دلتنگی

من تو نبودت جز اشک و حسرت
جز گریه کردن کاری ندارم
بی تو نمیشه ، بی تو نمیخوام
 

حتی یه روزم دووم بیارم
بی تو چجوری با خاطراتت ، روزا و شبها رو بگذرونم
خاطره هامون از خاطرت رفت ، اما هنوزم دلتنگشونم
من ، بی تو نابودم ببین زندم ولی دنیای من مرده
تو ، دنیای من بودی ولی دوریت منو از پا درآورد
ه

♫♫♫
میترسم از این فکری که پُرشد
از این سکوت و تنهایی و درد
کاش بعد یک عمر عادت به این درد
این زخم کهنه سر وا نمی کرد
این کوله بار تنهاییا که سنگینی کرده باز روی شونم
باز با خیالت تاوقتی زنــــــدم رو دوش خستم هی می کشونم

ترنسی که پس از تغییر جنسیت یک دختر زیبا ش


ملیا دالتپ یک دختر بنگلادشی است که در خانواده ای مسلمان و مذهبی به دنیا آمده است ، او که یک پسر متولد شده است در سال 2012 تغییر جنسیت داد، او اکنون 23 سال دارد و دانشجوی حسابداری است و همچنین در حرفه مدلینگ فعالیت دارد




وی اکنون با نامزد 27 ساله اش زندگی میکند و میگوید از زمانی که خودش را شناخته احساس میکرده که باید یک دختر باشد، از آنجاییکه او در خانواده ای مسلمان و کاملا مذهبی متولد شده است امکان ابراز تمایلاتش را نداشت اما در سال 2009 و با مهاجرت به کانادا او با عمل جراحی تغییر جنسیت آشنا شد و با صرف 10 هزار پوند به یک دختر زیبا تبدیل شده است.او از اینکه توانسته است وارد دنیای مد شود بسیار خوشحال است و امیدوار است بتواند در مسابقات انتخاب دختر شایسته شرکت کند.او معتقد است که اکنون یک زن زیباست و همه باید برای این مسئله احترام زیادی قائل باشند


هورمونی در ترانس سکشوال ها

زمانی که درمان هورمونی آغاز میگردد و حتی قبل از شروع آن، لازم است فرد زندگی با مشخصات جنس مخالف را بطور واقعی و عملی تست کند. بدینصورت که برای زمان طولانی و تمام وقت، بایستی مطابق میل جنسی و جنسیت جدید خود لباس بپوشد و نام جدید خود را انتخاب کند.
 
   آزمایش زندگی واقعی:
زمانی که درمان هورمونی آغاز میگردد و حتی قبل از شروع آن، لازم است فرد زندگی با مشخصات جنس مخالف را بطور واقعی و عملی تست کند. بدینصورت که برای زمان طولانی و تمام وقت، بایستی مطابق میل جنسی و جنسیت جدید خود لباس بپوشد و نام جدید خود را انتخاب کند. قبل از انجام عمل جراحی غیرقابل برگشت لازم است این فرم زندگی جدید برای حداقل یک سال تمام وقت ادامه یابد و سپس تصمیم قطعی به جراحی گرفته شود.
بررسی کلینیکی:
شامل معاینه کامل فیزیکی و بررسی های آزمایشگاهی شامل مطالعلت بیوشیمیائی خون و هورمونی و کاریوتیپ و بررسی کروموزومی است.
تعین وضعیت وزن و فشارخون جهت مقایسه و پیگیری طی درمان هورمونی لازم است.
در درمان هومونی ۲ هدف دنبال میگردد:
۱) مهار محور هیپوتالاموس، هیپوفیز به غدد جنسی که منجر به کاهش ترشح تستوسترون یا استرادیول میگردد. و در نتیجه علائم جنسی ثانویه که مربوط به جنسیت اولیه فرد است در حد امکان کاهش یابد.
به هرحال از بین رفتن کامل علائم جنسی اصلی فرد با درمان هورمونی به تنهائی امکانپذیر نیست.
۲) ایجاد علائم جنسی مشخصه جنس جدید مورد نظر. رژیم درمانی شامل انواع استروژنها، پروژسترونها، و یا آندروژنهاست. که در مکاتب مختلف پزشکی برنامه های متفاوتی ارائه شده است. و هنوز یک برنامه رژیم درمانی خاص بصورت واحد وجود ندارد.
هورمون درمانی در ترانس سکشوال های مذکر به مونث
آنتی آندروژن:
چندین گروه دارو جهت مهار آندروژن(هورمون جنسی مردانه)، و یا عمل آن وجود دارد و با مهار عملکرد آندروژنها باعث کاهش بافت عضلانی و مردانه میگردد.
برای این منظور در اروپا بیشتر سیپروترون استات مصرف میگردد. و همچنین از مهار کننده های آندروژنی غیر استروئیدی مثل فلوتامید میتوان استفاده کرد. این دارو علائم ظاهری مردانه را از بین میبرد ولی بطور ثانوبه میزان تستوسترون را بالا میبرد.

داروی دیگر بدین منظور مهار کننده های محور هیپوتالاموس هیپوفیز است مثل دکاپپتیل که به مصرف ماهیانه قابل استفاده است.
همچنین درمان با فیناسترید۱mg یا مینوکسیدیل جهت درمان طاسی و تبدیل فرم رویش موی مردانه به زنانه مصرف میگردد.
در بیماران transsexulism غیر بالغ با مهار کننده های هیپوتالاموس ، تکمیل بلوغ را به تاخیر میاندازند تا در زمان درمان اصلی اقدام جهت تغییر جنسیت به شکل بهتری امکانپذیر باشد.
استروژنها:
استروژن ماده اصلی برای ایجاد علائم زنانه در بیماران مرد است که تمایل به زن شدن دارند.
در بیشتر مراکز از استروژن خوراکی استفاده میگردد. دوز بالاتر دارو تاثیری در سرعت ایجاد علائم زنانه ندارد. و فقط عوارض را بیشتر میکند.
درمان با استروژن موجب ایجاد سینه زنانه و تغییر تجمع بافت چربی به فرم زنانه، یعنی تجمع چربی در باسن و ران، نرمی پوست، کاهش موی بدن و کاهش یا توقف ریزش موی مردانه، کاهش باروری و کاهش نعوظ آلت خواهد شد.
حداکثر تغییر در علائم جنسی با ۲ سال درمان ایجاد میگردد. و پس از آن تغییر بیشتری با درمان هورمونی صورت نمیگردد.
درمان هورمونی با استروژن و یا آنتی آندروژن باعث تغییر کیفیت صوت به فرم زنانه در مردان نمیگردد و جهت آن ممکن است لازم به ارجاع به مراکز اختصصاصی گفتار درمانی باشد.
پروژسترون:
گرچه اندیکاسیون و نیاز قطعی درمان با پروژسترون مشخص نشده است ولی در برخی از بیماران ترانس سکشوال مذکر به مونث دیده شده که درمان با پروژسترون، تمایلات جنس زنانه و رشد سینه ها را بهتر میکند.
درمان هورمونی در ترانس سکشوآل های مونث به مذکر
هدف از درمان هورمونی در بیماران نارضایتی جنسیتی مونث به مذکر ایجاد علائم مردانه شامل فرم بدن مردانه و قطع خونریزی قاعدگی و ایجاد شکل رویش موی مردانه (شامل فرم موی سر به فرم طاسی مردانه و رویش موی صورت و بدن و تبدیل فرم رویش موی ناحیه تناسلی از شکل مثلثی با راس پائین زنانه به ذوزنقه ای مردانه) است.
پایه درمان هورمونی در این بیماران، فراورده های تستوسترون میباشد که متداولترین، درمان با تستوسترون استراز به میزان ۱۲۵ ۲۵۰ میلی گرم عضلانی هر ۳ ۲ هفته است .
درمان جایگزین، داروهای خوراکی یا موضعی با جذب از طریق پوست است. اصول ، با درمان بیماران هیپوگنادیسم مشابه است.
با درمان آندروژنی تغییرات زیر بصورت پایدار ایجاد میگردد:
۱) تغییر در طنین صوت به فرم مردانه پس از ۱۰ ۶ هفته درمان.
۲) بزرگ شدن کلیتوریس البته در افراد مختلف به میزانی متفاوت.
۳) کوچک شدن پستانها در حد ملایم.
۴) افزایش تمایلات جنسی.

) ایجاد آکنه.
۶) افزایش موی صورت و بدن .
۷) طاسی سر به فرم مردانه.
سایر تغییرات شامل افزایش قد در بالاتنه، افزایش وزن و تغییر رفتار در افزایش علاقه اجتماعی و جنسی، کاهش چربی ناحیه باسن است.
گاهی با این درمان خونریزی قاعدگی قطع نمیگردد و احتیاج به اضافه کردن داروهای پروژسترونی میباشد.
اگر درمان بصورت موضعی و از طریق جذب پوستی با هورمون صورت گیرد داروی پروژسترونی نیز تقریباْ همیشه لازم است.
هورمون درمانی بعد از عمل جراحی
برخی مراکز میزان داروهای استروژنی را پس از خارج کردن بیضه ها به نصف میزان قبل از جراحی کاهش میدهند و بقیه مراکز با همان دوز ادامه میدهند.
دلیل ادامه درمان با با استروژن پس از خارج کردن بیضه ها حفظ ظاهر زنانه و بهبود کیفیت استخوانی جهت جلوگیری از کاهش دانسیته استخوانی و (osteprosis) است.
پس از خارج کردن تخمدانها در زنان تغییر جنسیت یافته به مرد، بایستی درمان با آندروژن، جهت حفظ علائم ظاهری مردانه و جلوگیری از پوکی استخوان (osteprosis) ادامه یابد.

سامان ارسطو

سامان ارسطو بازیگر مشهور تلویزیون( با نام سابق فرزانه ارسطو )متولد 1347در شاهرود میباشد پس از  چندین عمل جراحی در ۱۷ فروردین ۱۳۸۹ و در سن 42 سالگی با انجام آخرین عمل تغییر جنسیت داد.سامان ارسطو در فیلم های "سربازهای جمعه,تیغ زن,تسویه حساب ,استشهادی برای خدا,در نقش زن و بعد از جراحی در فیلم سرزمین کهن و اناهیتا در نقش مرد (نقش واقعیش)بازی نموده است,در مصاحبه ای که با ایشون شده بود میگفتند نباید گذشته ام را فراموش کنم دیگر با ان کاری ندارم بعضی ها عکسهای گذشته خود را می سوزانند من جسمم تغییر کرده وبا روحم سازگار شده اصلا با گذشته کاری ندارم.اطرافیانش بارها تاکید کردند که سامان از اولم فرزانه نبود اصلا هیچیش شبیه زنها نبوده ,و خیلی به ایشون تبریک گفتند

30 راه برای نفوذ به دل دیگران

                                                                            


طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

 

اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است :

 

1 - انتقاد، شکایت و محکوم نکنید.

 

2 - صادق باشید.

 

3 - در دیگران انگیزه ایجاد کنید.

 

4 - ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید.

 

5 - همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.

 

6 - به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.

 

7 - شنونده خوبی باشید . دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.

 

8 - بر اساس علایق دیگران صحبت کنید.

 

9 - طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

 

10 - بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

 

11 - به « نظر » دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید « اشتباه می کنید »

 

12 - اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.

 

13 - دوستانه صحبت کنید.

 

14 - طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان « بله » بگوید.

 

15 - اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.

 

16 - اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.

 

17 - صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

 

18 - با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.

 

19 - با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.

 

20 - عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید.

 

21 - خود را با علائم غیر کلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.

 

22 - صادقانه از دیگران تعریف کنید.

 

23 - اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.

 

24 - قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید.

 

25 - به جای دستور صریح، سؤال کنید.

 

26 - در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.

 

27 - هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.

 

28 - مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.

 

29 - بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.

 

30 - اگر برای کسی کاری انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید.

عوارض و خطرات ترامادول

صراحتاً اعلام ميكنم كه ترامادول به مرور و در طول زمان اعتيادآوره و عوارض جبران ناپذيري رو به بدن وارد ميكنه.


بقيه مطلب رو از منابع مختلف ذكر ميكنم، حوصله داشتيد بخونيد:


ترامادول (træmədɒl تلفظ می‌شود) یک داروی مسکن شبه تریاک است. این دارو برای تسکین درد متوسط تا شدید تجویز می‌شود. ترامادول بر روی گیرنده‌های مو (μ) اوپیوئید، و سیستم نورآدرنرژیک و سروتونرژیک اثر می‌کند. این دارو توسط شرکت آلمانی گروننثال (Grünenthal) در دهه ۱۹۷۰ با نام تجاری ترامال ساخته شد. گروننثال در سالهای بعد حق تولید ترامادول را به شرکتهای متعددی در سراسر دنیا واگذار کرد.

ترامادول معمولا به شکل نمک هیدروکلراید تولید شده و به دو شکل خوراکی (بیشتر کپسول و قرص) و آمپول به بازار عرضه می‌شود. مقدار جذب و تأثیر فرم تزریقی ترامادول بسیار بیشتر از فرم خوراکی است. ترکیب ترامادول و استامینوفن نیز در بازار موجود است (که در ایران عرضه نمی‌شود).

عوارض ناشي از مصرف ترامادول

عوارض سيستم عصبي مرکزي:
سرگيجه، سردرد، خواب آلودگي، تحريک دستگاه عصبي مرکزي، اضطراب، کاهش هوشياري، اختلال تعادل، سرخوشي، عصبي شدن، اختلال خواب، تشنج، ضعف.

عوارض قلبي عروقي:
اتساع عروق

عوارض پوستي:
خارش، تعريق بيش از حد، ضايعات جلدي

عوارض چشمي:
اختلالات بينايي

عوارض گوارشي:
تهوع، يبوست، استفراغ، سوءهاضمه، خشکي دهان، اسهال، درد شکم، بي‌اشتهايي، نفخ

عوارض ادراري و تناسلي:
احتباس ادراري، تکرر ادرار، دفع پروتئين در ادرار، علائم يائسگي

عوارض خوني:
کاهش سطح هموگلوبين

عوارض کبدي:
افزايش سطح آنزيم‌هاي کبدي

عوارض تنفسي:
دپرسيون تنفسي (مهار سيستم تنفسي)


موارد مصرف قانونی:

ترامادول برای تسکین دردهای متوسط تا شدید در بزگسالان استفاده می شود.

اطلاعاتی که در مورد ترامادول باید بدانیم

نکته مهم: افرادی که به مواد مخدر یا الکل معتاد هستند نباید از ترامادول استفاده کنند. در این افراد در صورت مصرف ترامادول ممکن است تشنج ایجاد شود.احتمال تشنح در افرادی که سابقه ی تشنج یا سابقه ی جراحت مغزی دارند و یا از داروهایی مثل ضدافسردگی ها،شل کننده های عضلانی و داروهای ضد تهوع و استفراغ استفاده می کنند،بیشتر است.

