سلام
سلام دوستان من بعد چند سال برگشتم عمل کردم
سلام دوستان من بعد چند سال برگشتم عمل کردم
این دختر هشت ساله ی تغییر جنسیت داده، سوژه ی جدید برنامه های تغییر جنسیت کودکان است. روز چهارشنبه این دختر در برنامه ی ویژه ی «کودکان و نوجوانانی که فیزیک بدنی شان مخالف جنسیت حقیقی آنهاست» روی صحنه رفت و در شبکه ی سی ان ان با آندرسون کوپر مصاحبه کرد
والدین دانان که در این برنامه شرکت کرده بودند به مجری گفتند: «متوجه نشدیم پسر کوچکمان چه مشکلی داشت اما از سن دو سالگی ناگهان شروع به اصرار کرد که یک دختر است نه پسر»
در سن شش سالگی او واقعا از اینکه مجبور بود پسرانه رفتار کند احساس ناراحتی می کرد و حتی سعی کرد خودش را بکشد.
در مدرسه او را اذیت می کردند و حتی معلم ها از وی حمایت نمی کردند آنها معتقد بودند رفتار عجیب او در مدرسه ایجاد اختلال میکند
پس از آن پزشکان یک دی وی دی در اختیار آنها قرار دادند و از این طریق والدین او متوجه شدند فرزندشان به مشکل نقص جنسیتی مبتلا است و اینکه در همین سنین کودکی امکان تغییر جنسیت برای وی وجود دارد.
بدین طریق بود که موافقت نمودند از طریق عمل جراحی فرزندشان زندگی را که خود خواهان آن است به دست بیاورد. دنان می گوید حالا از زندگی خود خیلی راضی است و به نظر او همه چیز سر جای خود قرار گرفته است

این نمایش از زندگی پیش از جراحی سامان شروع می شد و با گذری سریع به داستان مجوز گرفتن او و مشکلاتش و پس از آن به مشکلات بعد از جراحی اش می پرداخت.
در انتها سامان ارسطو دقایقی را برای حاضرین صحبت کرد و گزارش مجله خبری شبکه یک را برای تماشاچیان پخش کرد و از آن به شدت انتقاد کرد.
از نگاه سامان ارسطو این گزارش یک فاجعه تاریخی بود زیرا ترنس ها را بیمار خطاب میکرد و به جای اینکه به سلامت بچه های ترنس توجه کند به نگرانی خانواده های دارای فرزند ترنس می پرداخت و این گزارش حقوق خود بچه های ترنس را نادیده می گرفت
سامان ارسطو گفت: «ما بیمار نیستیم، دیروز تماشاچی ترنسی داشتم که با دیدن این گزارش اشک میریخت زیرا پدر و مادرش به او گفته بودند پس تو بیماری و باید پیش از جراحی با دارو و دکتر درمان بشوی. وقتی بیرون میروید آدمها رو آدم نگاه کنید، نه به جنسشان و نه به جسمشان. زن هستن یا مرد، ببینید اصلا آدم هستند؟ ما بیمه خاص نمیخواهیم. مگر کسی که مادرزاد نابینا به دنیا میآید بیمار است؟ »
او برای مستند کردن صحبتش از دکتر مهرداد افتخار دعوت کرد تا به روی صحنه بیاید
دکتر افتخار نیز بیان کرد: «نمیتونیم بگیم این یک بیماری جسمی هست، در تاریخ روانپزشکی خیلی ناراحتیها را به عنوان اختلال می شناختند ولی امروزه دیگر اینطور نیست. در جامعه ما تنها زن و مرد به رسمیت شناخته میشود و هر کس یکی از این دو نباشد و متفاوت باشد در این جامعه به عنوان بیمار شناخته میشود متاسفانه»
در آخر نمایش آقای طاهرخانی مدیر عامل انجمن حمایت از بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی ایران که در جمع حضور داشت به صحنه نمایش رفت و از اقدام سامان ارسطو درباره تقبیح این گزارش، گلایه کرد و اعتقاد داشت این گزارش یک حرکت رو به جلو و مثبت بود
آقای طاهرخانی بیان کرد: «ما میخواستیم به این نقطه برسیم که برای اولین بار رسانه ملی ایران تصویر انجمن را نشان بدهد و درباره ترنس توضیح دهد. باید بپذیریم که خیلی ها معلولیت دهنی دارند، خیلی ها معلولیت جسمی دارند و ترنس ها نیز معلولیت جنسی دارند. بهتر بود که از انجمن تشکر میشد به جای اینکه کار انجمن را بی اجر کنید
او چهارشنبه ۲۴ تیر ماه در سالن نوکیا تئاتر لس آنجلس حاضر شد و نشان شجاعت آرتور آش را در مراسم ESPY دریافت کرد.
