كه داراي باسن كوچك  مي باشند و يا اينكه براي فرم دادن و سفت كردن باسن استفاده مي شود .

ليفت باسن :

اگر شما تمایل داشته باشید که بدن موزون و زیباتر داشته باشید کشیدن پوست یا همان لفتینگ می تواند شما را به اهدافتان برساند . در طی این عمل تونیسیته ( قوام ) بافت زیر جلد که نگهدارنده پوست و چربی زیرپوست می باشد بهبود می یابد و با برداشتن پوست و چربی اضافه زیر جلد تا حدی مشکلی که در اثر از بین رفتن الاستیسیته ( قوام )بوجود آمده است برطرف می گردد

طول و شکل برش بسته به میزانی از بافت نرم که باید برداشته شود و قضاوت جراح دارد . لیفتینگ کامل پائین تنه باعث درمان شکل باسن ، شکم ، ران ، دورکمر ، دور لگن می شود . این عمل با برش دورتادوری انجام شده و باعث کشیدن تمام پائین تنه و از بین رفتن شلی می گرد

پروتز باسن :

اين روش براي بزرگ كردن و سفت كردن باسن و حالتي مثل باسن بازيگران خارجي ( جنيفر لوپز ) مي گردد . از پروتز هاي صناعيي براي فرم دادن بيني استفاده مي شود . اين روش دائمي مي باشد و بعد از چند ماه و قرار گيري  مناسب پروتز مي توان كار هاي سنگين را انجام داد

دختر ١٨ ساله ای در ایلام، تغییر جنسیت داد

                                                              


از استان ایلام گزارش می‌رسد که دختر جوانی به نام "معصومه" اهل یکی از روستاهای استان ایلام با تلاش پزشکان و با پیگیری خانواده‌اش توانست پس از ١٨ سال تغییر جنسیت داده و زندگی خود را به عنوان یک پسر ادامه دهد.


وب‌سایت محلی "ایلام رویداد" اعلام کرد: این دختر جوان تا سن بلوغ زندگی طبیعی و نرمالی داشته است اما پس از این دوران با تغییر جنس صدا و ایجاد موهای مردانه، از همسالانش کاملاً متفاوت شده، به طوری که این تغییرات باعث افسردگی او و نگرانی خانواده‌اش می‌شود.

معصومه برخلاف میل خانواده و پس از مراجعه به پزشک جهت بهبود و برگشت به زندگی عادی، طی یک دوره‌ی درمانی تغییر جنسیت داده و از نام "معصومه" به "مسعود" تغییر هویت می‌دهد.

طبق آمار سازمان پزشکی قانونی حکومت اسلامی ایران از سال ١٣٨٥ تا ١٣٨٩تعداد ١٣٦٦ نفر جهت اخذ مجوز برای انجام عمل تغییر جنسیت به سازمان پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند. که از این میزان ٥٦ درصد مردان متقاضی تغییر جنسیت به زن و 44 درصد زنان متقاضی تغییر جنیست به مرد بوده‌اند.

سالانه بیش از ۲۷۰ ایرانی تغییر جنسیت می‌دهند که از این تعداد ۵۶ درصد خواستار تغییر از مرد به زن هستند.

هزینه‌ی عمل جراحی تغییر جنسیت در ایران بالغ بر ١٥ میلیون تومان می‌باشد.

ترنسشکوال یا اختلال هویت جنسی


ترنسشکوال به کسی گفته می شه که درگیر جسمی شده که اون رو مال خودش نمی دونه و روحیات و گرایش های این شخص به سمت جنسی است که مخالف فیزیک بدنی اون رو نشون میده . مثلا یک پسری که خودش رو دختر میدونه گرایش های اون به سمت دخترهاست ، تمایل جنسی به مرد ها داره ، آرایش کردن رو می پسنده ، لباس های دخترانه و شیوه ی زندگی خانم ها رو برای خودش انتخاب میکنه این فرد رو یک ترنسشکوال زن می نامند و در زبان لاتین mtf=male to female

(حواسمون باشه که افراد ترنسشکوال با افراد همجنسگرا و دوجنسیتی ها کاملاً متنفاوت هستند و اغلب اوقات به دلیل نداشتن اطلاعات کافی این افراد رو دریک گروه قرار می دهیم که کاملاٌ اشتباه است . ترنسشکوال ها ، همجنس گراها و دوجنسیتی ها هرکدام یک اقلیت جنسی می باشند)

و برعکس بالا هم بسیار دخترانی هستند که خود را یک پسر می دانند بدین صورت که گرایش هایی کاملاً پسرانه دارند . بازی های پسرانه ، لباس های پسرانه ، رفتار های پسرانه را در آنها مشاهده می کنیم این افراد اصلاً تمایلی به آرایش کردن زدن موهای دست و دیگر جاهای بدن خود ندارند و اغلب بدلیل مخالفت های شدید خانواده به دلیل پوشش و رفتارهایشان افرادی منزوی و در بعضی افراد حتی دچار افسردگی های شدید میشوند . این افراد تمایلات جنسی شان به سمت دخترهاست . این افراد را ترنس مرد می نامند یا در زبان لاتین به آنها ftm=female to male گفته میشود

لازم به ذکر است که افراد ترنسشکوال فیزیکی کاملا مشخص و معینی دارند یعنی یک ترنس مرد دارای رحم ، تخمدان ، سینه ، واژن و دیگر اعضای جنس مونث است همین طور در ترنس های زن فرد دارای بیضه ، آلت و دیگر اعضای جنس مذکر است.

اما در افرادی که دوجنسه تلقی می شوند این موضوع صادق نیست یعنی این افراد ممکن است دارای فیزیک نا مشخصی باشند و جنسیت آنها را از فیزیک غالبشان تشخیص می دهند . پسری که بیضه دارد اما آلت بسیار کوچکی دارد و حتی ممکن است فیزیک سالمی داشته باشند اما از لحاظ کروموزومی دوجنسه باشند و کاملا xx یا xy  نباشند.