استفاده بیش از حد (Overdose ) می تواند کشنده باشد.علایم Overdose دارو عبارتند از: خواب آلودگی،تنفس کم عمق،کندی ضربان قلب،ضعف مفرط،پوست سرد و مرطوب ، احساس سبکی سر،غش یا کما.

به دلیل وابستگی که ترامادول ایجاد می کند،نباید مصرف آن را به دیگران توصیه کرد(به ویژه فردی که سابقه اعتیاد دارویی دارد) و تنها باید توسط فردی که دارو برای او تجویز شده استفاده شود.ترامادول می تواند باعث اختلال واکنش های عصبی و قدرت تفکر فرد شود، از این رو هنگام استفاده از این دارو از رانندگی خودداری شود.

مصرف ترامادول را نباید به طور ناگهانی قطع کرد، قطع ناگهانی ترامادول باعث سندرم ناخوشایند قطع مصرف می شود که علایم آن عبارتند از: اضطراب،تعریق،تهوع،اسهال،ت رمور(رعشه)،لرز،ت
وهم،اختلال خواب یا مشکلات تنفسی .

نباید ترامادول را همراه با این مواد استفاده کرد:

- الکل یا مواد مخدر
-داروهای مخدر ضد درد
- داروهای آرامش بخش از قبیل والیوم
- داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب
- داروهای ضد اختلالات دو قطبی و اسکیزوفرنی(جنون جوانی)

ترامادول در دوران حاملگی و شیردهی به دلیل اثرات مضر بر روی جنین و نوزاد منع مصرف دارد. ترامادول نباید برای افراد زیر 18 سال تجویز شود

فروش کلیه و عوارض بعد از عمل

                                                                 


دوستان و بازدید کنند گان محترم حرفهای خودمونی سلام

امروز دلنوشته بازدید کننده ای را برایتون گذاشتم که دل هر انسانی را به درد می آورد  نمی خوام نصیحت کنم اما  به دلایلی که یک انسان مجبور میشود سلامتی خودش را حراج بگذارد توجه کنید.

 چه مون شده خدایا!!!!!!

من فردی هستم که کلیه خودم رو اهدا کردم.قبل از این که این کار را بکنم پیش چند متخصص نفرولوژی رفتم و همشون اظهار کردند که هیچ اتفاقی برام نمیفته،فقط وفقط تنها توصیه ای که به من کردند این بود که از ورزش حرفه ای بپرهیزم،چون یک کلیه جواب گو نیست،ولی متاسفانه در حال حاضر دچار فشار خون بالا شدم (16)قرص فشار مصرف میکنم و کراتینین خونم بالا رفته(1.5)و هر دو ماه یکبار دارم ازمایش میدم که دیالیزی نشوم .پس بدانید که فرمایشات دکترها کاملا مهمل و بیهوده است.فردی که کلیه اش رو میدهد این مشکلات برایش پیش می اید:در معرض قرار گرفتن بیماری های لا علاجی از قبیل فشار خون بالا که هزارو یک مشکل می افریند،بیماری دیابت که باعث میشود همون یک کلیه هم از کار بیفتد، ودیالیزی شوید ودر صف گیرنده ها قرار گیرید.شمایی که کاملا سالم وتندرست و ورزشکار بودی به یک انسانی که بقییه عمرش را با بیماری های سخت در گیر است تبدیل میشوی،کلا در رژیم غذایی نباید نمک باشد،که این برای من کاری است بس دشوار ،یعنی دیگه نباید فست فود ،سس،ترشی وشور،انواع تنقلات مثل اجیل تخمه چیپس و پفک و دوغ ونوشابه ...... که همشون دارای نمک هستند واین برای یک جوان تقریبا غیر ممکن است،نخوردن گوشت قرمز و کم خوردن گوشت مرغ وماهی چون دارای پروتئین هستندو نخوردن مشروبات الکلی و محدودیت های دیگر.چیزی که من را تا دو ماه بعد از عمل ازرده خاطر کرد این فکر بود که:وااااااااای چقدر بدبخت و بی ارزه و بی جنم هستم که از طریق فروش عضوم کسب درامد کردم که نتونستم مثل بقییه کار کنم وپول در بیارم. من


هم مثل خیلی های دیگه قبل از عمل دلایل فوق العاده منطقی وقانع کنندهای برای خودم داشتم ولی بعد از عمل دلایلم جلوی مشکلات پیش امده پوچ شد ،کلام آخر:اگر دچار مشکلات فراوانی هستید از قبیل:نداشتن یک قرون پول،نامزدی که میخواد به خاطر بی پولی شما رو ترک کنه،با کسی تصادف کردی وباید پول دیه بدی واگه ندی به زندان میفتی،میخوای بری خارج و همه کارات درست شده غیر سربازی،میخوای کار بزرگی انجام بدی و سرمایه نداری با پدر و مادرت به مشکل برخوردی و حمایتت نمکنن و میخوای باهاشون لج کنی و...... به خدا به خدا به خدا این راه مشکلت رو حل نمیکنه شاید در همون لحظه مشکلت حل بشه ولی بعدها به مراتب مشکلاتی بزرگتر ایجاد میشه.

به امید روزی که هیچ انسانی در این دنیا گرفتاری اقتصادی و مالی نداشته باشد

شعری که تقدیم شده به ترنس ها

ز درد روزگار نمانده است طاقتم

جسمم قفس شده من در اسارتم

من یک ترنس غم زده هستم درون شهر

که از اضطراب، خوردن ناخن شد عادتم


شعر از امیر محمد صمدی

ترانه آرام، از تراجنسی بودن تا تی اس مگ

                                                                     



ترانه آرام را اکثر ما به خاطر بازی در مستند گاهی اتفاق می افتد می شناسیم. او در این مستند از زندگی قبل و بعد از عمل خودش می گوید. ترانه ارام بعد از بازی در این مستند سعی زیادی کرد تا در جامعه نیز یک فعال باشد و برای تراجنسی ها فعالیت کند. اکنون به مناسبت شب یلدا، خانم آرام در مصاحبه ای با محتا از زندگی و آرزو هایش برای ما می گوید


با سلام. لطفا خودتان را معرفی کنید.
با سلام. ترانه آرام هستم ۳۱ ساله. ده سال هست که جراحی کردم. جشن تولد ده سالگی ام رو هم تیر ماه امسال گرفتم

خانم آرام شما چه سالی و پیش کدوم جراح عمل تغییر جنسیت خودتان را انجام دادید؟
من سال ۸۳ و نزد پروفسور میرجلالی جراحی کردم.

شما چقدر از جراحی و کیفیت عمل آقای میرجلالی راضی بودید؟
من تقریبا شصت درصد راضی بودم و خوشحالم

اگر بازهم به عقب برگردید دوباره جراحی میکنید یا راه دیگری رو انتخاب میکنید؟
من دوباره صد در صد جراحی رو انتخاب میکردم

آیا هیچوقت از عمل، از جراحی، از اتفاقات قبل یا بعد از عمل نترسیدید؟ شک نکردید؟
نه من با اعتماد به نفس بالا و با علم به اینکه یک ترنس هستم و میدونستم یک ترنس تنها راه نجاتش عمل تغییر جنسیت هست این کار رو انجام دادم و هیچ موقع پشیمان نشدم و تردید نکردم.

خانم آرام شما چند سال هست که برای ترنس ها فعالیت میکنید. چه قبل از عمل به وسیله بازی در مستند و چه بعد از عمل به وسیله مصاحبه با مجلات و روزنامه ها. یک مقدار ازاین اقداماتتان برای ما صحبت کنید.
من از زمانی که جراحی کردم یک سری کمبودها را در جامعه تراجنسی احساس کردم که بزرگترینش عدم اطلاع رسانی بود و از اونجایی که در سینما و تئاتر فعالیت داشتم سعی کردم کار فرهنگی کنم و نقش اطلاع رسانی داشته باشم. برای همین شروع کردم به بازی در مستند یا ساخت سایت. من وظیفه خودم میدونم که تراجنسی رو به وسیله فرهنگ سازی و شناخت در جامعه نهادینه کنم


                                      


فکر کنم منظور شما از سایت، تی اس مگ باشه. درباره این سایت صحبت کنید. چه شد که قبل از افتتاح این سایت مجبور به بستنش شدید؟
من این سایت رو ساختم و یک بستری رو فراهم کردم تا خود تراجنسی ها، محققان و کسانی که علاقه مند هستند در این سایت فعالیت کنند. چون فضا و امکانات سایت بسیار زیاد بود و امکان فعالیت عمده درش بود. ولی متاسفانه دوستان و افراد کسی فعالیت نکرد و تنها از من توقع زیاد داشتند و متاسفانه کسی کمک نکرد و ازاین بستر استفاده نشد.

به نظر شما چرا کسی فعالیت نکرد و به قول شما توقعات بالا بود؟
یکی اینکه چون اسم ترانه آرام بود و من به عنوان یک فعال شناخته می شدم دوستان فکر میکردند من از این راه درآمدی دارم و پولی برای من دارد. دوم هم اینکه دوستان ترنس و جامعه تراجنسی باید با هم متحد باشند و همکاری کنند. اما اینکه بیرون گود باشند و تنها یک سری درخواست داشته باشند هیچ فایده ای ندارد. هر تراجنسی خودش باید یک نماینده و یک معلم باشد. ما زمانی مشکلاتمان حل میشه که سطح آگاهی جامعه را بالا ببریم.

اصلا چرا سایت و دنیای مجازی؟ چرا کار دیگری رو امتحان نکردید؟
سایت اینترنتی یکی از راه های تماس با جامعه هست و راهی هست که میشه به راحتی با جامعه در ارتباط بود و به صرفه هست.

خانم آرام شما بعد از این سایت آیا راه یا ایده دیگری توی ذهنتون برای ادامه فعالیت دارید؟
اگر من قرار باشه توی این راه ادامه بدم تنها باید بستر سازی کنیم برای نهادینه کردن مسائل قانونی و حقوقی تراجنسی. ما باید مسائل قانونی را از طریق مجلس یا نهادهای دیگر پیگیری کنیم. به نظر من اول باید بستر قانونی را فراهم کنیم تا بتوانیم بودجه و اعتباری برای تراجنسی ها ایجاد کنیم.

جناب دکتر روحانی به تازگی در سایت خودشان منشوری رو به نام منشور حقوق شهروندی قرار دادند. در این منشور از حقوق شهروندان در ایران صحبت شده اما متاسفانه از حقوق جامعه تراجنسی که یک گروه قانونی و شرعی هست صحبتی به میان نیامده است. به نظر شما با توجه به اینکه این منشور هنوز به صورت پیش نویس هست آیا میشه امیدوار بود از حقوق تراجنسی ها هم صحبتی بشه؟

صد در صد شدنی هست و این اتفاق خواهد افتاد. الان که شما این مساله رو مطرح کردید من حتما این موضوع رو پیگیری و مطرح میکنم. اگر قرار باشه این منشور تکمیل بشه باید حتما حقوقی برای جامعه تراجنسی در نظر بگیرد

چند روز پیش برنامه ای در شبکه فارسی زبان بی بی سی پخش شد و درباره مشکلات جامعه تراجنسی در ایران صحبت شد. در این برنامه گفته شد سایر گروه ها به خاطر محدودیت در جامعه ایران با تراجنسی ها مخلوط شده اند و خودشان را به عنوان تراجنسی معرفی میکنند، نظر شما چی هست؟
نه اینطور نیست. شاید درصد کمی از سایر گروه ها به دلیل اشتباه از فیلتر پزشکی قانونی رد شوند ولی جامعه چنین مشکلی ندارد و این یک موضوع حاشیه ای بوده که این شبکه به آن پرداخته است. مشکل امروز جامعه ما اطلاع رسانی است و آگاهی.

مساله دیگر در این برنامه این بود که ادعا شده بود همه تراجنسی ها نیازی به جراحی ندارند و خیلی از تراجنسی ها بدون جراحی هم می توانند ادامه دهند. نظر شما به عنوان یک تراجنسی چیست؟ آیا این ادعا را قبول دارید؟
اصلا. به نظر من تراجنسی منهای جراحی هیچ معنی ندارد. کسانی که ادعا میکنند ما میخواهیم به خارج از کشور برویم و بدون جراحی و تنها در پوشش مورد نظر زندگی کنیم به نظر من اصلا تراجنسی نیست. تراجنسی که نخواهد و علاقه نداشته باشد جراحی کند از نظر من تراجنسی نیست.

