مصاحبه ای با اشکان , ترنس FTM ایرانی.
براي مردشدن استخاره كردم. اينها را «اشكان» ميگويد.اشكان تا سه سال پيش صديقه بود. اكنون او در 30 سالگي با عمل تغيير جنسيت يك مرد شده است. مردي كامل كه به گفته خود براي رسيدن به هويت اصلي خود دردهاي زيادي را به جان خريده است. اشكان و امثال او در زندگي به ريسك فوقالعاده خطرناكي دست زدهاند.
اين خطر مثل مسافرت و جابهجايي از شهري به شهر ديگر نيست، سفر ازجنسي به جنس ديگر است. اشكان پس از خواندن گزارش تغيير جنسيت «ماريا» به دفتر نشريه آمد تا ما را به بيمارستاني ببرد كه آنجا عمل كرده تا دردهاي خود و بيماران واقعي را بيان كند.
از مانتو و مقنعه تا كت و شلوار
همراه اشكان به بيمارستان مدائن آمدهايم، جاييكه از نظر او بهترين جاي دنياست. چون اشكان دوباره در آنجا متولد شده. از او ميپرسم:
-آقا اشكان از اولين روزهايي كه متوجه بيماري خودشدي برايمان بگو.
از كودكي با پسرهاي همسايه بازي ميكردم. هيچوقت دلم نميخواست مرا به اسم دخترانه صدا بزنند. وقتي دوازده ساله شدم حس ميكردم پسري هستم كه بايد از در و ديوار بالا بروم. در دبيرستان از پوشيدن مانتو بيزار بودم.
-خانوادهتان هم موضوع را ميدانستند؟
بله تقريباً. اما پدرم نميخواست با موضوع كناربيايد تا اينكه سه بار از دبيرستان اخراج شدم. دوستانم را از دست دادم و اين حوادث ضربه روحي بزرگي به من زد.
چرا اخراج شديد؟
به خاطر بازيهاي پسرانه و دعواهاي خياباني.وقتي پسري مزاحم دخترهاي مدرسه ميشد رگ غيرتم گل ميكرد و با آنها دعوا ميكردم. (اما الان اصلا اهل دعوا نيستم.)
-در آن دوره چه اتفاقاتي برايتان افتاد؟
اتفاقات بسيار تلخ و دردناك. حوادثي كه دوستندارم دربارهشان حرفي بزنم و دوست دارم مثل يك راز در قلبم باقي بماند.
-در چه رشتهاي تحصيل كرديد؟
تربيت بدني.
در دانشگاه بيشتر با دخترها دوست بوديد ياپسرها؟
معمولاً تنها بودم. در صف اتوبوس هم سعي ميكردماز دخترها فاصله بگيرم.
-دوستان و همكلاسيهايتان متوجه موضوع شده بودند؟
بله، همه ميدانستند من يك مرد هستم چونرفتارهاي كاملاً مردانهاي داشتم. اما كنار آنان كه نميدانستند كمتر حرف ميزدم چون صدايم كلفت بود.
به جز صداي كلفت و صف اتوبوس و… چه مشكلات ديگريداشتيد؟
موهاي صورتم زياد بود و زير مقنعه گير ميكرد وقرچ قرچ صدا ميداد. مجبورم بودم هر روز صبح موهاي صورتم را با تيغ بتراشم و خب اين كار برايم خيلي سخت بود.
-الان مانتو و شلوار مدرسهتان را داريد؟
با خنده: نه خوشبختانه يك روز مانتو و مقنعه رااز صندوق عقب ماشينم دزديدند و از آن به بعد ديگر هيچ وقت مانتو نخريدم. انگار دزدي خوبي بود و برايم «آمد» داشت، چون يك هفته بعد از آن با عمل جراحيام موافقت شد.
-خانوادهات در جريان بودند؟
بله، خوشبختانه پدرم هم با مشاوره با دكترها بهاين نتيجه رسيد و موافقت كرد.
-روز عمل چه احساسي داشتيد؟
بهتر است براي اين سوال با من به بخش پرستاريبياييد تا خودشان برايتان بگويند.
پرستاران چه گفتند؟
خانمهاي پرستار كه در تمام مدت لبخند برلبدارند از روز عمل ميگويند. يكي از آنها ميگويد: «آن روز اشكان بسيار آرام بود.ما دلمان شور ميزد اما اشكان به خدا توكل داشت و فقط ميگفت برايم دعا كنيد تا اينكه دكتر خطير آمد و عمل موفقيت آميز انجام شد.
خودت بگو اشكان.
من وارد مرحلهاي از زندگيم شده بودم كه پس ازآن ديگر هيچ جايي براي جبران وجود نداشت. اگر آدم عادي دچار اشتباه شود قابل بخشش است اما من مثل زني كه از شوهرش جدا شده باشد ديگر هيچ جايي براي جبران نداشتم پس بايد كابوس وحشتناك گذشته را كنار ميگذاشتم و فقط به آينده ميانديشيدم. عمل من بدون بيهوشي صورت گرفت و عمل بسيار دشواري بود.
