خاطره تلخ
نمیدونم اسمشو چی بزارم خاطره-اتفاق-حادثه-
چند روز پیش که اوایل عید میشه دوستم خونه تنها بوده و خانواده اش رفته بودن عید دیدنی دوستم زیاد سختی کشیده و افسرده
بود که به فکرخودکشی می افته قبل اینکه خودکشی به من زنگ زد گفت منو حلال کن تیغ برداشته بود میخواست رگ دستشو بزنه
متاسفانه کل آشپزخانه خون ریخته خون لخته بعد همسایه ها متوجه اه و ناله شدن رفتن کمکش کردن
ولی دستش تا خوب بشه چند ماه طول میکشه من دستشو دیدم حالم خیلی بد شده بود گوشتهای داخل دستش دیده میشد
میگفت وقتی خونه تنها بوده یک کسی بهش میگفته برو تیغ بردار میگفت دست خودم نبود یک نفر منو هدایت میکرده که خودکشی کنم مثل اینکه شیطان رفته بوده سراغش
عید من هم با این خاطره بد شروع شد و هنوز که چند روز میگذره وقتی می بینمش حالم بد میشه خانوادش فقط تا صبح داشتن
خون ها تمیز میکردن.
چند روز پیش که اوایل عید میشه دوستم خونه تنها بوده و خانواده اش رفته بودن عید دیدنی دوستم زیاد سختی کشیده و افسرده
بود که به فکرخودکشی می افته قبل اینکه خودکشی به من زنگ زد گفت منو حلال کن تیغ برداشته بود میخواست رگ دستشو بزنه
متاسفانه کل آشپزخانه خون ریخته خون لخته بعد همسایه ها متوجه اه و ناله شدن رفتن کمکش کردن
ولی دستش تا خوب بشه چند ماه طول میکشه من دستشو دیدم حالم خیلی بد شده بود گوشتهای داخل دستش دیده میشد
میگفت وقتی خونه تنها بوده یک کسی بهش میگفته برو تیغ بردار میگفت دست خودم نبود یک نفر منو هدایت میکرده که خودکشی کنم مثل اینکه شیطان رفته بوده سراغش

عید من هم با این خاطره بد شروع شد و هنوز که چند روز میگذره وقتی می بینمش حالم بد میشه خانوادش فقط تا صبح داشتن
خون ها تمیز میکردن.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12:7 توسط رومینا♥♥♥
|
رومینا هستم به زودی عمل میکنم و به هویت اصلی خودم میرسم به امید روزی همه ترنس ها