خانم آرام شما تا حالا به سایت محتا سر زدید، مطالب محتا رو مطالعه کردید؟
بله سایت بسیار زیبا و فعالی هست. من بارها گفتم که توی این جامعه به این بزرگی که ما هیچ تریبونی نداریم، من هروقت احساس تنهایی و فرسودگی میکنم، منی که از شوق و ذوق پر هستم، هرگاه احساس تنهایی میکنم، وقتی وارد فضای مجازی میشوم و محتا رو میبینیم باعث دلگرمی و التیام من میشود


                                      



به نظر شما اصلا محتا توانسته کمکی به جامعه تراجنسی بکند؟
صد در صد. در هر جامعه ای بزرگترین وظیفه و بزرگترین کمکی که میشه به یک جامعه با هر ویژگی کرد، به نظر من اطلاع رسانی و بالا بردن فرهنگ اون جامعه هست و محتا هم شدیدا توی این مسیر موفق بوده است

امشب بلندترین شب سال یا همون شب یلدا هست. خاطره یا صحبتی دارید که توی این شب بیان کنید؟
من دست همه بچه ها رو به گرمی میفشارم و همه دوستان رو دعوت به حوصله و صبر میکنم و اینکه اعتماد به نفس شان را بالا ببرند و به خدا توکل کنند. من هم این روزهای سخت رو گذروندم و شرایط بچه ها رو درک میکنم. من قول میدم در سال ۹۳ هم بیمه بچه های تراجنسی تصویب بشه و قول میدم باز هم در زمینه اطلاع رسانی برای جامعه تراجنسی فعال باشم و البته قول میدم که تلاشم رو بکنم تا در منشور حقوق شهروندی آقای دکتر روحانی هم بخشی برای تراجنسی ها باشد.
میخوام امشب بخشی از شعر خودم رو برای بچه ها بخوانم و هدیه به دوستان کنم

من آن شمعم که میسوزم سحرگاه زعشقم عالمی را برفروزم  /  اگر دیوانه گردم چون ترانه به آرامی جهانی را بسوزم.
غروب نور امیدم من امروز ولی کوه صبورم رو به فردا  /  من آن موجم که حجم نور دارد.درون بستر آبی دریا

من همچنین تشکر میکنم از دوستان و کسانی که من رو در این ده سال حمایت کردند. از خانواده، دوستان، اطرافیان و هرکس دیگری که من را در این مدت حمایت کرد و دلگرمی دادند به من
من میخوام یک تشکر ویژه هم از یک هنرمند کنم و دوست دارم اسمشون در این مصاحبه باشد. من میخواهم از خانم بهاره رهنما تشکر کنم چون زمانی که من جراحی دومم را انجام دادم هیچ کس پیش من نبود اما وقتی چشمانم را باز کردم احساس کردم دست یک نفر مدتی در دست من بوده و وقتی کامل به هوش اومدم فهمیدم اون دست خانم بهاره رهنما بوده است

آیا حرف یا صحبتی مانده که من نپرسیده باشم و شما مایل باشید بیان کنید؟
نه من فقط از همه تشکر میکنم و امیدوارم در سال ۹۳ اتفاقات خوبی برای جامعه تراجنسی رخ بدهد


دردسرهای زوجی که هردو تغییر جنسیت داده اند

یک زوج نامزد شده گفتند، از اینکه تحت جراحی تغییر جنسیت قرار گرفتند و با هم در ملاء عام دیده می شوند، پشیمان نیستند؛ با اینکه عده ای اظهارات ناخوشایند و نفرت انگیزی را نثار آنها می کنند


                                                            


جمی ایگل، ۲۰ ساله که در ابتدا پسر متولد شده و لوئیز ۲۵ ساله که دختر متولد شده بود، اکنون سرنوشت خود را عوض کرده اند. این زوج که هر دو تغییر جنسیت داده اند، در شهر کوچک «بریجند» در جنوب ولز زندگی می کنند.
از آنجا که آنها در شهر کوچکی زندگی می کنند، بیشتر واکنش های ناخوشایند افراد را آنلاین و شخصی درباره خودشان دریافت می کنند.
جمی می گوید او نمی تواند بیشتر وقت ها تنها از خانه بیرون برود چرا که فریادهای نفرت مردم در خیابان یا سوار بر ماشین نثار او می شود. او احساس می کند با هر بیرون رفتن از خانه کمی به تغییر تاریخ کمک می کند.
 جمی و لوئیز که هر دو دانشجو هستند، می گویند نمی توانند گذشته پیش از تغییر جنسیت خود را یادآوری کنند، چرا که افزون بر اینکه همیشه می خواستند جنسیت دیگری داشته باشند، پس از بلوغ، زندگی برای هر دو آنها به یک کابوس وحشتناک بدل شده بود.
این زوج که یک سال از مدت آشنایی شان می گذرد و نامزد شده اند، قصد دارند تا زمانی که کاملا فرآیندهای جراحی شان تکمیل نشده، با یکدیگر ازدواج نکنند.
جمی همچنین گفت: از سن ۳ سالگی، همیشه در مهدکودک لباس دخترها را می پوشید و نخستین بار در سن ۱۶ سالگی درباره وضع خود با خواهرش حرف زد؛ برخورد خواهرش خوب بود، اما کنار آمدن بقیه اعضای خانواده با این موضوع، زمان فراوانی برد. او به مدت 4 سال تحت عمل های تغییر جنسیت است، اما فرآیندهای آن به آهستگی پیش می رود.
این زوج عاشق، در یک برنامه تلویزیونی حضور پیدا کردند تا به آگاهی مردم درباره مقوله تغییر جنسیت افراد، کمک کنند

زن بعد ار تغییر جنسیت هم می تواند مهریه اش را بگیرد...

                                      

                                                         

صاحبنظران امر دارد و آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) یکی از محققانی است که در این زمینه تحقیقات گسترده‌ای انجام داده است. این مسئله از آنجا که در کشور ما موضوع جدیدی است شبهات و سئوالات زیادی در ذهن جوانان ایجاد کرده که نیاز به واکاوی بیشتر آن دارد و آیت‌الله فاضل لنکرانی به برخی از این پرسشها پاسخ داده است.


آیا تغییر جنسیت جایز است؟ ادلة جواز یا عدم جواز را لطفاً بفرمائید. جنابعالی قائل به مشروعیت مطلق، مشروعیت مشروط و یا ممنوعیت مطلق هستید؟

- آیت‌الله فاضل لنکرانی: افرادی که دوجنسی و به اصطلاح خنثی هستند تغییر و یا اصلاح جنسیت در آنان اشکالی ندارد و در برخی از موارد واجب است. در خنثی مشکل چنانچه ابقاء آن موجب عسر حرج و یا اختلالات روانی باشد و تنها با معالجه و عمل جراحی درمان یابد با وجود امکانات مالی این عمل واجب است و در چنین فرضی حرمت نظر و لمس به جهت وجود ضرورت و اضطرار برطرف می‌شود و خلاصه آنکه در مورد خنثی مشکل به جهت لزوم معالجه و رفع عسر و حرج می‌توان فتوا به جواز و با وجود برخی از قیود فتوا به وجوب داد. در خنثی غیرمشکل از طریق ادله جواز معالجه و درمان می‌توان جواز آن را استفاده کرد.

اما در غیر این دو مورد، یعنی جایی که کسی کاملاً مرد است و بخواهد تغییر جنسیت دهد و به زن تبدیل شود و یا بالعکس می‌توان بر فرض امکان آن گفت گرچه دلیل واضحی بر منع نیست اما با استناد به مذاق شرع می‌توان آن را ممنوع دانست. برای فقیه روشن است که شارع عملی را که موجب بروز مشکلات شود و اختلال در نکاح و نسب و از این قبیل را به دنبال داشته باشد راضی به آن نیست و علاوه ادله معالجه و ضرورت آن به هیچ وجه جریان ندارد.

در موردی که کسی خنثی غیرمشکل است و امارات و قرائن شرعی یکی از دو عنوان رجولیت و انوثیت را معین کرده است علاوه بر اینکه می‌تواند با عمل جراحی احتمال مقابل را زائل کند نیز می‌تواند احتمال مقابل را تقویت و برخلاف آنچه که قرائن شرعی بر آن است را نتیجه بگیرد و این مورد هم داخل در ادله معالجه و ضرورت معالجه و درمان قرار می‌گیرد و بر طبق این ادله فرقی نمی‌کند که نتیجه معالجه چه باشد.

حکم وجوب ستر بر زن در نماز و در غیر آن بعد از تغییر جنسیت وی چگونه است؟ در صورتی که تغییر به صورت کامل انجام نشده باشد چطور؟ وضعیت جهر و اخفات در نماز در بعد از تغییر جنسیت به چه صورت است؟ اگر تغییر به صورت کامل انجام نشده بود حکم چیست؟ و اگر در انجام تغییر شکست حاصل شد و جنسیت خنثی شد تکلیف چیست؟ آیا زن بعد از تغییر کامل جنسیت می‌تواند امام جماعت برای مردان شود؟ مردان بعد از تغییر جنسیت چطور؟ چرا؟

- شخص بعد از تغییر جنسیت از نظر احکام لازم است حکم عنوان جدید را رعایت کند و در این جهت فرق نمی‌کند که اصل تغییر و یا اصلاح را جایز بدانیم یا خیر. بنابراین، اگر خنثی چه مشکل و چه غیرمشکل به مرد واقعی و یا زن واقعی تبدیل شده باشد لازم است حکم آن را رعایت کند و اگر تبدیل و تغییر به صورت کامل انجام نگیرد و مثلاً کسی که بالفعل مرد است با عمل جراحی به صورت خنثی درآید، در این فرض نیز باید احکام خنثی را رعایت کند.

شخصی قتلی را مرتکب می‌شود یا جراحتی را به شخص وارد می‌سازد و سپس تغییر جنسیت می‌دهد، بر حسب کدام جنسیت وی با او برخورد می‌شود؟ پزشک بر مریض در حال تغییر خویش جراحتی را وارد می‌سازد، برای پرداخت دیه وی بر حسب کدام جنسیت شخص تغییر یافته حکم می‌شود؟

- در این موارد لازم است تفصیل داده شود و به حسب اختلاف موارد مختلف است و وجه آن این است که در برخی از موارد ملاک وضعیت فعلی شخص است مثلاً اگر مردی زنی را به قتل رسانده باشد و برای قصاص او فاضل دیه مطرح است چنانچه قاتل تغییر جنسیت دهد و خود را تبدیل به زن کند چون در هنگام قصاص دیگر مرد نیست بنابراین لازم نیست فاضل دیه پرداخت شود اما در برخی موارد دیگر ملاک حین عمل است مثلاً کسی که در حین قتل عنوان والد را داشته باشد چنانچه تغییر جنسیت دهد و خود را به زن تبدیل کند نمی‌توان جواز قصاص را در این فرض پذیرفت و به عبارت دیگر ظاهر ادله لایقاد الوالد بالولد، والد در حین قتل است، ولو بقاءً از عنوان مرد بودن خارج شود.

برای پرداخت سهم الارث به شخص تغییر جنسیت داده به کدام جنسیت وی ارث تعلق می‌گیرد جنسیت سابق یا جنسیت کنونی؟ چرا؟

- ملاک جنسیتی است که در هنگام فوت مورث وجود دارد و وجه آن این است که در آن هنگام فوت سهم معینی از ماترک به آنها تعلق می‌گیرد و بعد از تغییر جنسیت با شک در بقاء استصحاب حکم به بقاء می‌کند.

وظیفه مردی که پرداخت نفقه بر وی متعین بوده است بعد از تغییر جنسیت چیست؟

- در مورد پرداخت نفقه ملاک وضعیت فعلی شخص است و وجه این امر را می‌توان مناسبت حکم و موضوع ذکر کرد.

حضانت بعد از تغییر جنسیت مادر برعهده چه کسی است؟

- برعهده پدر و با نبود او بر عهده جد پدری و با نبود او برعهده جد مادری است.
آیا زن بعد از تغییر جنسیت وظیفه به عنوان پرداخت نفقه برای وی تعریف می‌شود؟

- چون نفقه به ملاک زوجیت است بنابراین بعد از تغییر جنسیت زن زوجیت منتفی می‌شود و دیگر موضوعی برای نفقه در این مورد نیست.

آیا امکان تعویض در نقش ولایت و حضانت بعد از تغییر جنسیت همزمان والدین وجود دارد؟ چرا؟

- ملاک در ولایت، ابوت و پدربودن در حین انعقاد نطفه و بعد از آن است و با تغییر جنسیت پدر این عنوان منتفی است. به عبارت دیگر ولایت مربوط به کسی است که حدوثاً و بقاءً عنوان "أب" را داشته باشد و با تغییر جنسیت این عنوان منتفی می‌شود.

آیا در صورت تغییر جنسیت همزمان زوجین نکاح فسخ می‌شود یا باقی می‌ماند؟

- اگر یکی از دو زوج تغییر جنسیت دهند تردیدی در انفساخ نکاح نیست چرا که با انتفاء موضوع حکم اعم از وضعی و تکلیفی منتفی می‌شود و اما اگر هر دو تغییر جنسیت دهند چنانچه در دو زمان باشد باز تردیدی در انفساخ نیست اما اگر مقارن باشد اظهر و اقرب نیز انفساخ نکاح است زیرا گرچه نکاح یک امر اعتباری است اما متقوّم به آن است که شخص معین زوج و شخص دیگر زوجه باشد و با تغییر جنسیت مقارن این جهت تغییر پیدا می‌کند و بالفعل برای جنس جدید اعتبار زوج یا زوجه نشده است و به عبارت دیگر موضوع نکاح و زوجیت منتفی می‌شود و با انتفاء موضوع، حکم وضعی که زوجیت باشد منتفی می‌شود.

در صورتی که تغییر جنسیت به صورت کامل صورت نگرفته باشد و بر شخص تغییر یافته قتلی صورت گیرد و یا خودش مرتکب قتلی شود حکم چیست؟ و اگر تغییر به صورت کامل انجام نشود و بعضی اعضا تغیر کنند و بعضی همچنان باقی باشند و یا تمام اعضا تغییر کنند و تمایلات جنسی و خواص نفسانی همچنان باقی باشند، وظیفه وی در برابر تکالیف دینی خویش چیست و چگونه با وی رفتار می‌شود؟

- چنانچه یکی از امارات و قرائن شرعی که وی را ملحق به مردبودن و یا ملحق به زن بودن کند موجود باشد باید طبق آن عمل شود و با نبود این امارات لازم است مراعات احتیاط شود.

برای تغییر جنسیت نیازی به اذن شوهر هست یا خیر؟ اذن ولی چطور؟

- ظاهر آن است که چنین امری با حقوق زوجیت منافات دارد و احتیاط اذن شوهر است و از مواردی که در شرع، شرطیت اذن شوهر استفاده می‌شود، می‌توان استظهار کرد که در هر موردی که منافات با حق زوج داشته باشد اذن شوهر معتبر است و بدیهی است این مورد هم از این مصادیق است.

تغییر جنسیت از عوامل فسخ نکاح است یا طلاق؟

- از اموری است که موجب انفساخ می‌شود.

در صورتی که تغییر به صورت کامل صورت نگرفته باشد آیا زوجین از هم جدا می‌شوند؟ اگر خیر آیا تمکین جنسی به حال خود باقی می‌ماند؟

- چنانچه تغییر صورت گیرد ولو به صورت کامل نباشد باز زوجیت منتفی است و قبلاً بیان شد که اعتبار زوجیت متقوم بر بقاء زوج بر مردبودن و زوجه بر زن بودن است و اگر از این عناوین خارج شود، نکاح نیز باطل می‌شود.

آیا در ابطال نکاح به وسیله تغییر عده نگه داشته می‌شود یا خیر؟

- ظاهر آن است که در چنین موردی نه عنوان طلاق است و نه عنوان فسخ، بلکه انفساخ است و عدّه وجود ندارد.

آیا زن بعد از تغییر جنسیت می‌تواند در شهادات به عنوان یک شاهد عادل مرد تلقی شود؟ آیا مقدمات حرامی که در تغییر جنسیت صورت گرفته منافی با عدالت می‌باشد یا خیر؟

- از جهت اینکه عنوان مرد را پیدا کرده است کفایت در شهادت می‌کند. آری، اگر بدون وجود ضرورت و اضطرار مرتکب این عمل شده باشد، دیگر واجد عدالت نیست.

آیا نگاه و لمسی که حین عمل جراحی تغییر جنسیت صورت می‌گیرد می‌تواند مقدمه حرام باشد؟

- چنانچه از مصادیق ضرورت و اضطرار باشد، این نگاه و یا لمس جایز است، اما در غیر این صورت خود این عمل حرام است، مگر اینکه جرّاح شوهر شخصی باشد که این عمل روی او انجام می‌گیرد.

در مواردی که فقط شهادت زن پذیرفته است مانند استهلال آیا مرد زن شده شرایط لازم برای شهادت دادن در چنین مواردی را دارا است؟

- آری.

