دلنوشته های یکی از دوستان

اول
از همه یه سلام خیلی شکلاتی و خوشمزه به همه دوستای خوب خودم,امید وارم
حال همتون خوشگل باشه و یا اگرم زیاد خوشگل نیست ...گاهی خوبه آدم سر خودشو
گول بماله و بگه نه خوبه... غیبتم خیلی
زیاد شد می دونم,یه عـــــــــــالمه عشق و پاستیل و شکلات و مرسی و اینا
به همه دوستای گلم که به یادم بودن و سراغمو می گرفتن,همتونو دوست دارم و
به یادتون بودم و شک نکنین که مطالب وبلاگتونو از دست نمی دادم! یه عالمه
تبریک به اون گلایی که دانشگاه قبول شدن...آرزوی من تحقق آرزوهای زیباتون
تو بقیه مراحل زندگی واستون یه عــــــــــــــــــــــالمه تبریک دیگه به دوستایی که عمل کردن و عسل کام شدن,زندگیتون عسلی اون
عزیزایی که تو کنکور دلخواهشون نبود یا به هر دلیلی تو تحصیل به ایده آل
خودشون نرسیدن...همیشه درس خوندن لازمه ی موفقیت و خوشبختی نیست (چشمک) این
1, 2 این که از یه شکست می شه درسی گرفت واسه یه پیروزی دیگه...پس
واینستید و پیش به سوی آرزوها! دیگه حداقلش اینه آدم پیش خودش سر بلنده خب...تو این مدت که نبودم...خیلی چیزا عوض شده!...خیلی چیزا بهتر شده و خیلی چیزا بد تر... مهمترین
مساله که بهم سخت میاد مادرمه! نه نتها با گذشت این زمان نرم تر نشده که
براتون بگم...پولی که می داد بهم تقریبا قطع شده!هیچ حمایتی از سمتش ندارم!
تا جایی که علاوه بر خرج های خودم که واستون بگم جز اون دسته آدمای پر
خرجــــــما! ینی نگم براتون! خرج خورد و خوراک هم اضافه شده تا جایی که
خودم مواد غذایی خودمو می خرم و درست می کردم که حتی گفت نمی تونی آشپزی هم
بکنی و فقط می تونی تو این خونه بخوابی! ...خلاصه براتون حرف می زنم اما
پشت تک تک این کلمات ...شبایی که مادرم به سمتم حمله می کرد و ...زخمایی که
خوب شدن اما ترکای قلبم... می دونید...انگار
دیگه برام مهم نیست! من عاشق مامانم بودم...هنوز هم هستم! نمی تونم بگم
نه! اما مادری که صبح که چشمای بچش باز می شه! می گه ای کاش چشمات امروز
باز نمی شد! مادری که روی بچش چاقو می کشه! کسی که تمام آزادی بچش تو خونه ی
خودشم ازش می گیره...من لایق واژه ی مادری نمی دونمش...دیگه بقیش با شما! ولی
همیشه یه باز خدارو شکر هم هست! باز خدا رو شکر پدرم با اینکه اون قدر
نزدیک نیست ولی حمایت های گاه و بیگاهش باعث دلگرمیمه هر چقدر کم! و این که
وجود پدر بزرگ و مادر بزرگم بهم امید می ده! خیلی بهم می گن بیا با ما
زندگی کن! و حتی به خاطر دیوانگی های مادرم با هاش قطع رابطه کردن اما فعلا
شرایط من اون قدر از نظر خودم اوکی نیست که برم پیششون... به
نظر من واسه ماها داشتن یه خونواده حامی
مهمتریـــــــــــــــــــــــــــن چیزیه که می شه بهش تکیه کرد...دیگه از
خیلی چیزا ترس نیست و این مساله تی اس بودن یه چیز پیش پا افتاده میشه! خب
جونم واستون بگه از مراحل کارام که بخوام بگم...جلسه آخرم با خانوم دکتر
نیک بنیان تو مطب دکتر محرابی...ازم پرسید اگه همین الان مجوزو بهت بدم کی
عمل می کنی؟ و من سکوت کردم و گفتم 2 سال یا 3 سال دیگه! چی می گفتم؟ وقتی
اون موقع جز خدا هیچ کسو نداشتم! حتی پدر بزرگ مادر بزرگم که الان تا حدی
حمایتم می کنن عکسامو پاره کرده بودنو... وقتی هیچ پول و فکری
نداشتم...دکتر به من گفت برو و بساز...خودتو بساز شرایطو بساز و بعد
تاییدیتو ببر و مجوز بگیر! وقتی که می خوای عمل کنی... اگه
یادتون باشه بخت باهام یار شدو کار پیدا کردم! واسه خیلیاتون سوال بود که
یه ترنس کجا می تونه کار کنه؟! واسه کسایی مثه من که ام تو افن یا باید
انقدر پسرونه بود که مشکلی پیش نیاد یا... خب
واستون بگم که ظاهرم پسرونه نیست! اما خودم رو اونقدر هم تابلو نمی کنم!
