مفهوم پنهان فانتزیهای جنسی
اخرین تحقیق درمورد این موضوع توسط موسسه ماسترز و جانسون در برنامه درمانی آنها برای همجنسگرایان ناراضی انجام گرفت. این محققان باور دارند که از اینکه افراد فانتزیهای همجنسگرایانه داشته باشد یا غیر آن، نمیتوان بعنوان نشانه گرایش واقعی این افراد برای رابطهجنسی استفاده کرد. آنها شواهدی ارائه میدهند که تکرار فانتزیهای همجنسگرایانه را درمیان غیرهمجنسگراها و فانتزیهای غیرهمجنسگرایانه را درمیان همجنسگراها نشان میدهد.
در نسخه جدید مجله امریکایی روانپزشکی، مارک شوارتز و ویلیام ماسترز تحقیقی را گزارش میدهند که بر روی ۱۲۰ مرد و زن که نیمی از آنها همجنسگرا و نیمی دیگر دگرجنسگرا بودهاند انجام گرفت. این تحقیق نشان میدهد که فانتزیهای جنسی افراد ممکن است با گرا.. جنس.. آنها کاملاً متفاوت باشد. بعنوان مثال درمیان مردان و زنان همجنسگرا، رابطهجنسی غیرهمجنسگرایانه سومین فانتزی جنسی متداول بوده است. برای مردان و زنان غیرهمجنسگرا نیز روابط همجنسگرایانه چهارمین و پنجمین فانتزی جنسی متداول بوده است. درمیان مردان و زنان غیرهمجنسگرا، متداولترین فانتزی جایگزین کردن شریک جنسی همیشگیشان بوده است.
افراد در به خاطر آوردن فانتزیهای خود، کاملاً انتخابی عمل میکنند. دیوید بارلو، مدیر برنامه تحقیقاتی جنسی در دانشگاه ایالتی نیویورک در آلبانی از افراد خواست که فانتزیهای خود را به مدت چندین هفته به خوبی بررسی کنند.او در مصاحبهای میگوید، «ما متوجه شدیم که اکثر افراد هفت تا هشت فانتزی در روز دارند که البته دامنه این فانتزیها از صفر تا چهل فانتزی در روز بوده است.»
او ادامه میدهد، «درمیان غیرهمجنسگراها حدود سه چهارم از فانتزیها عشقبازی معمولی بوده و ۲۵ درصد تنوعات جنسی - سادیسم، همجنسگرایی، رابطهجنسی گروهی و امثال این-- بوده است. الگوی طبیعی فانتزیهای جنسی میزان مشخصی رابطهجنسی غیرمتعارف را در بر داشته است.»
دکتر شوارتز و دکتر ماسترز تنوع مشابهی از فانتزیهای جنسی را در افراد مورد مطالعه نشان میدهند. بعنوان مثال فانتزی رابطهجنسی گروهی پنجمین فانتزی متداول درمیان مردان همجنسرا و غیرهمجنسگرا بوده است درحالیکه فانتزی رابطهجنسی تحمیلی اولین فانتزی متداول زنان همجنسگرا و دومین فانتزی زنان غیر بوده است. تماشای روابطجنسی دیگران سومین فانتزی متداول مردان و زنان غیرهمجنسگرا بوده است.
در قیاس اطلاعات مربوط به تحقیق دکتر بارلو با لیست گزارش شده از دکتر شوارتز و دکتر ماسترز، متداولترین فانتزیها بسیار شایعتر از فانتزیهای انتهای لیست بوده است.بااینکه محتوی یک فانتزی جنسی موجب غیرعادی بودن آن نمیشود، تکرار آن میتواند نشانه یک مشکل روانی باشد. دکتر بارلو گزارش میدهد که در افراد مبتلا به مشکلات روانشناختی، مثل متجاوزین جنسی و کودکآزاران، تکرار فانتزیها بسیار بالا بوده و اغلب وسواس فکری مداوم در طول روز است.
اما تا چه اندازه متحوی اصلی یک فانتزی جنسی اهمیت دارد؟ بسیاری درمانگران جنسی اعتقاد دارند که این مسئله تازمانیکه برای زوج حین رابطهجنسی مفید باشد، اشکالی ندارد.