اگر زنی تغییر جنسیت داد و به علت برجای بودن قسمتی از رحم دچار عادت ماهیانه شد، حکم آن چیست؟

- ظاهر آن است که در این فرض تغییر جنسیت به صورت کامل انجام نگرفته است و حکم خنثی را پیدا می‌کند. آری، اگر واقعاً تغییر کاملاً انجام گرفته باشد، این خون حکم خون جراحت را دارد.

مرد زن‌شده در مورد عادت ماهیانه‌اش چه حکمی صادر می‌شود؟

- باید ملاحظه کند که در کدام یک از عناوین زنها از جهت عادت ماهیانه قرار می‌گیرد و حکم آن را به جای ‌‌آورد.

عناوین خانوادگی در بعد از عمل جراحی چگونه خواهد شد؟ (برادر، خواهر، دایی، خاله، عمه، عمو، جد، جده، پدر و مادر) و سهم الارث در این موارد چگونه است؟

نسبت به برخی از این عناوین، حکم عنوان جدید را دارد، مثلاً اگر قبلاً مرد بوده و عنوان برادر داشته، بعد از زن شدن عنوان خواهر را دارد و نسبت به ارث ملاک حین فوت مورّث است، یعنی اگر در آن هنگام مرد بوده است، حکم مذکر را از جهت ارث دارد، ولو اینکه بعداً تغییر جنسیت دهد و زن شود.



در مرتد فطری و ملی، مرتد در زمان مرد یا زن بودن خویش دچار ارتداد شده است، حکم بعد از تغییر جنسیت صادر می‌شود، بر حسب کدام جنسیت وی حکم می‌شود؟

- ظاهراً بر طبق جنس فعلی حکم اجرا می‌شود. آری، از جهت انفساخ نکاح و لزوم اعتداد برای استتابه، زمان ارتداد ملاک است.

در بعد از تغییر آیا نگاه به افراد همجنس جدید جایز است؟ به افراد همجنس قدیم چطور؟

- حکم جنس فعلی را دارد.

حکم مهریه تعیین شده در بعد از تغییر چیست؟ آیا پرداخت کلیه‌ آن (در صورتی که تغییر جنسیت داده مرد باشد) الزامی است؟ عدم پرداخت آن چطور؟ (در صورتی که تغییر جنسیت داده زن باشد) یا اینکه باید مدت زندگی زناشویی و مقدار مهریه با هم سنجیده شود و به مدتی که زندگی کرده‌‌اند مهر تعلق می‌گیرد؟

- مهریه با تحقق عقد نکاح، بر ذمه زوج به عنوان دین استقرار پیدا می‌کند و روشن است که تمام آن بر عهده زوج است. بنابراین، زوج باید تمام مهر را بپردازد، ولو اینکه تغییر جنسیت دهد، چون با تغییر، ذمّه و اشتغال ذمّه تغییری پیدا نمی‌کند و نیز اگر زوجه هم تغییر جنسیت دهد، باز این اشتغال ذمه رافعی ندارد و به قوت خود باقی است و ظاهر آن است که از نظر پرداخت تمام مهر یا نصف مهر از جهت دخول و عدم دخول حکم فوت قبل از دخول را دارد، نه حکم طلاق قبل از دخول.

اگر زن برای تغییر از شوهر خود اذن گرفته باشد، چه مقدار مهریه به وی تعلق خواهد گرفت و اگر اذن نداشته باشد چه مقدار؟

- اذن شوهر ملازمه‌ای با سقوط مهریه ندارد.

در قراردادهایی که جنسیت مطرح است (در قبل از انجام عمل عقود و قراردادهایی بر حسب جنسیت صورت گرفته و بعد از مدتی جنسیت عوض شده است) تکلیف قراردادهای منعقده چیست؟ آیا خود به خود فسخ می‌شوند؟ در صورتی که رضایت متعاقب آن باشد چطور؟

- در چنین قراردادهایی که در آن عنوان شرط است، با تغییر جنسیت طرف دیگر می‌تواند از خیار تخلف شرط استفاده کند.

آیا تکرار جنسیت جایز است؟ مثلاً زنی برای انجام عمل جراحی اقدام می‌کند در انجام عمل شکست صورت می‌گیرد و خنثی می‌شود. مرتبه بعدی بر روی وی عمل انجام می‌شود. این دفعه عمل با موفقیت به اتمام می‌رسد و مرد می‌شود و بعد از مدتی زندگی کردن د

در جنسیت فعلی‌اش علایم نارضایتی نسبت به جنسیت خویش در وی مشاهده می‌شود و این دفعه برای بازگشت به جنسیت قبلی‌اش، یعنی زن بودن خویش، اقدام می‌کند تکلیف چیست؟

- در هر فرضی که ملاک جواز وجود داشته باشد جایز است ولو مکرراً و از نظر احکام باید طبق عنوان جدید عمل شود.

آیا زن بعد از تغییر جنسیت می‌تواند قاضی شود؟

- آری، ملاک در شرطیت ذکورت در قاضی، در حین قضاوت است.

اگر پزشکی به انجام عمل جراحی تغییر جنسیت مجبور شود، مثلاً شخصی بدون داشتن مجوز قانونی با تهدید پزشکی به صدمه زدن به وی یا خود، پزشک را مجبور به تغییر کند، در این صورت با توجه به اینکه حفظ نفس واجب است، وظیفه پزشک چیست؟

- چنانچه در مورد غیرشرعی اکراه یا اجبار شود، بر او گناهی نیست.

آیا شخص می‌تواند برای داشتن جنسیت و تغییر جنسیت قبلی، خنثی را به عنوان جنسیت مقصد انتخاب کند؟

- چون این امر منجر به ترک برخی از واجبات و یا انجام برخی از محرّمات قهراً می‌شود، به جهت رعایت حق مولویت جایز نیست.

در صورتی که شخص بعد از انجام عمل جراحی تغییر جنسیت عقیم شود، آیا حفظ نسل مقدم بر انجام عمل جراحی است یا خیر؟ اصلاً اولویتی در کار است؟

- در فرض سئوال که منجر به نقص می‌شود و جایز نیست.



در تعیین جنسیت، داشتن فیزیک مرد یا زن ملاک است یا وضعیت روحی و روانی؟ اگر وضعیت فیزیولوژی ملاک است، پس چرا تغییر جنسیت با توجه به وضعیت روحی و روانی بیمار صورت می‌گیرد؟ (با توجه به اینکه گفته شده انسان در انتخاب جنسیت خویش مختار است)

اولاً این عناوین (مرد یا زن بودن) عرفی و واقعی است و در صورتی که مشکل باشد، در شرع امارات و قرائنی برای معین شدن ذکر شده است، اما وضعیت فیزیولوژی یا روحی دخالت در این جهات ندارد.

آیا بیماران روحی و روانی جنسی می‌توانند از مصادیق روایت حضرت رسول(ص) و حضرت امیر(ع) که مخنثین را لعن کردند و فرمودند آنها را از خانه اخراج کنید و سنگشان بزنید باشند یا خیر؟

- این روایت بر فرض صحت سند در فرضی است که خنثی به تکالیف خویش عمل ننماید، و آن هم در صورتی است که بیماری منشأ آن نباشد. اما اگر بیماری منشأ ترک احکام باشد دیگر استحقاق لعن را ندارند.

در صورتی که تغییر جنسیت بر روی کودک صورت گیرد می‌تواند بعد از بلوغ اعتراض کند و خواهان جنسیت سابق خویش باشد؟ در این صورت تکرار جایز است؟ در صورتی که تکرار جایز نمی‌باشد تکلیف کودک چیست؟

- همان طوری که قبلاً گفته شد اصل تکرار در مواردی جایز است اما باید دانست کسی ولایت بر این امر نسبت به کودک ندارد.

اسم من شراره


                        


امتحانم تموم شد. خسته و کوفته سوار تاکسی شدم تا برگردم خونه.



 راننده: شما دختری یا پسر؟

 من: دختر بودن و پسر بودن مهم نیست، انسان بودن مهمه.
 راننده: اون که بله، اما شما قیافه‌تون بیشتر شبیه دختراس !
 من: (سکوت)
 راننده: چرا حرف نمیزنی خب …
 از تاکسی پیاده شدم. باید سوار یه ماشین دیگه می‌شدم.
سوار شدم. راننده پسر جوونی بود.
 پسر: شما اهل همینجایید؟
من : بله.
یه دفعه دیدم دستشو آورد جلو گفت ببینیم جنس پیرهنت از چیه !
دستشو پس زدم گفتم نکن اقاااا
 پسر: جنسش‌ام خوب بود. حالا چرا انقد عصبانی.  من ازت خوشم اومده …
 آقا نگه دار من پیاده میشم.
 جیغ محکمی سرش کشیدم. پیاده‌م کرد.
 دوباره سوار ماشین شدم تا رسیدم به شهرمون. تو راه خونه بودم که متوجه شدم یه پژو با سه تا پسر دنبال منند.
 راهمو عوض کردم رفتم تو کوچه. یه دفعه دیدم یه ماشین کلانتری با چهار تا سرباز پشت سر منند.
 قلبم داشت میومد تو دهنم.
 آروم از کنار من رد شدند.
 سربازها شروع کردند به تمسخر من.
 نزدیک خونه بودم پشت سرمو نگاه کردم دیدم همون پژو دوباره داره میاد.
 شروع کردم به دویدن.
وارد کوچه‌مون شدم و تند درو واز کردم وارد حیاط شدم یه اه بلند کشیدم.
بغض گلومو گرفته بود. داشت خفه‌ام می‌کرد. بعد نیم ساعت بابام اومد نگاه تلخی به من کرد و مامانمو صدا کرد.
  گفت: الان جلو در این کارگرا من میگن یه کسی که معلوم نبود پسره دختره چیه پلیسا دنبالش کرده بودن. اومد تو خونه شما ! دیگه دارم دیوونه میشم.
 مامان در حالی که داد می‌کشید: مقصر خودتی. چند بار بهت گفتم یه پولی بهش بده بزار بره. حالا که نمی‌خواد درست شه بزار بره بدبخت شه تو خیابونا آواره شه بلا سرش بیارن. منم میگم این همه آدم بچه‌اش مرده، منم یکیش. فکر می‌کنم مرد. اصلا فکر می‌کنم همچین بچه ا‌ی نداشتم. اصلا خونه‌مونو بفروشیم بریم.
 بابام: من نمی‌تونم چهار نفرو فدای یک نفر کنم. چرا این یک نفر فدای ما چهار نفر نشه !
 مامانم : برو فامیلی‌شو عوض کن از خونه بیرونش کن. وقتی نمی‌خواد درست شه. دیگه آبرو واسه ما نذاشته.
من دیگه گوش‌مو بستم.
مامان:  واسه حرفای مردم دیگه همه مارو با انگشت نشون میدن.
من فقط اشک می‌ریختم. صدای ضجه‌های درونم از فریاد خیلی بلندتر بود.

واقعا هیچ چاره‌ای نیست تازه معنی آدم بیچاره رو فهمیدم.


شراره این مطلب شبکه اجتماعی در سال 2011 فرستاده بود

کشف پروانه دو جنسه در امریکا


                                                                                                                                    


 تصویری که مشاهده می فرمایید مربوط به پروانه ای میباشد که به جرات میتوان گفت پدیده ای اعجاب انگیز است که دانشمندان را شگفت زده کرده است. این پروانه ی عجیب که اخیرا در امریکا پیدا شده است که دو جنسیتی است و هم نر و هم ماده است

با توجه به تصویر منتشر شده به راحتی میتوان دریافت که این پروانه زیبا دارای یک بال صورتی و یک بال آبی است و همین اثبات میکند که این حشره هردو جنسیت نر و ماده را داراست.این حشره شگفت انگیز یک مورد نایاب است و بال صورتی وی مربوط به بخش مردانه او بال آبی با لکه سفید مربوط به بخش زنانه وی است.

جالب است بدانید در عالم حشرات احتمال وقوع چنین پدیده ای تنها 0.01 درصد است و همین امر نادر بودن این پدیده را تایید میکند.

تغییر جنسیت داده ها از مرد به زن راضی هستن

در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه لستر بریتانیا، در پژوهشی، نتایج این نوع جراحی در مورد 220 نفر بررسی شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در 88 درصد موارد، بیماران از حاصل کار رضایت دارند و تنها هفت درصد بیماران از حاصل جراحی انجام شده راضی نیستند.




یک کارشناس در تحلیل یافته های این پژوهش گفت نتیجه ارائه شده در نشریه اورولوژی بریتانیا (BJU International) نشان دهنده اراده بیماران برای انجام عمل جراحی است. با این وجود، از مجموع 70 نفری که چند سال پس از عمل جراحی با آنها مصاحبه شده، 29 درصد مشکلاتی برایشان ایجاد شده بود.

جراحی تغییر جنسیت از مرد به زن، یک جراحی عمده محسوب می شود که نه تنها در آن اعضای جنسی مردانه برداشته می شود، بلکه از بافت آن برای ساخت اعضای جنسی زنانه استفاده می شود.

توصیه شده که بیماران مورد حمایت روحی جدی قرار گیرند تا مشخص شود که برای چنین تغییر و جراحی آماده هستند و حتی پیش از جراحی، برای مدتی بعنوان یک زن زندگی کنند تا به فرایند تنظیم شرایط روحی آنها کمک شود

درمان هورمونی ام تو اف

                        

                              


: در هورمون درمانی دو هدف دنبال میگردد

1- مهار محور هیپوتالاموس، هیپوفیز به غدد جنسی که منجر به کاهش ترشح تستوسترون یا استرادیول میگردد. و درنتیجه علائم جنسی ثانویه که مربوط به جنسیت اولیه و اصلی فرد است در حد امکان کاهش یابد. به هرحال از بین رفتن کامل علائم جنسی اصلی فرد با درمان هورمونی به تنهائی امکانپذیر نیست.
2- ایجاد علائم جنسی مشخصه جنس جدید مورد نظر.