جایزه شجاعت آرتور آش یک نشان افتخار برای افرادی است که یک اقدام قهرمانانه، فراتر از مسائل ورزشی انجام داده باشند. این جایزه به کسانی تعلق می گیرد که جرات مواجهه با سختی ها را دارند و شجاعانه در برابر خطرات ایستادگی می کنند و بدون توجه به چیزهایی که هزینه می کنند بر روی اعتقادات خود در جهت مثبت پافشاری می کنند. نلسون ماندلا و محمد علی کلی دو نام آشنا هستند که چنین جایزه ای را پیش از این دریافت کرده بودند.
او در ادامه به آمار بالای زورگویی و خشونت علیه ترنس ها و همچنین آمار بالای قتل و خودکشی ترنس ها اشاره کرد و گفت «این جوانان هر روز باید با چنین مسایلی دست و پنجه نرم کنند. جامعه ترنس ها به درک و همدلی مردم نیاز دارند»
او بیان کرد هیچگاه تا این اواخر با یک فرد ترنس صحبت نکرده بوده و برخوردی نداشته است و البته از این برخورد به عنوان یک تجربه آموزنده یاد می کند و می گوید: «باعث شد تا چشمانم باز شود و برای من الهام بخش بود و البته ترسناک»
او می گوید که چیزهایی زیادی از مسائل مربوط به جامعه تراجنسیتی یاد گرفته و تصمیم گرفته تنها یک ترتس زن نباشد بلکه یک فعال اجتماعی ترنس باشد. او اعتقاد دارد که ترنس بودن نباید دلیلی برای مردن و یا کشته شدن یک فرد باشد
مورا مندت مدیر اجرایی مراسم espy در مصاحبه ای “شجاعت در تصمیم گیری و پذیرش خود” را به عنوان دلیل دعوت از کیتلین و اهدا این جایزه بیان کرد
او می گوید: «جنر میتوانست با این تصمیم گیری خود را نابود کند و دیگر هیچکس به عنوان قهرمان او را نشناسد. اما او تصمیم شجاعانه ای گرفت. او یکی از بزرگترین قهرمانان دوران حاضر هست. به همین خاطر هم جایزه شجاعت آرتور آش را به وی اعطا کردیم. این جایزه برای افرادیاست که یک اقدام قهرمانانه فراتر از مسائل ورزشی انجام دهند»
امسال در دوران پیش از انتخابات یکی از قول هاییکه استو رازموسن به مردم شهرک سیلورتون در ایالت اورگان داد این بود که در صورت انتخاب شدن به عنوان شهردار، او چهره تازه ای به این شهرک کوچک که اغلب ساکنان آن را جنگل بان ها و چوب برهای حرفه ای تشکیل می دهندخواهد داد. اما مردم شهرک سیلورتون خبر نداشتند که علاوه برچهره تازه ای از شهر شاهد یک چهره تازه از استو رزموسن هم خواهند بود.
رازموسن، در طول سال ها مدیر تنها سینمای شهرکسیلورتون بوده است. او در سال ۱۹۸۸ به عنوان شهردار این شهر انتخاب شد و در سال ۱۹۹۰ نیز یک بار دیگر به این مقام دست پیدا کرد و توانست سال ها در خدمت مردم باشد.
