سلام دوستان مهربون من..اومدم اما با یک انرژی مثبت اومدم با یک صبح

پاییزی..


 اون اوایل که به خانواده ام گفتم من ترنسکشوال هستم و نیاز دارم تغییر

جنسیت بدم یک شوک بود


واسه مادرم و خانواده ام..و منو خیلی اذیت میکردن تا پشیمان بشم ولی

نمیدونستن که من 2 ساله دارم کارهای

 

قانونی و مراحل قانونی میگذرونم...واسه خیلی سخت بود اون اوایل دیگه

مادرم با من خیلی بد شده بود انگار تو


خونه وجود ندارم..اون فضای گرم خانواده بخاطر اینکه موضوع بهشون گفته


بودم از بین رفته بود و روز به روز این فضای


خانوادگی تاریکتر میشد....حالا بعد از گذشت چند ماه که فهمیدن کم کم

مادرم مهربوتر شده و درکم میکنه واقعا

 

این مشکل دارم و باید تغییر جنسیت بدم...واسم خودم فوق العاده سخته که

بشینم در مورد این موضوع با


با خانواده صحبت کنم...ولی الان اوضاع بهتر شده و دارم به آرزوم نزدیکتر

میشم....واسم دعا کنید.