رژیم درمانی شامل انواع استروژنها، پروژسترونها، و یا آندروژنهاست. که در مکاتب مختلف پزشکی برنامه های متفاوتی ارائه شده است. و هنوز یک برنامه رژیم درمانی خاص بصورت واحد وجود ندارد.
هورمون درمانی جهت تبدیل مرد به زن :
آنتی آندروژن :
چندین گروه دارو جهت مهار آندروژن(هورمون جنسی مردانه)، و یا عمل آن وجود دارد و با مهار عملکرد آندروژنها باعث کاهش بافت عضلانی و مردانه میگردد.
برای این منظور در اروپا بیشتر سیپروترون استات مصرف میگردد. و همچنین از مهار کننده های آندروژنی غیر استروئیدی مثل فلوتامید میتوان استفاده کرد. این دارو علائم ظاهری مردانه را از بین میبرد ولی بطور ثانوبه میزان تستوسترون را بالا میبرد.
داروی دیگر بدین منظور مهار کننده های محور هیپوتالاموس هیپوفیز است مثل دکاپپتیل که به مصرف ماهیانه قابل استفاده است.
همچنین درمان با فیناسترید 1mg یا مینوکسیدیل جهت درمان طاسی و تبدیل فرم رویش موی مردانه به زنانه مصرف میگردد.
در بیماران transsexulism غیر بالغ با مهار کننده های هیپوتالاموس ، تکمیل بلوغ را به تاخیر میاندازند تا در زمان درمان اصلی اقدام جهت تغییر جنسیت به شکل بهتری امکانپذیر باشد.
استروژنها :
استروژن ماده اصلی برای ایجاد علائم زنانه در بیماران مرد است که تمایل به زن شدن دارند.
در بیشتر مراکز از استروژن خوراکی استفاده میگردد. دوز بالاتر دارو تاثیری در سرعت ایجاد علائم زنانه ندارد. و فقط عوارض را بیشتر میکند.
درمان با استروژن موجب ایجاد سینه زنانه و تغییر تجمع بافت چربی به فرم زنانه، یعنی تجمع چربی در باسن و ران، نرمی پوست، کاهش موی بدن و کاهش یا توقف ریزش موی مردانه، کاهش باروری و کاهش نعوظ آلت خواهد شد.

حداکثر تغییر در علائم جنسی با 2 سال درمان ایجاد میگردد. و پس از آن تغییر بیشتری با درمان هورمونی صورت نمیگردد.
درمان هورمونی با استروژن و یا آنتی آندروژن باعث تغییر کیفیت صوت به فرم زنانه در مردان نمیگردد و جهت آن ممکن است لازم به ارجاع به مراکز اختصصاصی گفتار درمانی باشد.
پروژسترون :
گرچه اندیکاسیون و نیاز قطعی درمان با پروژسترون مشخص نشده است ولی در برخی از بیماران Transsex مرد به زن دیده شده که درمان با پروژسترون، تمایلات جنس زنانه و رشد سینه ها را بهتر
میکند

آیا شما هم احساس میکنید متعلق به جنس مخالف هستید؟

                                                  


سلام بر همه مردم ایران..آیا شما هم احساس میکنید متعلق به جنس مخالف هستید؟

آیا شما هم موقعی بچه بودید دوست داشتید بازی دخترانه انجام بدید و یا برعکس دختر بودید و دوست داشتید بازی

پسرانه انجام بدید؟ آیا شما هم همیشه در رویاهایتان دوست داشتید جنس مخالف باشید؟

آیا شما هم خودتون از جسمتون ناراضی بودید و احساس میکردید به اشتباه به دنیا اومدید؟

آیا شما هم در مدرسه بچه های مدرسه مسخرتون میکردند میگفتند چرا کارهای دخترانه انجام میدی یا برعکس

چرا کارهای پسرانه انجام میدی؟


بله به این افراد میگن ترنسکشوال یعنی کسی که از موقعی به دنیا اومد فکر و احساساتش دخترانه بود ولی


جسمش پسرانه بود که با عمل تغییر جنسیت میشه یک دختر کامل..یا بر عکس دختری که دوست داشته پسر

باشه و آرزوش بوده پسر باشه و با تغییر جنسیت به یک مرد کامل تبدیل میشه...


این مطلب گذاشتم به مردم عادی بگم ما ترنسکشوال ها هیچ گناهی نکردیم اشتباهی به دنیا اومدیم و به چشم


بد به ما نگاه نکنید..ما زندگی تلخی داشتیم سختی های زیادی کشیدیم..دوران افسردگی زیادی طی کردیم

تا فقط به آرزوی خودمون برسیم تا هویت اصلی خودمون برسیم..کمی ما ترنسکشوال ها درک کنید...در ایران


ترنسکشوال زیاد داریم بیایم بهشون احترام بزاریم..هر کی این مطلب میخونه نظر یادش نره مرسسسسسی

عکس های مردی که با تغییر جنسیت زیباترین زن شد! +تصاویر

                                                 

                                                                       

 




سرانجام به این سوپر مدل کانادایی که عنوان دختر شایسته کانادا را هم یدک میکشد اجازه داده شد تا در رقابت های جهانی این عنوان شرکت کند. جن تالاکوا بالاخره توانست جواز حضور در رقابتهای جهانی را کسب کند.او که ۲۳ ساله است و ذاتا یک مرد متولد شده است ولی به تازگی تغییر جنسیت داده و موفق به کسب عنوان دختر شایسته در کانادا شده است.


ظاهرا به خاطر اینکه او اصالتا یک زن نبوده است اجازه حضور در رقابت های جهانی به وی داده نمی شد اما با کمیسیونی که سازمان مربوط به برگزاری این رقابت ها برگزار کرد به نتیجتا اجازه داده شد تا بتواند در رقابت های جهانی حضور پیدا کند.



اسم من منصور


من منصورهستم، بیست‌ و‌چهار ساله. در ترکیه زندگی می‌کنم ودانشجوهستم. تابستان ۱۳۸۹ در کلینیک سینا، شمیران، توسط دکتر اسکویی تحت عمل تغییر جنسیت قرار گرفتم. دو سال و نیم پیش از عمل هورمون درمانی را شروع کرده بودم.
من که یک ترانس‌س.ک.سوال زن به مرد یا FTM هستماین عبارت را این‌طورتعریف می‌کنم: ترانس زن به مرد فردی است که در درجه‌ی اول از جسم‌اش بیزار است و جنسیت جسم‌اش را دوست ندارد چون خودش را یک پسر می‌داند و دارای خصلت‌ها، تمایلات و خواسته‌های کاملن مردانه است. به عبارتی جنسیت روح‌اش مرد است و چون جسم و روح‌اش در تضاد هستند با انجام عمل جراحی در واقع جسم را با روح یکسان می‌کند؛ روح کسی را نمی‌شود تغییر داد، پس دست به تغییر جسم می‌زنند. دخترانی هستند که ظاهر پسرانه دارند و حتی یک سری از خصوصیاتشان پسرانه است ولی این دلیل نمی‌شود که ترانس باشند. متن رفتار یک ترانس زن-به-مرد مردانه است. افراد مبدل پوش و یا افرادی که دوست دارند مقداری هورمون مصرف کنند ولی تمایل به تغییر جنسیت ندارند، متاسفانه در ایران به راحتی نمی‌توانند زندگی کنند و ممکن است در مواردی تغییر جنسیت به این‌گونه افراد تحمیل شود. در این صورت این افراد بعد از عمل جراحی دچار افسردگی می‌شوند و از انجام عمل اظهار پشیمانی می‌کنند. در حالی که یک ترنس حاضر است همه هستی خودش را بدهد و تغییر جنسیت را انجام بدهد و بعد از عمل بسیار احساس خرسندی می‌کند.


متاسفانه به دلیل نبودن آگاهی در سطح جامعه، حتی خود اقلیت‌های جنسی به درستی نمی‌دانند خودشان جزو کدام گروه هستند و تازه در سنین بالا متوجه آن‌چه هستند می‌شوند. خوشبختانه اخیرن به دلیل وجود مجله‌هایی که در مورد اقلیت‌های جنسی می‌نویسند و فیلم‌هایی که در این مورد پخش می‌شود، اطلاع‌رسانی بهتر انجام می‌شود. خود من برای اولین بار در مجله خانواده سبز خواندم که یک فردی تغییر جنسیت داده و بعد در نشریه ماها به طور کامل معنی کلمه ترانس را خواندم و فهمیدم. من فکر می‌کنم وظیفه‌ی هر کدام از ما در جامعه دگرباشان جنسی این است که به نوبه خود اطلاع رسانی کنیم تا زمینه‌ی آگاهی برای نسل جدید هموارتر شود. سختی‌هایی که ما در این راه کشیدیم فراموش ناشدنی است.



حدودن چهار ساله بودم که متوجه شدم با اطرافیانم فرق می‌کنم. وقتیکارهایی که  دوست داشتم را انجام می‌دادم همه می‌گفتند: “این شبیه پسرهاست.” نمی‌دانستم چرا فرق می‌کنم اما همیشه ابهامی در ذهن من وجود داشت. بچه بودم و نمی‌توانستم زیاد همه چیز را درک کنم و نمی‌دانستم بزرگ که بشوم چه تغییراتی خواهم داشت. خوشبختانه مادرم زیاد اصرار نمی‌کرد لباس دخترانه بپوشم. من هم همیشه لباس‌های پسرانه انتخاب می‌کردم و موهایم را کوتاه نگه می‌داشتم. شش ساله که بودم دوست داشتم به مدرسه بروم و فکر می‌کردم اگر به مدرسه بروم با پسرها سوار سرویس می‌شوم. وقتی متوجه شدم که مدرسه من فرق می‌کند و به من می‌گویند دختر، خیلی ناراحت شدم و با این که درس خواندن را خیلی دوست داشتم اما از مدرسه متنفر شدم. دوست نداشتم در جمع دخترها باشم. دلیلش را نمی‌دانستم. همه به من می‌گفتند که تو مثل پسرهایی. از این جمله بدم می‌آمد چون خودم را شبیه کسی نمی‌دانستم. در جواب می‌گفتم، من شبیه خودم هستم نه شبیه کس دیگه. وقتی از من می‌پرسیدند که دوست پسر باشی؟ لبخند می‌زدم و جواب نمی‌دادم چون من یک پسر هستم و چیزی که هستم را نمی‌توانم بخواهم که باشم. من دوست داشتم جسمم درمان بشود و با روح‌ام یکسان بشود.


وقتی هفت ساله بودم در مراسم سینه‌زنی و زنجیر‌زنیشرکت می‌کردم و ازاین که در جمع پسرها بودم خیلی خوشحال می‌شدم. یک بار همکلاسی‌ام من را دید و داد زد: “اون دختره، اون دختره”. خیلی ناراحت شدم. در آن لحظه سربازی که صف ما بچه‌ها را مرتب می‌کرد نگاهی به من کرد و چیزی نگفت.


سیزده‌ساله که بودم متوجه رابطه میان زن و مردشدم. یک هفته حالم به شدت بد بود چون فهمیدم که من کاملن حس مردانه دارم در حالی که همه از من توقع زن بودن دارند، و به اوج نفرت از جسم‌ام رسیدم. بعد از یک هفته به طور اتفاقی کلمه همجنسبازی را شنیدم و به زندگی امیدوار شدم. فکر کردم همجنسگرا هستم. از این‌که نامی دارم و این به آن معناست که من وجود دارم، خوشحال بودم (حتی فرق میان کلمه‌های همجنسباز و همجنسگرا را نمی‌دانستم). در دوران دبیرستان متوجه شدم که همجنسگراها خیلی با من فرق می‌کنند. از جنسیت خودشان راضی هستند و رفتارهایی مطابق جسم‌شان دارند. دوباره فکر کردم که در دنیا کسی مثل من نیست و من تک و تنها هستم. در آن دوران مجلات در مورد افرادی که تغییر جنسیت می‌دادند مطالبی می‌نوشتند و من با حسرت می‌خواندم و دوست داشتم من هم این عمل جراحی را انجام بدهم.
کم کم همه جا اینترنت آمد و من همه جا دنبال هویت‌ام بودم که بالاخره در مجله “ماها” که در یکی شماره‌هایش اقلیت‌های جنسی را دسته‌بندی کرده بود، معنی ترانسکچوال را خواندم. تک تک پاراگراف‌های آن مطلب با خصوصیات من یکی بود. یک بار دیگر از این دیدم نامی دارم و یعنی وجود دارم خیلی خوشحال شدم و تصمیم گرفتم دنبال کارهای عمل بروم.
قبل از عمل جراحی، مشکلات بسیار زیادی در مدرسه،باشگاه، خیابان، و هرجا که فکر کنید داشتم. همیشه در مدرسه زبانزد همه بودم. هر جا که می‌رفتم همه من را می‌شناختند. نگاه‌ها به طرف من بود طوری که اگر کسی نگاه نمی‌کرد متعجب می‌شدم. بعضی‌ها با صدای بلند از کلماتی استفاده می‌کردند که من بشنوم. گویا از ناراحت کردن من لذت خاصی می‌بردند. رفتار اطرافیانم باعث شد که حس نفرت نسبت به همه داشته باشم. همیشه من را دوجنسه خطاب می‌کردند و یا فکر می‌کردند که چون با برادرم زیاد بازی کرده‌ام مثل پسرها شده‌ام.



وقتی دیر به خانه می‌آمدم مادرم نگران می‌شد که من کجا با کی دعواکرده‌ام. از شنیدن کلمه “خانم” متنفر بودم. این کلمه عمیقن من را ناراحت می‌کرد. مهمانی‌ها و عروسی‌ها را نمی‌رفتم. چند بار رفتم و خیلی اذیت شدم. برادرم به شوخی می‌گفت، “بیا برو عروسی، زن‌ها رو بترسون.” یک بار دوست‌های من در مدرسه متوجه شدند که قرارست مادرم به خاطر کارنامه‌ام برای من تفنگ بخرد، و تا آخر آن سال مسخره‌ام می‌کردند. همکلاسی‌هایم به مرور زمان به من عادت کردند و اگر کسی از کلاس دیگری می‌آمد و به من زل می‌زد، به شدت برخورد می‌کردند.


زن‌های مسن وقتی من را می‌دیدند دوست داشتند بهمن دست بزنند تا ازدختر بودن من مطمئن بشوند. از سیزده سالگی تا بیست سالگی باشگاه رفتم. فوتسال بازی می‌کردم و کلی خاطرات خوب و بد دارم از آن دوران. یک بار مربی که همیشه به من گیر می‌داد، توی جمع راه رفتن من را مسخره کرد. در آن لحظه از او متنفر شدم. نمی‌دانید چه حس بدی به آدم دست می‌دهد وقتی آدم را به خاطر چیزی که در ذات‌اش است مسخره می‌کنند. بعضی از دوستان من تحت تاثیر رفتار من قرار می‌گرفتند و تیپ خود را پسرانه می‌کردند و سعی می‌کردند خود را شبیه پسرها بکنند ولی بعد از مدتی خسته می‌شدند و به حالت اولیه خود بر می‌گشتند. بارها مربی به من گفت خانواده اعتراض دارند که تو روی بچه‌ها تاثیر می‌گذاری.