اهالی سیلورتون در طول سال ها رفتار گاه عجیب وغریب استو رازموسن را با متانت تحمل کرده اند اما این هنگامی بود که او با کت و شلوار مردانه در جلسات شورای شهر شرکت می کرد. اما رازموسن تازه، علاوه بر عمل پیوند سینه، این روزها خود را «کارلا فانگ» می خواند و بجای شلوار و بلوز گلف، دامن و کفش پاشنه بلند می پوشد و به لبهایش ماتیک می مالد.
مسئله اینجاست که استو رازموسن، چنان شخصیت جالبتوجه و دوست داشتنی در این شهر کوچک و آرام است که اهالی به این اعمال او از جمله لباس هایی که او بتازگی می پوشد توجه چندانی ندارند.
در جریان انتخابات امسال، رازموسن توانست بهعنوان نخستین شهردار تغییرجنسیت داده آمریکا پیروز شود و این مقام را یک بار دیگر اما این بار به عنوان یک مرد زن شده به دست بیاورد.
مردمی که به رازموسن رای داده اند می گویند اورا نه به خاطر شکل و قیافه اش بلکه به خاطر اینکه قول داده است جلوی پیشروی های نابجای توسعه دهندگان در این شهر کوچک و آرام را بگیرد انتخاب کرده اند.
استو رازموسن که ۶۰ سال دارد وشغل اصلی اومهندسی کامپیوتر و نویسندگی است می گوید: «من درهر دو دوره مقام شهرداری شکل و شمایلی کاملا محافظه کارانه داشته ام. اما امروز زیر اسم کارلا فانگ مقالاتم را چاپ می کنم. اما در حقیقت برای مردم شهر من همان استوی قدیمی سیلورتون باقی می مانم. نمی خواهم با یک اسم تازه آنها را گیج کنم.»
استو، در خیابان های شهرک سیلورتون که شباهتزیادی به خیابان های نقاشی های نورمن راکول ترسیم کننده چهره سنتی آمریکا دارد با بلوز یقه بازی به رنگ بنفش و دامن کوتاه مشکی قدم می زند درحالیکه اشعه آفتاب بر روی موهای شرابی رنگش افتاده و ناخن های بلند و قرمز او از دور می درخشد.
مردم هرچند قدم یکبار از او استقبال می کنند ومی خواهند که با او دست بدهند و به او تبریک بگویند و از نزدیک آشنا شوند. در انتخابات شهرداری اخیر، استو توانست با ۵۲ درصد از آرای مردم شهر بر رقیب انتخاباتی خود، شهردار کنونی که فقط ۳۲ درصد از آرا را به خود اختصاص داده بود پیروز شود.
رازموسن، در طول چهار سال گذشته به عنوان یکی ازاعضای شورای شهر ۹۶۰۰ نفری سیلورتون به خدمت مشغول بوده است در جریان انتخابات قول داده است که امور شهری را به صورتی بگرداند که تمام اهالی شهر بتوانند به راحتی در آن مشارکت داشته باشند. او هم چنین قول داده است که از سرعت ایجاد ساختمان ها و پارک های مصنوعی تازه جلوگیری کند. او هم چنین قرار است تا ساختمان سد قدیمی را به استانداردهای ایمنی تازه ای برساند که بتواند در مقابل زلزله های شدید احتمالی ایستادگی کند.