موهام بلنده...ابروهام تمیزه...صورتم و ... اما تا حد امکان سعی می کنم تا
جایی که می تونم سعی می کنم با طرز لباس پوشیدنم و... بیشتر عادی جلوه
کنم...به هیچ وجه آرایش نمی کنم و... بگم که تو ی آتلیه عکاسی کار می کنم و
ادیتور هستم! آتلیه مال یکی از آشناهامه خدا رو شکر و اون جا 10 نفر پرسنل
ثابت هستیم که 4 نفرشون از وضعیت من کاملا آگاهن و ... تقریبا اون جا
راحتم چون مثه یه آدم عادی باهام رفتار می کنن دوستام! گرچه گاهی با
مشتریایی به مشکل بر می خورم یا اینکه تو یه محله تقریبا مذهبی هستم مشکلات
و مردم خاص خودشو داره...و این که صاحب کارم مدتیه می گه موهاتو کوتاه کن
یا وقی حرف می زنی صداتو کلفت کن یا... اما تا الان دووم اوردم و امید وارم
تا زمانی که به پولش احتیاج دارم این کار و از دست ندم ایشالا چون تغییرات
ظاهرم خیلیاشو نمی تونم حذف کنم... چنج و
تغییر یه اتفاق نیست! یه پروسه است! این جمله همیشه تو خاطرمه...گاهی که با
خنده هایی از روی تمسخر یا نگاه های ناپاک یا سرزنش های...روبرو می شم این
جمله در کنار خیلی جمله های دیگه بهم قدرت می ده. دانشگاه
هم شروع شده و من کاملا پشیمون از اینکه اجازه دادم چند ترمم همین جوری به
فنا بره...به هر حال الان که توشم سعی می کنم درسمو بخونم و اجازه ندم
چیزی مانعم بشه با همه دشواریهاش اما خب کارم و مراحل تغییرم اولوییته و
اگر هم قسمتی از درسم به بعد از عمل مو کول شه مانعی ندارم که البته فکر
نکنم این اتفاق بیفته و بعد از لیسانس عمل کنم...انشالا همه چیز برای همه
خوب پیش بره. دیگه جونم براتون بگه بهار امسال
تصمیم گرفتم بینیمو عمل زیبایی انجام بدم! بینی استخوانی داشتم که قوز
داشت و انحراف اما کوچیک بود! خیلی دنبال دکتر گشتم چون جدیدا دکترا یا
انقدر طبیعی عمل می کنن که انگار نه انگار! که من دوست نداشتم! یا انقدر
فانتزی که دیگه نه راه برگشتی هست نه چیزی می
خواستم بینیم یه کم قوس داشته باشه و کمی سرش هم بالا وایسه! تو کشمکش پیدا
کردن دکتر بودم! یه سری دکترا که نمی دونین دور از جون دور از جون شما
انگار سگ گازشون گرفته! سر بده کلاه بده ,دو قرتونیم بالا هم بده! انقدر از
اینا بدم میاد که نگو...تا این که خیلی اتفاقی با دکتر بهرام مقدم فرد
آشنا شدم که مطبش دقیقا بالای مطب دکتر محرابی پایین تر از توانیر هستش!
رفتم و ایشون با برادرش یه تیم هستن! اول دکتر منو دید! نگم براتون نگم
براتون! اون روز هم موهامو بسته بودم و جوری رفته بودم که هم عکس العمل
دکتر رو ببینم هم این که بفهمه من چی می خوام دیگه! میگن رنگ رخسار خبر می
دهد از سر درون...یه چیزی تو این مایه ها که از ظاهرم بفهمه دیگه خلاصه
:-))))) دکتـــــــــر با حال! گفت سلام چطوری
چه خبر ...خیلــی صمیمی و خنده رو! بعد خوابوندتم و گفت خب! ببینیم
چیه!اول یه پنس کرد تو بینیم و سوراخاشو باز کرد انقده:-)) که دیگه نزدیک
بود بگن آآآآآی که گفت انحراف و پلیپم داری, بعدم با نمک خاص خودش گفت چون
baby face هستی فانتزی خیلی بهت میاد , اگرم دوست نداری فانتزی بین طبیعی
فانتزی عمل کن ولی طبیعی طبیعی عمل نکن که بعدا حیفت بیاد بعدم گفت برو
اتاق بقل پیش دکتر مازیار (داداشش) نمونه کارارو ببین و انتخاب کن بعد رفتم
و عکسارو دیدم...کاراش واقعا به 3 بخش طبیعی و بین طبیعی و فانتزی و
فانتزی تقسیم می شد! راستش ترسیدم فانتزی گفتم یهو شبی خوک میشم و گفتم بین
طبیعی فانتزی ... دیگه جونم واستون بگه قیمتو پرسیدم گفت 5 تومن شوکه شدم!
گفت چون 2 تا عمل با همیو انحراف عمل جدا حساب می شه! دیگه رو حساب
آشناییت گفت 4,500 دیگه بگم براتون چون واقعا دلم باهاش بود جور کردمو...9
خرداد عمل کردمو الان حدود 4 ماه می گذره راضیم و دوســـش دارم خدارو شکر
امید وارم فقط افت نکنه... وای خیلی حرف زدم خســــــــته شدم!! بازم می آم روزاتون عسلی دوستای نازم
رومینا هستم به زودی عمل میکنم و به هویت اصلی خودم میرسم به امید روزی همه ترنس ها