داستان شهراد زنی که تغییر جنسیت داد

مرداد ۱۳۵۲ به دنیا آمدم. از زمانی که خودم راشناختم، احساس می‌کردم، پسرم. تمام همبازی‌هایم پسر بودند. از چهار سالگی و حتی قبل از آنکه یادم می‌آید، احساساتم پسرانه بود. وقتی با فیزیک پسرخاله‌هایم آشنا شدم، فکر می‌کردم که من هم بزرگ که شدم، پسر می‌شوم. دنیای عجیبی داشتم. پدرم آدم مذهبی بود. سه تا خواهر بزرگ‌تر از خودم و دو برادر کوچک‌تر از خودم. من در آن شرایط سنی نمی‌توانستم تجزیه و تحلیلی داشته باشم. فقط با همه وجود فکر می‌کردم که پسر هستم. در مدرسه سال اول ابتدایی بسیار شیطنت می‌کردم و تمام حرفم این بود که من چرا اینجا آمدم درحالی که من پسر هستم. مرتب گریه و ناله می‌کردم که چرا من را مدرسه دخترانه فرستاده‌اند. به مادرم می‌گفتم که مگه من دخترم؟

با زور و شماتت عادت کردمدردهای من از همان دبستان آغاز شد. با این همه با زور و شماتت و اینکهمادرم آمد مدرسه و کنارم نشست، به شرایطی که داشتم عادت کردم.
۱۰ ساله که شدم وقتی که می‌دیدم، شرایط عوض نمی‌شود و من همچنان دخترهستم، عذاب بیشتری می‌کشیدم. کارم این بود، دخترها را اذیت می‌کردم! و این تنها چیزی بود که می‌توانستم، پسر بودنم را ثابت کنم. مرتب لباس پسرانه می‌پوشیدم. بازی‌های پسرانه انجام می‌دادم و این ناهنجاری بیشتر احساس می‌شد. در دوره دبیرستان، خیلی مساله من حاد شد.

آرزوی مهاجرتدوره دبیرستان که بودم، به‌طور اتفاقی شنیدم که در کشورهای دیگر، عده‌ایهستند که می‌توانند عمل کنند و مرد شوند. این حس خوب همه وجود مرا فرا‌گرفت. فکر تغییر همین جا در ذهنم جرقه زد. بعد از آن تمام فکر و ذکر من این بود که پولم را جمع کنم و بروم خارج از کشور تا بتوانم عمل کنم. البته تا آن زمان اصلا نمی‌دانستم که من بیمارم و نوعی اختلال جنسی دارم. سرانجام با همه مشکلات، دیپلم کامپیوترم را گرفتم و شروع کردم به کار کردن. طراحی داخلی، از جمله کارهای مورد علاقه من بود. یکی دیگر از کارهایی که به جّد علاقه‌مند بودم، فیلمبرداری بود. تمام این کارها را با چنان شوقی انجام می‌دادم که باورنکردنی بود. همه هم برای این بود که بتوانم به خارج از کشور بروم و تغییر جنسیت بدهم. تا این پول‌ها را جمع می‌کردم و در کارم موفق بودم و این رویا همچنان با من بود.
بیماری پدر و فراموش کردن رویای تغییرسال ۷۵ بود که ناگهان پدرم بیمارشد. پارکینسونتمام وجودش را گرفت. سه خواهرم ازدواج کرده بودند و من فرزند بزرگ خانواده بودم، به همین خاطر همه مسوولیت خانواده، به عهده من افتاد. تازه این احتمال هم بود که پدرم آلزایمر بگیرد. روزهای سختی بود. تمام امور خانه با من بود. تا اینکه سال ۷۶ فرا‌رسید و در همین سال پدرم را از دست دادم. زندگی در این سال‌هاسخت و سخت‌تر می‌شد. برای من خواستگار می‌آمد اما من به همه می‌گفتم که ازدواج نمی‌ کنم. سال ۸۴ دیگر تصمیمم برای رفتن از ایران قطعی شد.در تمام این سال‌ها، مشکلاتی که داشتم، دردهایی که داشتم و رنج‌هایی که می‌کشیدم همه درون خودم می‌گذشت. تا اینکه یکی از دوستانم به من پیشنهاد کرد که قبل از رفتن از ایران، پیش یک روانشناس بروم و مشکلم را با او درمیان بگذارم. همین کار را هم کردم. البته پیش از آنکه این اقدام را انجام دهم، گفتم من که تا کنون همه مشکلات را تحمل کردم، بگذار مدتی را تنها سرکنم و ببینم بدون خانواده می‌توانم با خودم روراست شوم یا نه. به همین خاطر راهی مهرشهر شدم و زندگی مستقلی را شروع کردم.

ترنس بودم و سال‌های سال نمی‌دانستمسرانجام برای نخستین بار در تمام دورانی که مشکل داشتم، پیش روانشناسیکه تجربه زیادی داشت، رفتم. وضعیتم را برای او شرح دادم و هر چیزی را که تا آن روز به هیچ کس نگفتم به او گفتم. او مرا راهنمایی کرد و آنجا بود که برای اولین بار فهمیدم من یک ترنسم. باور می‌کنید؟ تا آن زمان خودم نمی‌دانستم چه مشکلی دارم. در تمام این مدت تنها یکی از دوستانم در جریان ماجراهای زندگی من بود و نه هیچ کس دیگر. از آن زمان تحقیقات من در مورد این اختلال باز شد و از رفتن به خارج از ایران منصرف شدم. پرونده من در سال ۸۵ مهر باز شد. دیگر به دنبال مراحل قانونیپرونده‌ام بودم. در همین زمان یکی از دوستانم که در جریان این تحقیقات بود، بدون اطلاع من به خواهرم زنگ زد. و این نخستین بار بود که خانواده‌ام به طور مستقیم در جریان این مساله قرار گرفتند.
یک بار همین که پا به خانه‌ام گذاشتم دیدم که خواهرم از زنجان آمده ومنتظر من نشسته است. شوکه شده بودم. همین که در را باز کردم، با پرخاش گفت: «معلوم هست ‌داری چه غلطی می‌کنی». تا کنون خواهرم با من این‌گونه صحبت نکرده بود. اصلا در خانواده ما رسم نیست به هم تو بگوییم، چه برسد اینکه با لحن بد و پرخاشگری صحبت کنیم.
به او گفتم که برویم در اتاق و با هم صحبت کنیم. رفتیم و او دوبارهسوالش را تکرار کرد. من گفتم که کاری که شما نکردید را خودم انجام دادم. گفت: تو‌ داری تلقین می‌کنی. گفتم: من تلقین می‌کنم؟ اشتباه خودتان را گردن من نیندازید. شما ندیدید در تمام این سال‌ها، من حتی یک رژ در مهمانی‌ها بزنم.
آیا این هیچ‌وقت برای شما سوال نبود. هیچ‌وقت هیچ موردی از من برایشما سوال نشد؟ ادکلنی که من می‌زدم مردانه بود. لباس‌هایم مردانه بودند. رفتارم مردانه بود و شما هیچ‌گاه نگفتید چرا؟ خلاصه آن روز ما کلی حرف زدیم.
مادرم گفت: جل‌الخالقخواهر‌های دیگرم چندان برخورد بدی با من نکردند. به آنها گفتم که اگراینجا هم این کار را انجام نمی‌دادم، می‌رفتم مملکت دیگر انجام می‌دادم. بعد هم فیلم همایشی در این زمینه را برای خانواده‌ام بردم. مادرم وقتی فیلم را دید، گریه کرد و گفت: جل‌الخالق، خدا چه موجوداتی می‌آفریند. گفت: ننه جان. حالا می‌فهمم چرا همیشه با پسرها بودی و باید تو را یا بالای درخت پیدا می‌کردم یا روی بام. همش این طرف اون طرف بودی.
مادرم همان موقع یادم انداخت که وقتی من بچه بودم مرتب کارهای پسرانهانجام می‌دادم. مادرم خیلی دلش می‌خواست که بعد از این ماجرا من زود ازدواج کنم. مرتب می‌گفت که آستینت را بالا بزن ننه جان. با یکی که تو رو بفهمه و دلش با دل تو یکی باشه ازدواج کن. در همان روزها بود که من مادرم را هم از دست دادم.

تولدی دوبارهدر همان سال‌ها بود که عمل‌هایم را انجام دادم و این تولدی دوبارهبرای من بود. بعد از جراحی خانواده فهمیدند، در این زمان تنها دوستانم با من بودند.
با خوشحالی آمدم خانه، مادرم می‌دانست اما چیزی به رویش نمی‌آورد،البته سعی می‌کردم دور باشم تا سوال و جوابی هم پیش نیاید. فکر کنید که من همین طوری از آمپول می‌ترسم و رفتم و چنین عملی را انجام دادم. اینقدر استرس بالا بود که سیزده بار دستشویی رفتم. از استرس نمی‌توانستم از پله‌ها بالا بروم، اما خدا را شکر عمل خوب بود.
از بین خانواده، خاله‌ام آمده بود کنارم. آمدن خاله‌ام یک معنی مهمداشت و آن این بود که مقاومت خانواده‌ام فقط به خاطر این بود که من عضوی از آنها بودم. اگر فامیل دور بودم شاید این مشکل پیش نمی‌آمد.

ارزش در برابر ارزشبعد از عمل تا حدودی خانواده با من سرسنگین شده بودند، من مغرور نیستماما اگر کسی به طرفم نیاید من هم به طرفش نمی‌روم. خواهر دومم که از همان ابتدا مخالف من بود، در اولین برخورد بعد از عمل موقع سلام و احوالپرسی مرا پس زد و من هم ناراحت شدم، البته بقیه اعضای خانواده و خواهرهای دیگرم در کنارم بودند. اعضای خانواده سعی کردند این رابطه را بازسازی کنند اما من زیر بار نرفتم و برای یک بار تکلیفم را مشخص کردم و گفتم دیگر برای هر کسی به اندازه‌ای ارزش قائل می‌شوم که برای من ارزش قائل شود. این اتفاق باعث شد که حد و مرزم با آنها مشخص شود. البته آن خواهرم ارتباطش را با من قطع کرد که خب این اتفاق از طرف من هم افتاد.
به مادرم هم گفتم که نه ناراحت می‌شوم و نه سعی کن این رابطه رادوباره ایجاد کنی! مادرم به رابطه برادر و خواهری خیلی تاکید داشت و به آن احترام می‌گذاشت و توقع داشت که این رابطه را درست کنم اما من زیر بار نرفتم.
البته آنها هم گاهی اسم قدیم من را به کار می‌بردند تا این که یک باربهشان گفتم اگر اسم قبلی من را صدا کنید، کسی به من شک نمی‌کند، به شما شک می‌کند که چرا دارید به یک مرد، اسم زن را خطاب می‌کنید. اما این رابطه در جریان فوت مادرم، بهتر شد، همان خواهرم آمد، مرا بغل کرد و به اصطلاح آشتی‌کنانی بین‌مان راه افتاد.
پول عمل من کجا مانده؟
درست است که در ایران برای تغییر جنسیت مجوز صادر می‌کنند اما مشکلاتاجتماعی برای ما همچنان زیاد است. یکی از امتیازاتی که من داشتم این بود که برای کارت پایان خدمت به خاطر سنم، مشمول عفو رهبری شدم اما بچه‌های دیگر در این زمینه بسیار مشکل دارند و گاهی معافیت آنها به‌دلیل مسائل روانی می‌خورد که این بسیار بد است.
باید بچه‌هایی از جنس ما از طرف دولت تحت بیمه کلی باشند. چه اشکالیدارد با توجه به شرایط مالی و روحی ما این خدمات ادامه داشته باشد و همه ترنس‌ها را شامل شود.
در مورد عمل باید بگویم که خیلی از خانواده‌ها حاضر نیستند که بچه‌هایشانعمل کند، خب آن ترنس پول عملش را از کجا بیاورد؟ برود مواد بفروشد؟ من با پول خودم این عمل را انجام دادم اما آیا بهزیستی نباید تکلیف پرونده من را که سال ۸۷ در بهزیستی باز کرده‌ام مشخص کند؟ نباید پول عمل را که حق من است بهمن بدهند؟ الان مسوول بهزیستی می‌گوید که حتی پرداختی‌های سال ۸۹ را داده‌اند اما پول من مانده. چرا مانده؟ کجا مانده است؟ قبل از عملهم بچه‌ها باید حمایت شوند، اما این همراهی را کی انجام می‌دهد؟ خیلی از بچه‌هایی که عمل می‌کنند هنوز نه با جامعه آشنا هستند، نه کار دارند. در همه جای دنیا هزینه‌های بعد از عمل ما رایگان است، چرا در مورد ایران نباشد. ما برای بیماری‌های خاص این همه دم و دستگاه داریم، چرا نباید برای ترنس‌ها چنین جاهایی باشد؟

عمل کرده‌ایم که زندگی کنیمما عمل کرده‌ایم که مثل آدم زندگی کنیم، اگر رفته‌ایم این سختی‌ها راکشیده‌ایم، توقع داریم که مثل آدم، مثل یک شهروند سرویس و حمایت بگیریم. در مورد کار، ازدواج، قانون ولی ما بسیار مشکل داریم. یکی از دوستانم رفته و شناسنامه گرفته، در شناسنامه جدیدش کلی توضیحات نوشته‌اند که دیگر با آن شناسنامه نمی‌تواند، سرش را بالا کند. نمی‌تواند، کار پیدا کند، ازدواج کند و…



ازدواج متفاوت

ون چانگلین و ژانگ فنگ به ترتیب شوهر و همسر 72 و 27 ساله ای هستند که از 4 سال قبل با یکدیگر ازدواج کرده اند و علیرغم اختلاف سن فاحشی که با یکدیگر دارند، بسیار احساس خوشبختب داشته و ثمره ازدواج آنها نیز پسری زیبا با نام تیان است.

تراجنسی ها این روزها چه مشکلاتی دارند؟

نتایج یک پژوهش دانشگاهی نشان داد که به طور کلی عمل جراحی در کیفیت زندگی افراد «تراجنسی» تاثیر مثبتی دارد و میانگین اختلال هویت جنسی در افراد عمل کرده بسیار کمتر از افراد عمل نکرده است و لذا افرادی که جراحی لازم را در این نوع اختلال تجربه می کنند از آرامش روانی بیشتری برخوردارند.

یکی از مهمترین وجوه هویت انسانی، هویت جنسی است. اینکه انسانی زن نامیده شود یا مرد، پس از هستی و حیات او مهمترین وجه شناسایی و ارزش گذاری هر فرد توسط خود و محیط پیرامون آن فرد است.

پس این نقش ها به کودک آموخته شده و او را در جهت تقویت رفتارهای متناسب با جنسیت او تشویق می کند اما این فرآیند طبیعی که اکثریت موارد با موفقیت طی می شود، در پاره ای موارد مسیر متفاوتی را می گذراند به طوری که کودک در مورد تعلق خود به یکی از دو جنس دچار تردید شده یا کاملا خود را متعلق به جنس مخالف جنسیت بیولوژیک خود می داند که در این وضعیت وی دچار اختلال هویت جنسی می شود.