اهالی شهرک سیلورتون سال هاست که با شرایطجـ.نـ.سـ.یـ.تی استو رازموسن آشنایی دارند که خود را جایی ۲۵ تا ۳۰ درصدی بین زن و مرد می بیند. این مردم با وجود مخالفت برخی رهبران مذهبی در یکی از کلیساهای شهرک سیلورتون ، که دائما هـ.مـ.جـ.نـ.سـ.گـ.رایـ.ی و رازموسن را هدف مخالفت های خود قرار می دهند او را به همین صورت کنونی بدون هرگونه تعصبی قبول کرده اند

خود کشی پدیده ای روانی- اجتماعی ،موضوعی چند وجهی ییچیده است وقتی شخصی مرتکب خودکشی می شود ،معمولا"وابستگان ودوستان او متعجب و حیران می شوند چرا که معتقدند او آرام بود وزندگی می کرد ،اما پس از بررسی دقیق سر نخ ها یی به دست می آید که در عین دشواری ،ضرورت پیگیری وجستجوی کمک وخدمات تخصصی را آشکار می سازد .بنابراین ،پیش بینی خودکشی حتی برای متخصصان امری آسان ودقیق نیست ،از این رو بررسی دقیق علايم ونشانه های خطر خود کشی برای تشخیص به موقع ومناسب ،بسیار کمک کننده است.
تعریف و ماهیت خود کشی :
خود کشی در فرهنگ فارسی به معنای «خود را به وسیله ای کشتن »«انتحار » «خود را کشتن»آمده است .خودکشی به عنوان عملی که شخص برای معدوم کردن خود ،در حالی که اختیار مرگ وزندگی را دارد وبه لحاظ اخلاقی نیز به انجام آن موظف نیست ،تعریف شده است .در فرهنگ روانشناسی ، خود کشی به عنوان نابود کردن آگاهانه خویش برای رها شدن از موقعیتی غیر قابل تحمل تعریف شده واشاره دارد که خود کشی هایی که با انگیزه ملاحظات مذهبی واخلاقی (فرار از عملی مغایر با شرف ،سر بار دیگران نبودن )صورت می گیرد ،نوعی فداکاری تلقی می شود و آنها را با خودکشی هایی که ناشی از عواطف مختل ،مشوش و...است متفاوت می دانند . رفتار های خودکشی گرا را می توان به افکار (فرایند های ذهنی )ویا براساس پیامدهای مهلک (مرگ آور )مثل خود کشی وپیامدهای غیر مهلک از قبیل اقدام به خود کشی (شبه خود کشی )یا اعمال خود –آسیبی طبقه بندی کرد .شبه خود کشی عبارت است از :«اقدام به عملی غیر مهلک که در آن فرد به عمد یا از روی نقشه ،قصد خود آسیبی (مجروح ومسموم ساختن خود را )دارد اما منجر به مرگ نمی شود .»
ده ویژگی خود کشی از دیدگاه شنایدمن :
1- شایع ترین هدف خود کشی جستجوی راه حل است .2- هدف معمول در خود کشی وقفه وقطع هشیاری است. 3- رایج ترین محرک در خود کشی ،درد روانشناختی غیر قابل تحمل می باشد .4- عمده ترین فشارزا در خودکشی نیازهای روانی ناکام شده است .5- عمده ترین هیجان در خودکشی ناامیدی – درماندگی است. 6- عمده ترین حالت شناختی در خودکشی دوسو گرایی است. 7- شایع ترین حالت ادراکی در خودکشی احساس بن بست است .8- شایع ترین عمل در خود کشی خروج است.9- عمل مرسوم در خود کشی ،بیان و ابراز کردن(کلامی – غیر کلامی )قصد خود کشی است . 10 – همسانی معمول در خود کشی دشواری الگوهای مقابله ای مداوم است

از این پس دیگر مجبور نیستید در فیسبوک تنها بین گزینه زن یا مرد یکی را انتخاب کنید.
غول دنیای شبکه های اجتماعی از این پس حدود ۵۰ گزینه اختیاری برای انتخاب جنسیت و ضمایر مرتبط با آن برای ثبت نام افراد و نمایش ان در پروفایل شان اضافه کرده است.
فیسبوک این امکان را به صورت آزمایشی از پنجشنبه برای ۱۵۹ میلیون کاربران ایالات متحده آمریکا فعال کرده است و به افراد اختیار بیشتری برای انتخاب جنسیت و جنس خودشان داده است. این انتخاب شامل دو جنسی، دو جنسیتی، بی جنسیت، تراجنسی و… است
بریل هریسون، مهندس نرم افزار فیسبوک می گوید: «این موضوع شاید برای بسیاری از مردم اهمیتی نداشته باشید اما برای عده کمی یک مساله مهم و اساسی است» هریسون خودش در گذشته مراحل تغییر جنسیت از مرد به زن را انجام داده و یک تراجنسی بوده است.