دکتر شوارتز در مصاحبهای میگوید، «اگر مردی در رابطهجنسی با همسر خود، تحریکپذیری خود را از دست بدهد و برای برگرداندن آن از یک فانتزی کمک بگیرد و بعد برای تمرکز بر عشقبازی خود با همسرش آن را فراموش کند، دیگر مهم نیست که آن فانتزی چه بوده است. مهم این است که تمرکز او دوباره به عشقبازی خود معطوف شود و بتواند صمیمیت بین زوج را بالا ببرد. اما اگر این فانتزی در تمان طول رابطه در ذهن او بماند، میتواند فاصله بین زوج را بیشتر کند.»
برنارد آپفلبام، مدیر گروه س.ک.سدرمانی دانشگاه برکلی میگوید، «برای دریافت فقدانهای جنسی فرد در رابطهجنسی خود، خیلی مهم است که به محتوی یک فانتزی جنسی در طول عشقبازی توجه شود.»
او میگوید، «مثلاً ممکن است مردی بگوید که در طول عشقبازی با همسر خود فلان هنرپیشه را در بیکینی تصور کرده است. در نگاهی دقیقتر، چیزی که اهمیت بیشتری دارد رویکرد آن هنرپیشه است: بدون هیچ خردهگیری و تسلیمگونه با آن مرد تحریک شده است. این میتواند پیامی باشد که نشاندهنده چیزی است که در همسر خود نمییابد. از این میتواند برای درمان آن زوج استفاده کرد.»
دکتر شوارتز میگوید، «یک فانتزی جنسی میتواند ابزار سنجش بالینی از مشکلات و دشواریهای یک فرد در ایجاد صمیمیت و نزدیکی احساسی باشد.» او اعتقاد دارد حدود یک سوم از زنان سابقه نوعی آسیب جنسی داشتهاند و درنتیجه آن، حین عشقبازی با شریکجنسی خود، احساساتشان را از اعمالشان جدا میکنند. این مسئله گاهی اوقات شکل یک فانتزی جنسی به خود میگیرد که فاصله روانی بین زوج ایجاد میکند.
مشکل در ایجاد صمیمیت و نزدیکی
دکتر شوارتز میگوید، «فانتزیهای جنسی میتواند چنین مشکلاتی را با ایجاد صمیمیت آشکار کند. بعنوان مثال، فانتزیهای یک مرد حین رابطهجنسی با همسرش میتواند از تصور کردن همسر خود تا خیالپردازی درمورد منشیاش، تماشای رابطهجنسی فردی دیگر یا نزدیکیهای غیرشخصی در فیلمهای پورنو در نوسان باشد. هریک از این فانتزیها نشانگر فاصله روحی-روانی فزاینده از رابطهشان است.»
او اضافه میکند، «خطر زمانی است که افراد برای حفظ یا افزایش فاصله بین خود از این فانتزیها استفاده میکنند. بعد از گذشت ۳۰ سال از رابطهزناشویی، مرد و زن ممکن است در تخیلات خود همسرشان را با کسی دیگر جایگزین کنند. زمانی که فرد در تمام طول مدت رابطهجنسی فردی دیگر را در ذهن خود تجسم میکند، آن رابطه نیاز به کمک دارد.» درمانگران جنسی دیگر اعتقاد ندارند که این فانتزیها لزوماً نشانگر این هستند که آن رابطه نیاز به درمان دارد. دکتر بارلو میگوید، «اگر مردی بعد از گذشت ۲۰ سال از ازدواج خود، منشیاش را تجسم میکند به هیچ عنوان غیرعادی نیست.» او نیز مثل بسیار درمانگران جنسی دیگر اعتقاد دارد که اگر یک فانتزی ۲۰ ساله به عشقبازی آنها کمک کند، هیچ آسیبی نخواهد داشت.
همچنین باور ندارد که فانتزیها همیشه عمل میشوند. «برای یک زن غیرمتعارف نیست که به کسی بگوید که توسط یک زن جذاب تحریک میشود، گرچه دوست ندارد هیچوقت با زنی رابطهجنسی داشته باشد.» گزارشات دکتر شوارتز و ماسترز نشان میدهد که فانتزی برخورد جنسی تحمیلی، مثل تجاوز، به این معنی نیست که فرد از انجام آن در زندگی واقعی لذت میبرد، حتی اگر متداولترین فانتزی درمیان همه گروهها باشد.
دکتر بارلو میگوید، «برای بیشتر افرادیکه فانتزی تجاوز جنسی دارند، تجاوزهایی که در فیلمها میبینند، بسیار ایدآل و حتی رمانتیک هستند. ما در تحقیقمان دریافتیم که اگر نوار ویدئویی از یک تجاوز واقعی را برای آن نشان دهیم، با همه دردها و خشونتهایی که دارد، تحریک نمیشوند. مفهوم فانتزی مثل این بیشتر سمبلیک است تا واقعی؛ برای بیشتر خانمهایی از رابطهجنسی عذابوجدان دارند، میتواند راهی برای اجازه دادن به خودشان برای لذت بردن باشد.»