چنین وضعیتی معمولا با رشد کودک ادامه می یابد و در مواردی نیز به قوت ادامه یافته و به حداکثر شدت خود یعنی تقاضای فرد برای تغییر مشخصات آناتومیک خود به صورت جنسیتی که فرد خود را متعلق به آن می داند، برسد به این دسته از افراد «تراجنسی» گفته می شود. به گزارش ایسنا، در طول بیست سال اخیر علاقه مندی به ارزیابی و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری های مزمن افزایش چشمگیری یافته است و بهبود عملکرد روزانه و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به صورت یک هدف درآمده است و مشکلات و مسائل متعددی که افراد تراجنسی با آن دست به گریبان هستند، بررسی کیفیت زندگی آنان را ضروری می کند.در همین راستا پژوهشی توسط محققان دانشگاهی انجام شده است که به بررسی رابطه ی اختلال هویت جنسیتی با کیفیت زندگی پرداخته است.

نگاهی به مشکلات «تراجنسی»ها
یافته های این پژوهش که با استفاده از تکنیک پیمایش از میان ۱۶۸ نفر از افراد صاحب پرونده در ادارات بهزیستی کشور انجام شد، نشان داد که از کل پاسخگویان تراجنسی ۵۵.۴ درصد افراد مرد به زن و ۴۴.۶ درصد زن به مرد بودند. ۸.۹ درصد از پاسخگویان در گروه سنی ۲۹ ۲۵ سال، ۳۲.۱ درصد در گروه سنی ۲۴ ۲۰ سال، ۳۹.۳ درصد در گروه سنی ۲۹ ۲۵ سال، ۱۵.۴ درصد در گروه سنی ۳ ۳۰ سال و ۴.۲ درصد در گروه بیش از ۳۵ سال قرار داشته و از این میان ۷۰.۸ درصد فارس زبان و مابقی متعلق به اقوام دیگر بودند.


عوامل کاهش دهنده کیفیت زندگی تراجنسی ها
نتایج این پژوهش نشان داد که تراجنسی ها با وجود اینکه می دانند به جنس موافق خود تعلق دارند اما تفاوتهای محسوسی بین خود و آنان حس می کنند. بیشتر آنان پیش از سن بلوغ از وضعیت جنسیت خود متنفرند و آرزوی اصلی آنان تغییر جنسیت و قرار گرفتن در گروه جنس مخالف است. این آرزوی همیشگی، کلیه ی فعالیتهای آنان را تحت الشعاع خود قرار داده و محور اصلی جهان بینی آنان را تشکیل می دهد.

این وضعیت مبتلایان به اختلال را دچار تنش ها و آسیب های روانی کرده و ارتباطات با دیگران را با چالش جدی مواجه کرده است. طرد و منزوی شدن از طرف خانواده، دوستان و بستگان، آواره شدن و فقر از جمله مواردی است که اغلب افراد تراجنسی با آن مواجه می شوند این شرایط به همراه اقدام نکردن جهت هورمون درمانی و عمل تغییر جنسیت، اختلال هویت جنسی آنان را افزایش داده و این امر موجب کاهش کیفیت زندگی این دسته افراد می شود.
عمل تغییر جنسیت، اختلال هویت جنسی تراجنسی ها را کاهش می دهد
یافته های تحلیلی تحقیق حاکی از آن است که میانگین اختلال هویت جنسی در بین افراد عمل کرده بسیار کمتر از افراد عمل نکرده است. مقایسه ی اختلال هویت جنسی افراد عمل کرده در پیش از عمل و پس از عمل نشان داد که پس از عمل جراحی تغییر جنسیت از مقدار اختلال افراد عمل کرده به شدت کاسته شده است.همچنین مقایسه ی میانگین شاخص کل کیفیت زندگی و بعد آسایش روانی در بین افراد عمل کرده و عمل نکرده تفاوت معناداری را نشان می دهد، افراد عمل کرده کیفیت زندگی وآسایش روانی بالاتری نسبت به پاسخگویانی که دست به عمل تغییر جنسیت نزدند داشتند، اما تفاوت معناداری در دیگر ابعاد کیفیت زندگی بین افراد عمل کرده و افراد عمل نکرده مشخص نشد.

در بین تراجنسی های عمل نکرده، اختلال هویت جنسی تنها با بعد آسایش روانی و شاخص کل کیفیت زندگی رابطه ی معناداری داشته است و رابطه ی آن با ابعاد دیگر کیفیت زندگی معنادار نبوده است. اما در بین افراد عمل کرده اختلال هویت جنسی با همه ی ابعاد کیفیت زندگی به غیر از کیفیت محیطی رابطه ی معناداری دارد.نتایج این پژوهش نشان داد که عمل تغییر جنسیت، اختلال هویت جنسی تراجنسی ها را به شدت کاهش می دهد و انطباق جدی بین ذهن آنها و اندام جنسی آنها ایجاد می کند.

همچنین با عمل تغییر جنسیت، بعد آسایش روانی کیفیت زندگی بهبود یافته و تراجنسی ها از وضعیت روحی و روانی بسیار بهتری برخوردار خواهد بود اما ابعاد دیگر کیفیت زندگی شان تغییر نمی کند این یافته نشان می دهد که عمل تغییر جنسیت تنها بر ذهن و روان تراجنسی ها اثرگذار است و ابعاد دیگر کیفیت زندگی تحت تاثیر عوامل دیگری چون ارتباط با والدین، پایگاه اجتماعی و اقتصادی و.... است.نتایج این پژوهش نشان داد که در بین تراجنسی های عمل نکرده، اختلال هویت جنسی تنها جنبه ی ذهنی و روانی کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد که این تاثیر منفی است و جنبه های دیگر کیفیت زندگی تحت تاثیر اختلال هویت جنسی افراد عمل نکرده، نیست.


چرا تراجنسی ها هویت خود را پنهان می کنند؟
این نتایج نشان می دهد که تراجنسی های تغییر جنسیت نداده، به علت ترس از برخورد جامعه، سعی می کنند هویت خود را پنهان کرده و مطابق انتظار جامعه رفتار کنند و اختلال هویت شان را کمتر در رفتارشان بروز دهند. در واقع پیش از آ نکه نارضایتی از جنس زیستی خود را با رفتاری که از نظر جامعه نابهنجار تفسیر می شود بروز دهند، یا در بین دوستان و بستگان بسیار نزدیک خود بروز می دهند یا این نارضایتی را نزد خود نگه می دارند، بنابراین با این شیوه، آنها می توانند کمتر موجب بروز حمایت جامعه نسبت به اختلال هویت و رفتارشان شوند و هنوز بتوانند در کنار خانواده زندگی کنند و طرد نشوند.
با این همه نتایج این پژوهش نشان داد که برخی از تراجنسی های عمل نکرده با وجود اینکه رفتارشان در جامعه مطابق با جنس زیستی آنها نیست، به علت اینکه هنوز دست به عمل جراحی تغییر جنسیت نزدند، می توانند همراه با خانواده زندگی کنند. به دلیل دست ندادن پایگاه حمایتی خانواده، جنبه های عینی زندگی آنها کمتر دستخوش شرایط نامناسب می شود.بدین خاطر اختلال هویت جنسی تنها روی ذهن و روان خود فرد تاثیر منفی می گذارد و تغذیه، محیط، جسم و دسترسی به خدماتشان از آن متاثر نمی شود.


تراجنسی های عمل کرده طرد می شوند!
نتایج این پژوهش حاکی از آن است که افراد عمل کرده با توجه به اینکه جنسیت خود را نیز تغییر داده اند اغلب از طرف خانواده ها مطرود شده اند، شدت اختلال هویت مبنی آنها جنبه های ذهنی و عینی زندگی شان را تحت تاثیر قرار می دهد. معنادار نبودن رابطه ی اختلال هویت جنسی و کیفیت زندگی در بین افراد عمل کرده و نکرده نشان می دهد در حالی که همبستگی ضعیفی (۲۲ درصد) بین اختلال هویت جنسی و کیفیت زندگی در بین افراد عمل کرده وجود دارد و همچنین در حالی که ۴.۸ درصد از واریانس کیفیت زندگی افراد عمل نکرده را اختلال هویت جنسی شان تبیین می کند، اختلال هویت جنسی افراد عمل کرده ۲۵.۴ درصد از واریانس کیفیت زندگی شان را تبیین می کند.

با توجه به نتایج مطالعه ی حاضر، میزان اختلال هویت جنسی ابعاد جسمی و روحی فرد پاسخگو را تحت تاثیر قرار می دهد، فردی که هنوز دست به عمل نزده است از اندام خود به شدت ناراضی بوده و خواهان تغییر تمام اندامی است که جنس وی را مشخص می کند. این افراد پیش از هورمون درمانی و عمل تغییر جنسیت از صدا، ظاهر، پوشش، نقش جنسی و اندام تناسلی خود ناراضی هستند و خواهان سازگاری این اندام با جنسی که خود را متعلق به آن می دانند، هستند.نتایج این مطالعه حاکی از آن است که هرچه میزان نارضایتی از این اندام بیشتر باشد افراد سازگاری کمتری با خود و آن اندام دارند که موجب می شود رفتاری متناسب با انتظار جامعه نداشته باشد و موجب دریافت برچسب، اذیت و آزار و مشکلات دیگر شده و وی را به مرحله ی خودکشی بکشاند.


بدین ترتیب هر چه فرد اختلال هویت جنسی اش بیشتر باشد دغدغه های وی در سطح ابتدایی زندگی باقی می ماند و کیفیت زندگی پایینی خواهد داشت و هرچه سازگاری اندامش با آن جنس که خود را متعلق به آن می داند بیشتر باشد، سطح نیازهای فرد بالاتر رفته و کیفیت زندگی اش ارتقاء می یابد.با توجه به نتایج به دست آمده، یکی از عمده دلایل کاستن از اختلال هویت جنسی و افزایش کیفیت زندگی، تسریع در روند کسب هویت جنسی واقعی فرد تراجنسی است و از این طریق با به دست آوردن خود واقعی، فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی به آرامش روانی دست یافته، رفتارهای وی با جنس اش هماهنگ می شود.هویت جنسی جدید، ارتباطات وی را با اجتماع و دیگران ترمیم می کند و فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی با حضور خود در اجتماع و کسب وجهه و جایگاه اجتماعی با گذر از نیازهای اولیه به زندگی عادی دست پیدا می کند.

دلتنگی من


                           

سلام دوستان گرامی..شده تا حالا دلتون بگیره؟ اما دل گرفتن من واسه تنهایی هست...هر چی به مراحل قانونی

عمل جراحی نزدیک میشم مخالفت خانواده بیشتر میشه حمایت مالی و عاطفی نمیکنن انگار من بچه اشون نبودم

انگار یک غریبه هستم..من واسه رسیدن این آرزو خیلی سختی کشیدن دانشگاه درس..از دست دادم تا به ارزوم برسم.....

به قول یکی از دوستان دوست دارم وقتی از این دنیا رفتن سنگ قبرم اسم واقعی دختر نوشته باشن..و به هویت اصلی خودمون رسیده باشیم...

در مورد اختلال هویت جنسی بیشتر بدانیم


رفتار جنسي هر شخص به چهار عامل رواني جنسي پيوسته به هم شامل هويت جنسي، جنسيت فرد، جهت‌گيري جنسي و تمايلات جنسي بستگي دارد. اين عوامل در تكامل رشد و عملكرد شخصيت تأثير مي‌گذارند.

جنسيت به الگوي ويژگي‌هاي جنسي زيستي، كروموزم‌ها، دستگاه تناسلي داخلي و خارجي، تركيب هورموني، غدد جنسي و خصوصيات جنسي ثانويه شخص اطلاق مي‌گردد. در رشد طبيعي، اين خصوصيات الگوي منسجمي به‌وجود مي‌آورند، به طوري كه شخص در مورد جنسيت خود ترديدي ندارد. تقريباً هر كودكي تا سن 3 سالگي اعتقاد محكمي در مورد مونث يا مذكر بودن خود پيدا مي‌كند، ولي با اين حال حتي اگر رشد جنسي طبيعي باشد، حس نرينگي يا مادينگي فرد كامل نيست و بايد تكامل يابد.

جنسيت اجتماعي وجنسيت زيستي با يكديگر متفاوت ولي اغلب با هم متناسب هستند. يعني مردان رفتار مردانه و زنان رفتار زنانه از خود نشان مي‌دهند. زيرا افراد معمولاً با جنسيت زيستي خود همانند‌سازي كرده وتقريباً حس مطمئني از هويت خود پيدا مي‌كنند. يعني به هويت جنسي پايداري دست مي‌يابند. ولي ممكن است جنسيت و هويت جنسي با يكديگر در تعارض باشند. رفتار و نقش جنسي مربوط به هويت جنسي است و تا حدودي مشتق از آن است. نقش جنسي در هنگام تولد وجود ندارد بلكه از طريق دستورات و تلقينات آشكار والدين و يا ساير اعضاي خانواده، تجارب فرد در برخورد و تعامل اتفاقي و پيش‌بيني نشده با محيط و از طريق نتيجه گيري‌هاي شخصي شكل مي‌گيرد. حاصل معمول اين روند هماهنگي هويت جنسي و نقش جنسي است. هر چند صفات زيستي حائز اهميت است ولي يادگيري عامل عمده‌اي در دستيابي به نقش جنسي متناسب با جنس محسوب مي‌گردد. ‌گرايش جنسي، موضوع يا هدف تكانه‌هاي جنسي فرد است و بر سه قسم است: ناهمجنس‌گرا، همجنس‌گرا و يا دوجنس‌گرا. نگرش روانشناختي نسبت به تمايلات جنسي و نگرش به شريك جنسي، مستقيماً با فيزيولوژي پاسخ جنسي انسان ارتباط دارند و برآن تأثير مي‌گذارند. شكل‌هاي افراطي اختلالات هويت جنسي در VI-MSD در مجموع نارضايتي جنسي (ترنس سكسؤاليسم) خوانده شده‌اند و معمولاً عبارتند از تلاش براي پذيرفته شدن به عنوان عضوي از جنس مخالف در اجتماع و انجام درمان‌هاي هورموني و جراحي براي شبيه شدن به شكل ظاهري جنسيت زيستي جنس مخالف. بر اساس VI-MSD وقتي اختلال دو جنسيتي وجود داشته باشد، نمي‌توان تشخيص اختلالات هويت جنسي را مطرح كرد. VI-MSD همچنين مشخص كردن‌ گرايش جنسي را لازم مي‌داند. فرد مبتلا ممكن است به افراد جنس مخالف، جنس موافق يا هر دو جنس‌گرايش نشان دهد و يا اصلا ‌گرايش جنسي به هيچ يك از دو جنس نداشته باشد.