هریسون علاوه بر نظارت برای عملکرد درست این گزینه جدید، هویت فیسبوک خودش را نیز به ترنس زن تغییر داد.
هریسون می گوید: « پیش از این همه افراد چه ترنس و چه غیر ترنس مجبور بودند بین دو گزینه زن یا مرد یکی را انتخاب کنند و این اصلا خوب نیست زیرا کسی نمی توند به دیگری بگوید حتما باید زن یا مرد باشی.»
فیسبوک با حدود ۱٫۲۳ میلیارد کاربر فعال در ماه این اختیار را به کاربران داده تا به توانند هویت جنسیتی خودشان را شخصی نگه دارند یا به صورت عمومی در بیاورند.
انستیتو ویلیامز که در دانشگاه کالیفرنیا و لس آنجلس مستقر است تخمین میزند چیزی حدود ۷۰۰۰۰۰ تراجنسیتی در آمریکا زندگی می کنند
این تغییر در فیسبوک باعث روانه شدن تشکرهای بسیاری به سوی این شرکت شد و رضایت کاربرانش را در پی داشت. این اقدام فیسبوک می تواند شروعی برای پذیرش حقوق ترنس ها در جوامع آنلاین باشد
چاد گریفین از کمپین حقوق بشر می گوید: «با این تغییر فیسبوک از این پس افراد می توانند صادقانه تر درباره هویت جنسیتی خود صحبت کنند و من امیدوارم دیگران نیز دنباله رو این حرکت خوب فیسبوک باشند»
جف جانستون تحلیلگر مسائل مربوط به خانواده میگوید : «شاید مدیران فیسبوک سایت خودشان را اینگونه اصلاح کرده باشند اما یک نکته در این میان باقی می ماند. کسی نمی تواند حقیقت بیولوژیک انسان را انکار کند. حقیقت این است که انسان تنها به دو گروه تقسیم می شود، زن و مرد.»
در مقابل میسن دیویس مسئول یک سازمان حمایتی در سان فرانسیسکو میگوید: «برای بسیاری از مردم درک این مساله که هویت جنسیتی برای تراجنسی ها چقدر مهم است سخت است اما بسیاری از ترنس ها هیجان زده هستند تا بتوانند هرچه زودتر جنسیت خود را در پروفایلشان درست کنند»
ین حرکت فیسبوک بعد از سال ها فشار و درخواست کاربران بر روی این شبکه اجتماعی انجام شد. گوگل در شبکه اجتماعی خودش سه گزینه زن، مرد و سایر را در اختیار کاربران قرار داده است. طرفداران حقوق ترنس ها می گویند این امکان فیسبوک که گزینه های متنوعی را در اختیار کاربران میگذارد، باعث جذب بیشتر کاربران به سمتش می شود و این سایت را از هر شبکه اجتماعی دیگری پیش می اندازد.
در گوگل پلاس حدود ۱% افراد گزینه سایر را انتخاب کرده اند.
فیسبوک این گزینه را ابتدا در ایالات متحده آمریکا فعال کرده است و به زودی و پس از یافتن معادل های مناسب در سایر زبان ها این امکان را در سایر کشورها نیز فعال میکند
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در کنگره انجمن اورولوژی اروپا موفق به دریافت جایزه دوم در بخش ارائه مقالات شد .
به گزارش وب دا ، مقاله دکتر کامیار توکلی طبسی با موضوع روشی جدید در عمل ژنیتوپلاستی مرد به زن در کنگره انجمن اورولوژی اروپا که در کشور یونان برگزار و در بخش سخنرانی و پوستر ارائه شد ، پس از ارزیابی های انجام شده به دلیل بدیع و جدید بودن مقاله و ارائه روش جدید در درمان بیماری رتبه دوم این کنگره را به خود اختصاص داد.
