خانواده
اولین رکن و حامی شما خانواده است. البته در اینجا منظور از خانواده پدر، مادر، خواهر/برادر و یا یکی از اعضای فامیل است. شما برای ادامه روند تغییر خود نیاز مستقیم به خانواده خواهید داشت. بدون خانواده دریافت مجوز و دوران نقاهت پس از عمل برای شما یک کابوس خواهد شد. خانواده میتواند برای شما حامی مالی و عاطفی باشد. در عین حال گاهی معرفی خود به عنوان تراجنسی به خانواده نیز یک ماراتن نفس گیر است. نباید از خانواده خود انتظار داشته باشید که به سرعت شما را بپذیرند و همراهی کنند. باید طی یک پروسه طولانی تلاش کنید و اعتماد آن ها را جلب کنید.
پزشک
این دیگر جزء بدیهیات است که پزشکی که شما برای دریافت مجوز به او مراجعه میکنید باید بداند شما یک تراجنسی هستید. اما بهتر است پزشک را از تمام جزییات زندگی خود آگاه کنید گاهی یک مساله به ظاهر بی اهمیت یک نکته کلیدی با خود به همراه دارد پس از گفتی چیزی نهراسید و از بیان خود به پزشک خجالت نکشید. یک روانپزشک قرار نیست مسائل شما را برای دیگران بازگو کند پس پیش او راحت باشید. البته تصور نکنید روانپزشک در همان جلسه اول شما را باور میکند. شما برای اثبات خودتان باید با پزشک به جنگی تن به تن بروید. حتی ممکن است او شما را از ادامه راه منصرف کند اما این شما هستید که باید خود را ثابت کنید به شرطی که واقعا مطمئن باشید یک تراجنسی هستید و نیاز به مجوز تغییر جنسیت دارید.

دوستان نزدیک
خب دوستان شما باید درباره شما بدانند اما نه همه آن ها. شما لازم نیست سراغ دفتر تلفن گوشی خود بروید و به همه آن اعلام کنید یک تراجنسی هستید و آخر هفته جراحی میکنید!
تنها دوستان صمیمی شما که شما را درک میکنند باید درباره آن بدانند. شما برای جراحی و طی کردن روند تغییر علاوه بر حمایت خانواده که نوعی حمایت از بالا به پایین است نیاز به حمایت یک دوست که حمایتی افقی هست هم نیاز دارید. از نیروی دوستی غافل نشوید. یک دوست انرژی زیادی برای طی کردن باقی مسیر به شما می دهد. پس یک دوست واقعی داشته باشید و درباره خودتان به او بگویید.

.
همسر خود
شما مراحل تغییر را گذرانده و جسم واقعی خودتان را پس گرفتید. اکنون نوبت ازدواج است اما چرا باید این موضوع را پنهان کنید؟
همسر شما (و نه خانواده او) حق دارد درباره اینکه شما یک تراجنسی بودید بداند. این یک مساله حتمی است و امکان کم کاری در آن نیست. او به عنوان شریک عاطفی و جنسی شما باید بداند شما زمانی در یک جسم اشتباه بودید. پس بی انصاف نباشید و با زبانی ساده و پیش از ایجاد یک رابطه عاطفی شدید و ازدواج رسمی حتما این واقعیت را بگویید. در غیر اینصورت مجبورید تمام سال های زندگی خود را در یک ترس و دلهره همیشگی زندگی کنید. اما خانواده همسرتان یک گزینه اختیاری است. نیازی به دانستن آن توسط ایشان نیست و این بستگی به اعتماد به نفس و خودباوری شما و البته شرایط خاص دیگر دارد.


یک ترنس نوجوان یا بی تجربه
شما پس از اینکه مدتی از آگاهی خودتان نسبت به وضعتان گذشت و با پس از جراحی میتوانید یک طلایه دار برای سایر تراجنسی ها باشید. شما تمام مصائب و مشکلات یک تراجنسی را لمس کردید و می دانید تازه کار بودن و بی تجربگی برای یک تراجنسی چقدر سخت و آزار دهنده است پس بهتر است به عنوان یک ترنس کهنه کار، با آگاهی و یا عمل کرده، خود را به سایر تراجنسی ها معرفی کنید تا آن ها با دیدن شما امیدوار شده و بدانند تراجنسی بودن آخر راه نیست