طبقه بندي

از ديد متخصصان علوم رفتاري اختلال هويت جنسي يك اختلال رشد شخصيتي است كه مي‌توان به صورت ذيل آن را طبقه‌بندي كرد:

۱ ‌ـ ترنس سكسؤاليسم در افراد مذكر:

چون آغاز اين اختلال در سنين اوليه پسرها بوده و در تمام طول زندگي بدون تغيير باقي مي‌ماند لذا به اين اسم ناميده مي‌شود. و در مرحله دوم به مواردي اطلاق مي‌شود كه شروع آن در مرحله بعدي زندگي است (بعد از دوران كودكي ) كه چنين مرداني ظاهر و نقش مردانه دارند.

2 ‌ـ ترنس سكسؤاليسم در افراد مونث: در زناني ديده مي‌شود كه از اوان كودكي خود را به صورت جنس مذكر ديده و زندگي زنانه نداشته باشند.

زنان مبتلا به اين اختلال حتي قبل از عمل جراحي «تغيير جنسيت» معمولاً موفق به كسب ظاهر مردانه مي‌شوند.

3 ‌ـ هرمافروديت:

افرادي كه اندام‌هاي تناسلي شان با رشد طبيعي جنسيت ژنتيكي شان هماهنگ نيست هرمافروديت ناميده مي‌شوند. اين حالت نادر مي‌تواند در اثر هورمون‌هاي غير طبيعي محيط جنيني و يا داروهاي مصرفي مادر و غيره صورت گيرد.

ـ ابهام جنسي يكي از مسائل مهم جراحي اطفال به شمار مي‌آيد. تشخيص به موقع نوع عارضه و تصميم‌گيري سريع براي درمان و تبديل كودك به جنسيت مناسب در پيشگيري از بسياري از عوارض از جمله عوارض رواني اثر بسزايي روي كودك و خانواده اش دارد.

علت شناسي

هويت جنسي در اثر عوامل زير پديد مي‌آيد: نگرش والدين و فرهنگ موجود، دستگاه تناسلي خارجي كودك و عوامل ژنتيكي كه از لحاظ فيزيولوژيكي تا هفته ششم زندگي جنيني فعال است. اما هويت جنسي بيشتر حاصل حوادث پس از تولد است تا تأثيرات هورموني پيش از تولد. كودكان هماهنگ با تربيت جنسي خود، هويت جنسي پيدا مي‌كنند. هويت جنسي تحت تأثير تعامل كودك و نگرش‌ها و ويژگي‌هاي والدين است. زيگموند فرويد معتقد بود كه مشكلات هويت جنسي ناشي از كشمكش‌هاي رواني است كه كودك در مرحله اوديپ تجربه مي‌كند. هر چيزي كه در محبت كودك نسبت به والد همجنس تداخل كند، در پيدايش هويت طبيعي دخالت مي‌كند.

نظريه‌هاي ديگري در زمينه اتيولوژي اختلال هويت جنسي مطرح شده است. از جمله :مردان ترانس سكسؤال اغلب برادران بزرگ‌تر از خود دارند كه بيانگر اين فرضيه است كه ايمني مادر در جهت ساخت آنتي بادي عليه آنتي ژن VH با هر بارداري نوزاد پسر به‌ طور پيشرونده تحريك مي‌شود.

نسبت بيشتر خاله به دايي در افراد ترانس سكسؤال مذكر بيان‌كننده اين تئوري مي‌باشد كه فاكتورهاي نسبتاً مهلكي كه در نسل قبلي مذكر (دايي‌ها) باعث كاهش تعداد آنها شده است، در نسل بعد خود را به ‌صورت نقايصي در تكامل مغزي اين افراد نشان داده است. مردان و زنان ترنس سكسؤال بيش از جمعيت نرمال چپ دست هستند كه مي‌تواند بيانگر نوعي اختلال سيستم عصبي مركزي يا نقص هورموني در اين افراد باشد.

شيوع در جامعه

آمار‌هاي ارائه شده درباره شيوع اختلال هويت جنسي در منابع معتبر علمي تفاوت‌هايي را نشان مي‌دهد. بنابراين تقريباً هيچ اطلاع دقيقي در مورد شيوع اختلالات هويت جنسي نه‌تنها در ايران، بلكه در ساير كشورها نيز وجود ندارد. بيشتر برآوردها درخصوص شيوع بيماري متكي بر تعداد افرادي است كه متقاضي تغيير جنسيت هستند و به طوري كه از اين تخمين‌ها بر مي‌آيد، تعداد مبتلايان در جنس مذكر بيشتر است.

مطالعات مختلف نسبت‌هاي جنسي متفاوتي ذكر كرده‌اند. در يك مطالعه نسبت جنسي مرد به زن 3 به 1 يا 4 به 1 گزارش شده است. اما بايد توجه كردكه در بعضي مناطق اروپاي شرقي حتي نسبت جنسي مذكور، معكوس مي‌شود كه علت آن مشخص نشده است.

در سه درمانگاه هويت جنسي كودكان، نسبت ابتلاي پسران به دختران 03 به 1، 71 به 1 و6 به 1 گزارش شده است. لذا اين درمانگاه‌ها تجربه اندكي در مورد دخترهاي مبتلا دارند.

معمولاً اولين نشانه‌ها در كودكي بروز پيدا مي‌كند، اما فرد مراجعه‌كننده مي‌تواند در هر گروه سني باشد. غالباً اين افراد در دهه سوم زندگي مراجعه مي‌كنند. در بررسي‌هاي متفاوت، سن متوسط افراد مراجعه‌كننده جهت جراحي تغيير جنسيت متفاوت گزارش شده است. در يك بررسي سن متوسط 44 سال بوده است.

از نظر باليني

افراد ترانس سكسؤال مكررا سعي مي‌كنند كه به عنوان عضو جنس مقابل پذيرفته شوند و آرزو مي‌كنند كه مثل فردي متعلق به جنس مقابل رفتار كنند و ديگران هم مثل جنس مقابل با آنها رفتار كنند. به علاوه آنها تمايل دارند خصوصيات جنسي جنس مقابل را كسب كنند و ممكن است معتقد باشند با جنسيت عوضي دنيا آمده‌اند. بسياري از اين افراد براي تغيير جسماني خود درخواست اقدامات طبي و اعمال جراحي دارند.

درمان

اختلالات هويت جنسي طي گذشت زمان شدت و ضعف پيدا مي‌كند و اين شدت و ضعف متأثر از آسيب‌شناسي رواني همراه و در پاسخ به تجربيات جنسي و حوادث زندگي تغيير مي‌يابد. حتي گزارش‌هايي از بهبود خودبه‌خود در بالغين مبتلا به اختلال هويت جنسي ذكر شده است. فلسفه درمان به اين صورت است كه ابتدا اقدامات قابل برگشت در درمان اين افراد به‌كار گرفته مي‌شود، سپس در تكميل درمان پروسه‌هاي غير قابل برگشت اعمال مي‌شود. بنابراين بهتر است تغيير لباس، تغيير نام و حضور در اجتماع در نقش جنس مقابل در ابتدا انجام شود. در ادامه درمان هورموني به آن اضافه شود و در مراحل انتهايي‌ـ چنانچه ضرورت داشته باشد‌ـ جراحي انجام مي‌شود. بيماران ترانس سكسؤال كه درخواست تغيير جنسيت دارند بايد مورد توجه بيشتري قرار گيرند و بررسي‌هاي كاملي در مورد آنان انجام شود. چون در صورت طرد شدن و عدم توجه به آنها، ممكن است دست به خودكشي بزنند. معمولاً روان‌درماني در روش‌هاي روان‌شناختي براي تغيير عقيده اين افراد موفقيت‌آميز نبوده است. از طرفي در برخي مراكز تخصصي عمل جراحي تغيير جنسيت صورت گرفته است و نتايج خوبي نيز گزارش شده است، اما هنوز كارايي اين روش به دقت مشخص نشده است.

جنبه‌هاي قانوني

ثبت تغيير جنسيت در شناسنامه فرد قسمت مهمي از اقدامات انجام شده براي هدايت فرد به سمت پذيرش وي در جامعه و نهادهاي اجتماعي، به عنوان فردي از جنس مقابل است كه در صورت عدم انجام آن، ممكن است فرد از نظر قانوني در وضعيت قبل از جراحي باقي بماند. در كشور انگلستان فرد پس از عمل جراحي اجازه داشتن شناسنامه جديد و متعاقب آن ازدواج را ندارد، اما در آمريكا در بيش از 05 درصد موارد جراحي، اجازه داشتن شناسنامه جديد داده مي‌شود و در بيشتر كشورهاي اروپايي نيز اين عمل توسط قانون حمايت مي‌شود.

در ايران قبل از عمل جراحي تغيير جنسيت بايد كميسيوني در سازمان پزشكي قانوني تشكيل و تشخيص ترانس سكسؤاليسم توسط متخصصين روان‌پزشكي تاييد شود. اين كميسيون پيشنهاد خود مبني بر ادامه روان‌درماني يا نياز به دارودرماني (به دليل اختلالات احتمالي همراه) و يا انجام عمل جراحي را ارائه مي‌دهد. در فرض اخير پس از انجام عمل جراحي و تاييد آن توسط متخصصين سازمان پزشكي قانوني، شناسنامه جديد با هويت جنسي مخالف به متقاضي داده مي‌شود، ولي بر خلاف تصور رايج اين پايان كار نيست. اين فرد بايد حمايت شود، شغلي داشته باشد، براي بالا بردن توانايي او در سازگاري با شرايط جديد تمهيداتي انديشيده شود و سرانجام اينكه ترجيحا به آغوش خانواده برگردانده شود؛ موضوعي كه تقريباً در همه موارد با دشواري‌هاي فراوان همراه است و در اغلب موارد چنين اقدامي عملا غير ممكن است، حال آنكه اين اقدام مي‌تواند پيش آگهي بيمار را بهتر كند.



درمان زود انزالی مردان


                                                        


انـزال زودرس (زود انزالی) چیست؟
انـزال زودرس (زودانزالی) بـه انـزالی غیر قابل کنترل گفته می شود که قـبـل از نـزدیـکـی و انـجـام رابطه ی جنسی و یا مدت زمان بسـیـار کـمـی پـس از آن بـا میزان تحریک کم و خلاف میل فـرد انـجـام گیـرد.

 

این روزها عده زیادی از مردان به کلینیک سلامت خانواده و ناتوانی جنسی مراجعه می‌کنند تا درباره یکی از مشکلات خود در زمینه ارتباط زناشویی با همسرشان مشاوره کنند. موضوع به این سادگی نیست چون با ایجاد افسردگی و اضطراب در زوجین، موجب اختلال در سلامت روان و رفتار آنان و در برخی موارد پرخاشگری هر دو نفر می‌شود.

 

پژوهشگرانى که روى بیمارى زود انزالی کار می کنند، اعلام کردند که می توانند این اختلال را تعریف کنند. به گفته آنها انزال در مبتلایلان به زود انزالی در کمتر از 118 ثانیه از شروع مقاربت صورت میگیرد.

 

از طرفی زود انزالی یا انزال زودرس به حالتی گفته می‌شود که فرد زودتر از زمانی که می خواهد به انزال برسد و یا اینکه به حدی زود به انزال برسد که همسرش از ارتباط زناشویی لذت کافی نبردلبته باید انتظارات، واقعگرایانه باشند. این تعریفی است که مورد تایید اکثر متخصصان مسایل جنسی یا سکسولوژی است.



زمان استاندارد انزال در مردان :

زمان استانداردی برای رسیدن به انزال در نظر گرفته نشده است. با وجود اینکه طبق نظر اکثریت افرادی که در مطالعات شرکت داشته‌اند یک سری زمان‌هایی پیشنهاد شده اما هیچ کدام قطعی نیستند چون این زمان بسته به نظر و رضایت افراد از رابطه زناشویی‌شان از هر زوج تا زوج دیگر متفاوت است اما پیشنهاد شده که اگر در 50 درصد یا بیشتر موارد ارتباط زناشویی انزال زمانی اتفاق افتاد که فرد و یا همسرش راضی نبودند یعنی فرد مشکوک به این اختلال هست و می‌توان وی را مورد تشخیص و درمان قرار داد.

 

در ضمن این مهم است که اول ببینید چه زمانی متوجه شدید که اختلال زود انزالی را دارید و از کجا متوجه شدید. آیا خودتان ناراحتید؟ همسرتان از روش رابطه راضی نیست، معمولا گرفتن شرح حال دقیق از زوجین جزو سنجش‌های اولی‌‌ است که برای تشخیص و درمان اختلال زود انزالی انجام می‌شود، چون رابطه زوج‌ها در ایجاد و یا دامن زدن به مشکل زود انزالی نقش به سزایی دارد.

 

دلایل و عواقب زود انزالی مردان :

نشانه اصلی زود انزالی مردان، انزالی غیر قابل کنترل است که قبل از انجام گرفتن رابطه زناشویی و یا مدت زمان بسیار کمی پس از آن با میزان تحریک کم و خلاف میل فرد اتفاق بیفتد.

مساله زود انزالی می‌تواند باعث نارضایتی جنسی در هر دو طرف شده و اضطراب ناشی از این مشکل را بیشتر کند. زود انزالی یکی از متداولترین اختلال فعالیت زناشویی در مردان است و ممکن است برای هر مردی در بعضی از مراحل زندگی رخ دهد.



نخستین عمل پیوند آلت تناسلی


نخستین عمل پیوند آلت تناسلی مردانه که در چین انجام شد با وجودموفقیت‌آمیز بودن به شکست انجامید! جراحان چینی، علت شکست این پیوند را صرفاً مشکلات روانی فرد پیوندگیرنده و همسرش عنوان کرده‌اند.

در گزارشی که توسط سرپرست جراحان تیم پیوند مذکور تنظیم شده، آمده استکه: «مرد 44 ساله‌ای که به دنبال یک تصادف شدید و آسیب جدی در ناحیه تنـ.اسـ.لی، قادر به ادرار کردن و برقراری رابطه جـ.نـ.سـ.ی نبود، تنها 2 هفته پس از این‌که آلـ.ت تنـ.اسـ.لی، یک جوان 22 ساله مرگ مغزی به او پیوند شد، از پزشکان خواست که آلـ.ت پیوندی را از بدن او جدا کنند.»
 

دکتر هو ویلی، جراح بیمارستان گوآنژو و سرپرست تیم جراحان این پیوند،می‌گوید: «جراحی کاملاً موفقیت‌آمیز بود و 10 روز پس از پیوند، بیمار توانست به آسانی ادرار کند و هیچ نشانی از پس زدن پیوند هم دیده نشد. با این وجود، اگرچه این عمل با تقاضای خود بیمار و همسرش انجام شده بود اما 2 هفته پس از پیوند، گویا بیمار و همسرش نتوانستند با فشارهای روانی ناشی از این پیوند در زندگی روزمره‌شان کنار بیایند و متقاضی حذف پیوند شدند.»