قرار است در کنگره بعدی این انجمن که شش ماه دیگر در استکهلم برگزار می شود این مقاله به طور مداوم ارائه و این روش درمانی به پزشکان و متخصصان شرکت کننده از سراسر دنیا معرفی شود
چون ترنسکشوال بودن اغلب اذیت کننده است، بنابراین پر از غم و اشتیاق است، پر از شرم و احساسِ خسران و دشواری؛ خیلی راحت میتوان به این نتیجه رسید که کل زندگی برای یک ترنسکشوال نفرین شده است. البته، احتمال دارد چنین باشد. اما جنبههای خوبی هم دارد. خیلی از انسانها کاملا این جهانی زندگی میکنند، از هر گونه یکتا بودن یا داشتنِ چیزهای یکتا محرومند، آدمهای متوسطی هستند که ناخودآگاهانه خودشان را وقف آن کردهاند تا با نقشهایی که از آنها انتظار میروند انجامشان دهند، سازگار گردند. اما ترنسکشوال بودن، چیزی معجزه مانند و شگفتانگیز است.
فرض کنید، برای جبران کردن خسراتهای وحشتناکی که در کودکی به ما وارد شده و دردهایی که متحمل میشویم، هدایای بسیاری به ما داده میشود. ما ترنسکشوالها از نظر آماری و به دلایلِ ناشناختهای، از دیگر انسانها بسیار باهوشتر هستیم. ما در هر جای دنیا که باشیم، خلاقتر و شجاعتر هستیم و ارادهی بالایی داریم، و این در کسبِ نتیجههای دلخواه و برآورده کردنِ اهدافمان خود را نشان میدهد. ما مثل معجزه، کمیاب هستیم. آگاهیای به ما داده شده که دیگران هرگز تجربهاش نمیکنند؛ فهمیدنِ جنسیت، فهمیدنِ شرایط انسانی، فهمیدنِ نقشها و قوانینِ پنهانی و مسلمشان. به ما پنجرهای داده شده تا بتوانیم به زندگیِ هر دو جنس نگاهی بیاندازیم، و میتوانیم حتی بالاتر از این دو زندگی باشیم. از این لحاظ، ما فرصتِ بسیار نادری داریم: که زندگیِ خودمان را انتخاب کنیم، بیرون از زندگی تعریفشده یا نقشهای از -پیش- تعیینشده و مسلم. ما میتوانیم کارهای جدیدی انجام دهیم، چون تجربهی ما بسیار یکتا است. به درستی اسمِ ما را گذاشتهاند دگرپیکری، چون ما میتوانیم ذوب شویم و در جهانی دیگر از نو متولد شویم. ذهن ما و بدنِ ما از هورمونهای هر دو جنس بهرمند است. دیگران وقتی به سنِ پیری میرسند، تنشان چین و چروک پیدا میکند؛ اما ما به مدتِ بیشتری جوانتر و شادابتر میمانیم. ما از امتیازاتِ خنثای هر دو جنس بهرهمند هستیم؛ مثل امتیاز یادگیریِ زبان (که از ذهنِ زنانه به ما رسیده) و تواناییهای فضایی (که از ذهنِ مردانه به ما رسیده). ما میتوانیم دنیایِ خودمان را خودمان بسازیم و دنیای شگفتانگیزی هم بسازیم؛ ما محکوم به این نیستیم که تا آخر عمرمان در خواب و ناخودآگاهی قرار بگیریم.
ما بعد از اینکه تغییر یافتیم، بعد از اینکه از معجزهی دنیای مدرن بهرهمند شدیم، میتوانیم زندگیِ موفق و سرشار از عشق را آغاز کنیم. اگر بتوانیم از مشکلاتی که در دورانِ نوجوانی داشتیم، اگر بتوانیم از تعصبها و نفرتها و دشمنیهای فرهنگمان عبور کنیم، خودمان را رها کردهایم و به قدرتِ عظیمی خواهیم رسید که همچون هدیهای به ما به ارث رسیده است.