در نسخه جدید مجله امریکایی روانپزشکی، مارک شوارتز و ویلیام ماسترز تحقیقی را گزارش میدهند که بر روی ۱۲۰ مرد و زن که نیمی از آنها همجنسگرا و نیمی دیگر دگرجنسگرا بودهاند انجام گرفت. این تحقیق نشان میدهد که فانتزیهای جنسی افراد ممکن است با گرا.. جنس.. آنها کاملاً متفاوت باشد. بعنوان مثال درمیان مردان و زنان همجنسگرا، رابطهجنسی غیرهمجنسگرایانه سومین فانتزی جنسی متداول بوده است. برای مردان و زنان غیرهمجنسگرا نیز روابط همجنسگرایانه چهارمین و پنجمین فانتزی جنسی متداول بوده است. درمیان مردان و زنان غیرهمجنسگرا، متداولترین فانتزی جایگزین کردن شریک جنسی همیشگیشان بوده است.
افراد در به خاطر آوردن فانتزیهای خود، کاملاً انتخابی عمل میکنند. دیوید بارلو، مدیر برنامه تحقیقاتی جنسی در دانشگاه ایالتی نیویورک در آلبانی از افراد خواست که فانتزیهای خود را به مدت چندین هفته به خوبی بررسی کنند.او در مصاحبهای میگوید، «ما متوجه شدیم که اکثر افراد هفت تا هشت فانتزی در روز دارند که البته دامنه این فانتزیها از صفر تا چهل فانتزی در روز بوده است.»
او ادامه میدهد، «درمیان غیرهمجنسگراها حدود سه چهارم از فانتزیها عشقبازی معمولی بوده و ۲۵ درصد تنوعات جنسی - سادیسم، همجنسگرایی، رابطهجنسی گروهی و امثال این-- بوده است. الگوی طبیعی فانتزیهای جنسی میزان مشخصی رابطهجنسی غیرمتعارف را در بر داشته است.»
دکتر شوارتز و دکتر ماسترز تنوع مشابهی از فانتزیهای جنسی را در افراد مورد مطالعه نشان میدهند. بعنوان مثال فانتزی رابطهجنسی گروهی پنجمین فانتزی متداول درمیان مردان همجنسرا و غیرهمجنسگرا بوده است درحالیکه فانتزی رابطهجنسی تحمیلی اولین فانتزی متداول زنان همجنسگرا و دومین فانتزی زنان غیر بوده است. تماشای روابطجنسی دیگران سومین فانتزی متداول مردان و زنان غیرهمجنسگرا بوده است.
در قیاس اطلاعات مربوط به تحقیق دکتر بارلو با لیست گزارش شده از دکتر شوارتز و دکتر ماسترز، متداولترین فانتزیها بسیار شایعتر از فانتزیهای انتهای لیست بوده است.بااینکه محتوی یک فانتزی جنسی موجب غیرعادی بودن آن نمیشود، تکرار آن میتواند نشانه یک مشکل روانی باشد. دکتر بارلو گزارش میدهد که در افراد مبتلا به مشکلات روانشناختی، مثل متجاوزین جنسی و کودکآزاران، تکرار فانتزیها بسیار بالا بوده و اغلب وسواس فکری مداوم در طول روز است.
اما تا چه اندازه متحوی اصلی یک فانتزی جنسی اهمیت دارد؟ بسیاری درمانگران جنسی اعتقاد دارند که این مسئله تازمانیکه برای زوج حین رابطهجنسی مفید باشد، اشکالی ندارد.
دکتر شوارتز در مصاحبهای میگوید، «اگر مردی در رابطهجنسی با همسر خود، تحریکپذیری خود را از دست بدهد و برای برگرداندن آن از یک فانتزی کمک بگیرد و بعد برای تمرکز بر عشقبازی خود با همسرش آن را فراموش کند، دیگر مهم نیست که آن فانتزی چه بوده است. مهم این است که تمرکز او دوباره به عشقبازی خود معطوف شود و بتواند صمیمیت بین زوج را بالا ببرد. اما اگر این فانتزی در تمان طول رابطه در ذهن او بماند، میتواند فاصله بین زوج را بیشتر کند.»