-از اينكه خانواده همراهت بودند چه احساسيداشتي؟
خيلي خوب بود.
يكي از پرستاران: اشكان تنها بيماري بود كههمراه خانوادهاش آمده بود. چند سال پيش دانشجوي رشته پزشكياي از كرمان براي زن شدن به بيمارستان آمد، اما از آنجاييكه خانوادهاش با اين عمل مخالف بودند پنهاني عمل كرد. پس از آن خانواده و به خصوص برادرهايش به قصد كشتن اين دانشجوي پزشكي به بيمارستان آمدند و او كه عملش با موفقيت انجام شده بود توانست قبل از رسيدن آنها فراركند. اما خانواده اشكان تا آخر او را رها نكردند.
-حالت جسمي اشكان چطور بود؟
خوب طبيعي است بعد از هر عملي بيمار دچار تب وتشنج ميشود، حالا فرقي ندارد اين عمل تغيير جنسيت باشد يا عمل ديگري.
-بعد از عمل جراحي وضعيت تغيير چهره اشكان چگونهبود؟
اشكان: باوركردني نبود. اما در عملهاي بعدي،بيستم و بيست وهشتم اين تغيير شكل و ظاهر به وضوح ديده ميشد.
يكي از پرستاران: تا به حال با بيماران زياديبرخورد داشتهام حتي بچههاي دو تن از دوستان نزديكم عمل كردند و دختر شدند.
-ازدواج هم كردند؟
يكي از آنها ازدواج كرده و به كانادا رفت. امابا اينكه شوهرش خود را آدم روشني نشان ميداد مدتي بعد نتوانست با اين مساله كنار بيايد و از هم جدا شدند. دختر ديگر هم با مشاهده اين وضع گفت اصلاً نميخواهم ازدواج كنم.
-لطفاً برايمان حالات روحي و جسمي اينگونه افرادرا بعد از عمل تشريح كنيد؟
پرستار: نكته جالب اين است كه اينگونه افرادبعد از عمل زن و مرد كاملي ميشوند. مثلاً زنان حالات زنانگي خاصي دارند كه ما با وجود خلقت ابتدايي زن از آن بي بهرهايم! مردان هم نيز به شدت مردان مهربان و آرامي ميشوند.
-اشكان، قصد ازدواج داري؟
فعلاً نه!
ملاكهايتان براي انتخاب دختر آينده زندگيتانچيست؟
بايد مرا بفهمد. موضوع را به او ميگويم حتي اگرخانوادهاش يك درصد مخالفت كنند قدم پيش نميگذارم.
-آيا زناني كه مرد ميشوند، ميتوانند بچهدار همشوند؟
پرستار: خير آنها مشكل نازايي پيدا ميكنند.
-اشكان همسايهها و دوستانت از هويت جديد توخبردارند؟
بله، همه ميدانند از قبل هم ميتوانستند اينموضوع را پيشبيني كنند.
-براي گرفتن شناسنامه جديد چه اقدامي كردي؟
به دادسرا رفتم.
-برخورد آنها با شما چطور بود؟
يكي از ماموران وقتي فهميد جريان چيست، خود راكنار كشيد. اما رييس شعبه 1205 دادگاه عمومي بسيار فهميده و مهربان برخورد كرد. فكر نميكردم، اما واقعاً درد مرا درك كرد. هميشه ممنون ايشانم.
براي سربازي چه كاركردي؟
اولين فردي هستم كه در ايران با مجوز تغييرجنسيت معافيت سربازي گرفتم. افسر مسوول پرونده را نديد و جلوي چند نفر چند بار پرسيد علت معافيت تو چيست و من هر بار گفتم داخل پرونده هست. او با ناراحتي پرونده را بازكرد و خواند و چند لحظه بعد آرام از من عذرخواهي كرد و به مراحل قانوني پرونده پرداخت.
-الان ليسانس تو با نام دخترانهات است؟
كارم به درسم ارتباطي ندارد. اما دلم ميخوادمدارك بالاتري در زمينه روانشناسي بگيرم. اسمم را هم درست ميكنم.
-چرا روانشناسي؟
من دنياي زنان و مردان را به خوبي ميشناسم و ميتوانممشاور خوبي براي مشكلات خانوادگي باشم. دلم ميخواهد به دنياي درهم ريخته آدميان و مخصوصاً زن و شوهرها كمك كنم.
-براي اثبات شخصيت و هويت خود چقدر تلاش كردي؟
از نهايت درد گذشتهام.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17:2 توسط رومینا♥♥♥
|
رومینا هستم به زودی عمل میکنم و به هویت اصلی خودم میرسم به امید روزی همه ترنس ها