ما تاریخِ سربلند و محشری داریم. در دورانِ باستان، ما اسطورههای جادوییای بودیم. ما صاحب این توانایی بودیم که خدایان و ارواح را تبرک بدهیم، ما همنشین و عاشق و آموزگارهای باستانی بودهایم.
ما هدیهی گرانبهای قبیلههای باستانی بودیم، ما در آن قبیلهها نقش سرگرمکننده و طراح و داستانپرداز را ایفا میکردیم. گاهی ما ترنسکشوالها حاکمانِ امپراتوریها بودهایم، همسر امپراتور بودهایم. ما قهرمانِ مسابقات و جنگجویان دلیری بودهایم که از ما میترسیدند و پیروزی برای ما حتمی بود. میدانیم که فقط در سدههای اخیر است که با قدرتگرفتن مذاهب و افکار تکذهنی و تکخدایی و اخلاقیاتِ محدودگر، جنسیتِ ما ترنسکشوالها دستمایهی تمسخر و نفرت شده است. ما زمانی خویشاوندانِ خدایان بودیم. ترنسکشوال بودن آسان نیست، نه میتوان به چیزهای مادرزادی مباهات کرد، و نه میتوان آن را لعنتشده دانست. ترنسسکشوالبودن زمانی شگفتیِ کمیابی بود، هدیهای افسانهای که مبارک و خجسته بود. اما در دورهی جدید، دورهی هورمونها و جراحیها، ما اولین نسل از بشر هستیم که میتوانیم لذتِ دگرپیکریِ کامل را تجربه کنیم، لذتِ به دست آوردنِ بدنِ حقیقی و درستِ خودمان. هیچ ترنسکشوالی در طول تاریخ چنین سعادتی نداشته است. گفتم که ما همچون اسبهای شاخدار، معجزهآسا بودیم و کمیاب و شگفتانگیز، و خویشاوند با خدایان. ما باید به این جهان اضافه کنیم، و به خودمان و کسانی که ما را دوست دارند نیز کمک کنیم تا جهانِ غنیتری داشته باشند.
ما همیشه محبوبِ قبیله بودهایم، امروزه اما محیط و شرایطِ ما تغییر کرده است، ما اما هنوز همان هستیم که بودیم. پاداشها و غرامتهای زندگیِ ما واقعی است، زندگیِ ما هم بسیار ویژه و یکتاست؛ ما باید هدیهی مادرزادیِ رنجبردن را بفهمیم. وقتی به اطرافام نگاه میکنم، بارها شده که خوشحال شدم که ترنسکشوال به دنیا آمدهام، چون بدونِ این ویژگی و مسیرِ ویژهی زندگی، هرگز نمیتوانستم این چیزی بشوم که شدهام. نمیتوانستم قدردانِ یکتا بودنام نباشم: من ترنسکشوال بودنام را گرامی میدارم
صاحب وبلاگ و نویسنده وبلاگ میشه.روزانه حدود 20 تا 50 بازدید کننده هست اما متاسفانه 2 یا 3 نفر نظر میدن..ممنونم میشم ما را یاری کنید با نظرهای زیباتون.سپاس

خانواده
اولین رکن و حامی شما خانواده است. البته در اینجا منظور از خانواده پدر، مادر، خواهر/برادر و یا یکی از اعضای فامیل است. شما برای ادامه روند تغییر خود نیاز مستقیم به خانواده خواهید داشت. بدون خانواده دریافت مجوز و دوران نقاهت پس از عمل برای شما یک کابوس خواهد شد. خانواده میتواند برای شما حامی مالی و عاطفی باشد. در عین حال گاهی معرفی خود به عنوان تراجنسی به خانواده نیز یک ماراتن نفس گیر است. نباید از خانواده خود انتظار داشته باشید که به سرعت شما را بپذیرند و همراهی کنند. باید طی یک پروسه طولانی تلاش کنید و اعتماد آن ها را جلب کنید.