برنارد آپفلبام، مدیر گروه س.ک.سدرمانی دانشگاه برکلی میگوید، «برای دریافت فقدانهای جنسی فرد در رابطهجنسی خود، خیلی مهم است که به محتوی یک فانتزی جنسی در طول عشقبازی توجه شود.»
او میگوید، «مثلاً ممکن است مردی بگوید که در طول عشقبازی با همسر خود فلان هنرپیشه را در بیکینی تصور کرده است. در نگاهی دقیقتر، چیزی که اهمیت بیشتری دارد رویکرد آن هنرپیشه است: بدون هیچ خردهگیری و تسلیمگونه با آن مرد تحریک شده است. این میتواند پیامی باشد که نشاندهنده چیزی است که در همسر خود نمییابد. از این میتواند برای درمان آن زوج استفاده کرد.»
دکتر شوارتز میگوید، «یک فانتزی جنسی میتواند ابزار سنجش بالینی از مشکلات و دشواریهای یک فرد در ایجاد صمیمیت و نزدیکی احساسی باشد.» او اعتقاد دارد حدود یک سوم از زنان سابقه نوعی آسیب جنسی داشتهاند و درنتیجه آن، حین عشقبازی با شریکجنسی خود، احساساتشان را از اعمالشان جدا میکنند. این مسئله گاهی اوقات شکل یک فانتزی جنسی به خود میگیرد که فاصله روانی بین زوج ایجاد میکند.
مشکل در ایجاد صمیمیت و نزدیکی
دکتر شوارتز میگوید، «فانتزیهای جنسی میتواند چنین مشکلاتی را با ایجاد صمیمیت آشکار کند. بعنوان مثال، فانتزیهای یک مرد حین رابطهجنسی با همسرش میتواند از تصور کردن همسر خود تا خیالپردازی درمورد منشیاش، تماشای رابطهجنسی فردی دیگر یا نزدیکیهای غیرشخصی در فیلمهای پورنو در نوسان باشد. هریک از این فانتزیها نشانگر فاصله روحی-روانی فزاینده از رابطهشان است.»
او اضافه میکند، «خطر زمانی است که افراد برای حفظ یا افزایش فاصله بین خود از این فانتزیها استفاده میکنند. بعد از گذشت ۳۰ سال از رابطهزناشویی، مرد و زن ممکن است در تخیلات خود همسرشان را با کسی دیگر جایگزین کنند. زمانی که فرد در تمام طول مدت رابطهجنسی فردی دیگر را در ذهن خود تجسم میکند، آن رابطه نیاز به کمک دارد.» درمانگران جنسی دیگر اعتقاد ندارند که این فانتزیها لزوماً نشانگر این هستند که آن رابطه نیاز به درمان دارد. دکتر بارلو میگوید، «اگر مردی بعد از گذشت ۲۰ سال از ازدواج خود، منشیاش را تجسم میکند به هیچ عنوان غیرعادی نیست.» او نیز مثل بسیار درمانگران جنسی دیگر اعتقاد دارد که اگر یک فانتزی ۲۰ ساله به عشقبازی آنها کمک کند، هیچ آسیبی نخواهد داشت.
همچنین باور ندارد که فانتزیها همیشه عمل میشوند. «برای یک زن غیرمتعارف نیست که به کسی بگوید که توسط یک زن جذاب تحریک میشود، گرچه دوست ندارد هیچوقت با زنی رابطهجنسی داشته باشد.» گزارشات دکتر شوارتز و ماسترز نشان میدهد که فانتزی برخورد جنسی تحمیلی، مثل تجاوز، به این معنی نیست که فرد از انجام آن در زندگی واقعی لذت میبرد، حتی اگر متداولترین فانتزی درمیان همه گروهها باشد.
دکتر بارلو میگوید، «برای بیشتر افرادیکه فانتزی تجاوز جنسی دارند، تجاوزهایی که در فیلمها میبینند، بسیار ایدآل و حتی رمانتیک هستند. ما در تحقیقمان دریافتیم که اگر نوار ویدئویی از یک تجاوز واقعی را برای آن نشان دهیم، با همه دردها و خشونتهایی که دارد، تحریک نمیشوند. مفهوم فانتزی مثل این بیشتر سمبلیک است تا واقعی؛ برای بیشتر خانمهایی از رابطهجنسی عذابوجدان دارند، میتواند راهی برای اجازه دادن به خودشان برای لذت بردن باشد.»
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:49 توسط رومینا♥♥♥
|
رومینا هستم به زودی عمل میکنم و به هویت اصلی خودم میرسم به امید روزی همه ترنس ها