پزشک
این دیگر جزء بدیهیات است که پزشکی که شما برای دریافت مجوز به او مراجعه میکنید باید بداند شما یک تراجنسی هستید. اما بهتر است پزشک را از تمام جزییات زندگی خود آگاه کنید گاهی یک مساله به ظاهر بی اهمیت یک نکته کلیدی با خود به همراه دارد پس از گفتی چیزی نهراسید و از بیان خود به پزشک خجالت نکشید. یک روانپزشک قرار نیست مسائل شما را برای دیگران بازگو کند پس پیش او راحت باشید. البته تصور نکنید روانپزشک در همان جلسه اول شما را باور میکند. شما برای اثبات خودتان باید با پزشک به جنگی تن به تن بروید. حتی ممکن است او شما را از ادامه راه منصرف کند اما این شما هستید که باید خود را ثابت کنید به شرطی که واقعا مطمئن باشید یک تراجنسی هستید و نیاز به مجوز تغییر جنسیت دارید.
دوستان نزدیک
خب دوستان شما باید درباره شما بدانند اما نه همه آن ها. شما لازم نیست سراغ دفتر تلفن گوشی خود بروید و به همه آن اعلام کنید یک تراجنسی هستید و آخر هفته جراحی میکنید!
تنها دوستان صمیمی شما که شما را درک میکنند باید درباره آن بدانند. شما برای جراحی و طی کردن روند تغییر علاوه بر حمایت خانواده که نوعی حمایت از بالا به پایین است نیاز به حمایت یک دوست که حمایتی افقی هست هم نیاز دارید. از نیروی دوستی غافل نشوید. یک دوست انرژی زیادی برای طی کردن باقی مسیر به شما می دهد. پس یک دوست واقعی داشته باشید و درباره خودتان به او بگویید.
.
همسر خود
شما مراحل تغییر را گذرانده و جسم واقعی خودتان را پس گرفتید. اکنون نوبت ازدواج است اما چرا باید این موضوع را پنهان کنید؟
همسر شما (و نه خانواده او) حق دارد درباره اینکه شما یک تراجنسی بودید بداند. این یک مساله حتمی است و امکان کم کاری در آن نیست. او به عنوان شریک عاطفی و جنسی شما باید بداند شما زمانی در یک جسم اشتباه بودید. پس بی انصاف نباشید و با زبانی ساده و پیش از ایجاد یک رابطه عاطفی شدید و ازدواج رسمی حتما این واقعیت را بگویید. در غیر اینصورت مجبورید تمام سال های زندگی خود را در یک ترس و دلهره همیشگی زندگی کنید. اما خانواده همسرتان یک گزینه اختیاری است. نیازی به دانستن آن توسط ایشان نیست و این بستگی به اعتماد به نفس و خودباوری شما و البته شرایط خاص دیگر دارد.
یک ترنس نوجوان یا بی تجربه
شما پس از اینکه مدتی از آگاهی خودتان نسبت به وضعتان گذشت و با پس از جراحی میتوانید یک طلایه دار برای سایر تراجنسی ها باشید. شما تمام مصائب و مشکلات یک تراجنسی را لمس کردید و می دانید تازه کار بودن و بی تجربگی برای یک تراجنسی چقدر سخت و آزار دهنده است پس بهتر است به عنوان یک ترنس کهنه کار، با آگاهی و یا عمل کرده، خود را به سایر تراجنسی ها معرفی کنید تا آن ها با دیدن شما امیدوار شده و بدانند تراجنسی بودن آخر راه نیست
شاید شما هم در بین دوستانتان یا شاید خانواده تان یک نفر تراجنسی حضور داشته باشد. کسی که به هر دلیلی شما متوجه شدید و میدانید که او یک تراجنسی است. یا خودش اعتماد کرده و به شما گفته و یا شاید هم خودتان متوجه شدید. اما رفتار شما در قبال این دوست یا عضو خانوادتان چیست؟